فیلم «Reflection in a Dead Diamond» با کنار گذاشتن روایتهای معمول، تماشاگر را به دنیایی از تجربههای حسی و تصویری میبرد که ذهنی عمیق را میطلبد.
در دورانی که بسیاری از فیلمها همچنان بر روایت خطی و الگوهای آشنای داستانگویی تکیه دارند، Reflection in a Dead Diamond از همان ابتدا مسیر متفاوتی را انتخاب میکند. این اثر نه قصد تعریف داستانی سرراست را دارد و نه میخواهد تماشاگر را با گرهگشاییهای روایی سرگرم کند؛ بلکه او را در معرض تجربهای قرار میدهد که بیشتر حسی است تا فهمیدنی. فیلم بهجای آنکه معنا را در کنشها و دیالوگها مستقر کند، آن را در کیفیت تصویر، صدا و تداوم ادراک بصری میجوید.

برای مواجهه با Reflection in a Dead Diamond پیش از هر چیز باید آن را در امتداد مسیر دو فیلمساز خلاقش دید. برونو فورزانی و هلن کته از جمله کارگردانانی هستند که همواره بیش از روایت، به تجربهی سینمایی وفادار ماندهاند. در آثار پیشین آنها از Amer گرفته تا The Strange Color of Your Body’s Tears سینما نه ابزار داستانگویی، بلکه یک تجربه حسی است. مجموعهای از رنگ، صدا، برش و حرکت و تکنیک که مستقیماً ادراک تماشاگر را هدف میگیرد. آنها به سنتی تعلق دارند که ریشه در سینمای ژانری اروپا، بهویژه جیالو ایتالیا و اکسپلویتیشن دهههای ۶۰ و ۷۰ دارد. اما این عناصر را نه برای بازسازی نوستالژیک، بلکه برای استخراج کیفیتی فیزیکی و کاملاً لمسی از تصویر به کار میگیرند.
در این چارچوب، Reflection in a Dead Diamond را نمیتوان صرفاً یک فیلم روایی دانست؛ بلکه باید آن را فیلمی مشابه ساختههای پیشین آنها در پروژهی فرمی این دو فیلمساز تلقی کرد. تلاشی برای تبدیل تماشای فیلم به تجربهای ادراکی که در آن منطق کلاسیک داستان به حاشیه رانده میشود و جای خود را به ضرباهنگ تصویر، شوکهای بصری و تداعیهای حسی میدهد. بنابراین پیش از آنکه با داستان روبهرو شویم، با یک زبان سینمایی مواجهایم. زبانی که در آن معنا نه از مسیر روایت، بلکه از برخورد مستقیم چشم و گوش با مادهی خام تصویر شکل میگیرد.

فیلم Reflection in a Dead Diamond یک روایت غیر خطی در بستری سورئال و فراگیر از نظر حسی است. روایت فیلم شبیه به یک تصویر ذهنی متحرک و غلو انگیز است که بیشتر به سراغ تجربیات حسی و تعاملی و در کنار آن استفاده گسترده و فزونی از نمادگرایی به همراه جلوههای بصری خیرهکننده است. همانطور که گفتم در Reflection in a Dead Diamond خبری از داستانگویی و روایت سنتی و کلاسیک سینمایی نیست، چرا که سبک کاری کته و فورزانی تأکید مبرمی بر حسآمیزی و سرگرم کردن مخاطبش دارد. Reflection in a Dead Diamond داستان مردی سالخورده را دنبال میکند که در هتلی ساحلی و نزدیک به ریویرای ایتالیا روزگار میگذراند؛ مردی که گذشتهاش بهویژه سالهای فعالیتش در قالب یک مأمور مخفی مدام در ذهنش بازسازی میشود.
روایت Reflection in a Dead Diamond بر پایهی تداخل زمانها شکل میگیرد: گذشتهی پرزرقوبرق و خشونتبار او در قالب فلاشبکهایی اغراقآمیز و سبکپردازیشده بازمیگردد. از این نقطه به بعد، فیلم میان زمانها و واقعیتها حرکت میکند. خاطرات، خیالها و بازسازیهای ذهنی در هم میآمیزند؛ گاهی تماشاگر صحنههایی را میبیند که به فیلمهای جاسوسی دهههای گذشته شباهت دارند، گاهی با تصاویری کاملاً انتزاعی و ذهنی روبهرو میشود. مشخص نیست کدام بخشها گذشتهی واقعی شخصیتاند، کدامها بازسازی ذهن او و کدام صرفاً فانتزی. فیلم عمداً از ارائهی پاسخ قطعی طفره میرود و تعلیقی ذهنی میآفریند: آیا خطراتی که شخصیت احساس میکند واقعیاند یا بازتاب ذهنی از گذشتهای فروپاشیده؟

در نتیجه داستان بیش از آنکه دربارهی کشف یک راز بیرونی باشد، دربارهی فروپاشی هویت است. مردی که تلاش میکند تصویری منسجم از خود به یاد آورد، اما تنها با انعکاسهای متعددی مواجه میشود که هرکدام نسخهای متفاوت از او را نشان میدهند. فیلم جدید کته و فورزانی مخاطب را در اقیانوس ذهن شخصیت اصلی خود یعنی جان دیمان رها میکنند. اقیانوسی که مخاطب را به سمت اعماق خود می کشاند و آشفتگی ذهنی شخصیت جان دیمان از ابتدا تا انتهای آن را نشانمان می دهد. آشفتگی ذهنی که همراه با یکسری از واقعیتهای روزمره این شخصیت شده و واقعیت در خیال و خیال در واقعیت را درهمآمیخته.
حالا ما در فضایی قرار داریم که با انبوهی از تصاویر سورئال و نماد پردازانه مواجه هستیم و نمی توانیم به سادگی واقعیت را از خیال تشخیص دهیم. به همین منوال برخی مخاطبان ترجیح میدهند که به نوعی مغزشان را خاموش کرده و دست از تحلیل و تفسیر اثر برداشته و تنها از جنبه سرگرمی به آن نگاه کنند. که هدف سازندگان آن، فورزانی و کته هم بیشتر تجربه حسی مخاطب و سرگرم شدن او در جهان غوطهور و مبالغهآمیزی که در جلوی چشمانمان قرار دادهاند است. ساختار روایی فیلم Reflection in a Dead Diamond تعمداً گسسته و تکهتکه است. روایت نه بر اساس منطق کلاسیک علت و معلول، بلکه بر پایهی تداعیهای ذهنی، خاطرات پراکنده و تصاویر ذهنی پیش میرود.

مخاطب مدام میان گذشته و حال، واقعیت و خیال جابهجا میشود و این جابهجاییها اغلب بدون مرز مشخصی اتفاق میافتند. این انتخاب فرمی شاید برای بخشی از تماشاگران گیجکننده باشد، اما دقیقاً با مضمون اصلی فیلم همخوانی دارد: ذهن شخصیت اصلی نیز مانند روایتی که میبینیم، از انسجام تهی شده است. در واقع فیلم Reflection in a Dead Diamond از همان ابتدا مقدمهچینی میکند تا مرز بین واقعیت و تخیل را کم کم برایمان محو کند. شخصیت اصلی فیلم درگیر نوعی مراودهی پیچیده میان این دو جنبه از تجربه است. آنچه که در واقعیت برای او رخ میدهد و آنچه که به نوعی ذهن او از آن واقعیت به عنوان یک تصویر تحریفشده ایجاد میکند.
درست بعد از آشنایی ما با شخصیت کینتیک، نسبت به رفتار و شرایطی که شخصیت جان دین با آنها دستوپنجه نرم میکند دچار سوء ظن میشویم. این که فیلم تصاویری را از ذهن شخصیت اصلی برای بیننده بازسازی میکند، نه تنها در سطح روایتی، بلکه بیشتر از طریق تصاویر بصری و اغراق آمیز اتفاق میافتد. که این تصاویر به شکلی بسیار تحریک آمیز و خیره کننده و از استفاده از تکنیکهایی چون رَک فوکوس، فریمهای پراکنده و انواع و اقسام تکنیکهای تحریک برانگیز سینمایی صورت میگیرد تا هم جذابیت بصری به فیلم بدهند و هم اینکه حس از هم گسیختگی و اختلال در ذهن شخصیت را نشان دهند.

ولی سازندگان بیش از آنکه دوست داشته باشند با ذهن شخصیت خود بازی کنند دوست دارند تا ذهن بینندهشان را به چالش بکشند و ما را در چنان مه غلیظی از ابهام قرار دهند تا ما هم مانند جان دیمان دچار این آشفتگی و ازدحام ذهنی شویم و درست مثل این شخصیت تشخیص واقعیت از خیال برایمان کاری بس مشکل باشد. اما کاملاً میشود گفت که سازندگان از عمد خواستهاند تا مخاطب را در یک تجربهی حسی تمام عیار و سورئال غوطهور کنند، همان گونه که سبک کاری زوج فورزانی و کته ایجاب میکند. تا اینکه بخواهند برای او یک پازل ذهنی روایی بسازند.
اغراق بصری و بعضاً تصاویر شوکآور یا تحریککننده، ابزاری هستند تا بیننده را کاملا سرگرم، متحیر و گویی هیپنوتیزم کنند. درست همانطور که شخصیت کینتیک شخصیت جان دیمان را هیپنوتیزم و دچار فروپاشی ذهنی کرد. بنابراین هدف اصلی فیلمسازان در Reflection in a Dead Diamond خلق یک تجربهی حسی و ادراکی است؛ تجربهای که بر قدرت تصویر، بافت بصری و تحریک حواس متکی است. روایت گسسته و حذف پیوندهای علتومعلولی کلاسیک، عملاً جای خود را به نوعی سینمای مبتنی بر تجربه حسی میدهد؛ جایی که تصاویر اغراقشده، قاببندیهای آگاهانه و میزانسنهای طراحیشده برای شوک بصری، مخاطب را در سطحی پیشروایی تحت تأثیر قرار میدهند.

در این چارچوب، Reflection in a Dead Diamond نه بهدنبال روایت یک داستان منسجم، بلکه در پی القای حالوهوایی ذهنی و عاطفی است؛ حالوهوایی که از طریق انباشت تصاویر تحریککننده و فضاسازیهای اغراقآمیز شکل میگیرد و تجربهی تماشاگر را از سطح فهم عقلانی به سطح ادراک حسی منتقل میکند. میتوان آثار هلن کته و برونو فورزانی را نوعی الهام از سینمای کالت مخصوصا سینمای کالت ایتالیا دانست؛ کارگردانانی که با دقت در تاریخچه سینمای اروپایی و آثار کمترشناختهشده، عناصر بصری و مفهومی دلخواه خود را انتخاب کرده و در قالبی جدید ترکیب میکنند. این سبک نشان از علاقه و شناخت عمیق آنها نسبت به منابع اصلی دارد.
با این حال، کته و فورزانی بیشتر اولویت را به فرم و تصویر میدهند و روایت و جذابیت شخصیتی کمتر مورد توجه قرار میگیرد. نتیجه این است که Reflection in a Dead Diamond در سطح بصری و حسی بسیار تأثیرگذار است و تجربهای غوطهورکننده ارائه میدهد، اما گاهی مخاطب از بعد درگیری عاطفی و روایت داستانی فاصله میگیرد و احساس همذاتپنداری با شخصیتها محدود میشود. بنابراین برخلاف کارگردانانی چون تارانتینو که همواره میداند چگونه شخصیتها را جذاب کند و داستانی با تعلیق و کشش خلق کند آثار کته و فورزانی بیشتر برای مخاطب خاص و طرفداران سینمای کالت طراحی شدهاند و این ممکن است از نگاه برخی مخاطبان یک ضعف مهم تلقی شود.

Reflection in a Dead Diamond جدیدترین فیلم برونو فورزانی و هلنه کته با الهام افراط گونه و ادای احترام این زوج فرانسوی به کمیکهای ایتالیایی فومتی نری با صحنههای سورئال و تحریک برانگیز و همینطور با حالوهوای تعلیق و خشونت سینمای کالت دهه ۶۰ ایتالیاست. فیلمی چشم نواز که شما را با جهانی غیرخطی و سرگرم کننده همراه میکند. سکانسهایی جذاب از نظر بصری، گویی که با یک انیمیشن فانتزی طرف هستیم؛ استفاده بجا از موزیکهای مناسب و مختلف در صحنهها، خشونتی تمام عیار و کار شده در سراسر فیلم، استفاده از انواع تکنیکهای سینمایی برای تحریک و تحت تأثیر قرار دادن مخاطب فیلم و…. که همه اینها به سرگرم کننده بودن هرچه بیشتر و بیشتر فیلم منجر شده است.
نمره نویسنده: ۸/۱۰
منبع: گیمفا
بدون دیدگاه