بشر هزاران سال در تلاش برای ساخت ماشینها بوده و تمدنهای باستانی روشهایی برای خودکارسازی وظایف مذهبی، نظامی یا کشاورزی ابداع کردهاند. اگرچه در اغلب موارد نیازهای عملی محرک اصلی مخترعان بوده است، اما تلاش برای ساخت یک فناوری کاملا جدید، بهطور اجتنابناپذیری با خطاها و پیچیدگیهای پیشبینیناپذیری همراه بوده و همین مسئله به تولد ماشینهایی عجیبوغریب منجر شده است.
با پیشرفت تکنولوژی، هم ماشینها و هم دلایل ساخت آنها پیچیدهتر شدند و ایدههایی که در مرز غیرممکن بودن قرار داشتند، به دست ذهنهای خلاق مختلف در سراسر جهان به واقعیت تبدیل شدند. اگرچه مفهوم عجیب بودن تا حد زیادی به دیدگاه ناظر بستگی دارد، در ادامه فهرستی از منحصربهفردترین و مرموزترین تلاشها برای ساخت ماشین ارائه میشود.
مکانیزم آنتیکیترا

یکی از رازآلودترین ماشینهای دوران باستان، دستگاهی است که با نام مکانیزم آنتیکیترا (Antikythera) شناخته میشود. این سازه در سال ۱۹۰۱ میلادی در لاشه یک کشتی باری رومی توسط غواصان اسفنج در نزدیکی جزیره آنتیکیترا کشف شد. این دستگاه که قدمت آن به بازهای میان سالهای ۲۰۵ تا ۸۷ پیش از میلاد بازمیگردد، از زمان کشف تاکنون هدف دقیق آن برای دانشمندان روشن نشده و به همین دلیل یکی از معماهای بزرگ تاریخ فناوری محسوب میشود. این سازوکار در فیلم Indiana Jones: The Dial of Destiny نیز نقش پررنگی داشت.
برخی از فرضیهها درباره عملکرد این ماشین، آن را یک محاسبهگر نجومی یا نوعی مدل مکانیکی از منظومه شمسی میدانند که برای ردیابی چرخههای اجرام آسمانی مانند ماه، زمین و سایر سیارات به کار میرفته است. همچنین از این دستگاه بهعنوان قدیمیترین رایانه آنالوگ یاد میشود که برای پیشبینی پدیدههای نجومی، از جمله زمان وقوع خورشیدگرفتگیها، استفاده میشده است.
در زمان کشف، این دستگاه درون بقایای یک جعبه با قاب چوبی قرار داشت. بررسیهای حفاظتی نشان میدهد که این مکانیزم از ۸۲ قطعه جداگانه تشکیل شده است. بزرگترین چرخدنده آن قطری در حدود ۱۳ سانتیمتر داشت و در اصل دارای ۲۲۳ دندانه بوده.
صفحه جلویی این ماشین شامل یک حلقه ثابت است که صفحه مداری حرکت زمین به دور خورشید و ۱۲ برج فلکی را نمایش میدهد. این برجها در بخشهای مساوی ۳۰ درجهای چیده شدهاند. در بخش بیرونی این صفحه، حلقهای دیگر وجود دارد که قابلیت چرخش داشته و با ماهها و روزهای تقویم مصری سوتیک مشخص شده؛ تقویمی که شامل ۱۲ ماه ۳۰ روزه و چند روز اضافی بوده است.
با چرخاندن حلقه تقویم مصری، امکان همتراز کردن آن با نقاط مربوط به برجهای فلکی فراهم میشود. این سازوکار از طریق چرخاندن یک دسته کوچک که بهوسیله یک چرخدنده تاجی به بزرگترین چرخدنده متصل است، به کار میافتاد و این حرکت میتوانست نشانگر تاریخ را روی صفحه جلویی جابهجا کند.
صرفنظر از کارکرد دقیق آن، مکانیزم آنتیکیترا پیچیدهترین ماشینی است که از آن دوره تاریخی به دست آمده و از هر نظر نمونهای بیهمتا محسوب میشود. همین ویژگی باعث شکلگیری نظریههای توطئه و توضیحات افسانهای فراوانی شده، از جمله این ادعا که این دستگاه توسط ارشمیدس ساخته شده است.
تانک تزار

تانک تزار روسی که با نامهای تانک نتوپیر (Netopyr) یا لبدنکو (Lebedenko) شناخته میشود، یکی از عظیمترین ماشینهای جنگی تاریخ به شمار میرود. این وسیله توسط نیکلای لبدنکو، نیکلای یگوروویچ ژوکوفسکی، بوریس استچکین و الکساندر میکولین طراحی و مهندسی شد و عنوان بزرگترین خودروی زرهی ساختهشده در تاریخ را به خود اختصاص داد. ریشه این پروژه به سال ۱۹۱۴ میلادی بازمیگردد، اما در سال ۱۹۱۵ پس از آزمایشهای اولیه ناموفق، به دلیل توان ناکافی و آسیبپذیری بالا در برابر آتش توپخانه، متوقف شد.
با این حال، این تانک همچنان ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است؛ چرا که دو چرخ جلویی آن قطری نزدیک به ۹ متر داشتند و به وسیله یک موتور مایباخ با توان ۲۴۰ اسببخار به حرکت درمیآمدند که در زمان خود یکی از قدرتمندترین موتورهای موجود به شمار میرفت. به گفته لبدنکو، اندازه بسیار بزرگ این چرخها قرار بود به عبور از موانع و خندقها کمک کند. در بخش عقب، یک چرخ سوم کوچکتر با ارتفاع ۱.۵ متر قرار داشت. حداکثر سرعت این ماشین تنها حدود ۱۶ کیلومتر بر ساعت بود.
این تانک همچنین دارای یک برجک توپخانه با ارتفاع حدود ۸ متر بود و بدنهای به عرض تقریبی ۱۲ متر داشت که دو توپ دیگر نیز روی آن نصب شده بود. حتی نصب تسلیحات اضافی در بخش زیرین بدنه نیز در مراحل طراحی مورد بررسی قرار گرفته بود. گزارشها حاکی از آن است که این تانک ابتدا در قالب یک مدل چوبی به نیکلای دوم، تزار روسیه، نمایش داده شد. این مدل با موتوری که از یک گرامافون قرض گرفته شده بود کار میکرد.
پس از آنکه رهبر روسیه تحت تأثیر قرار گرفت و دستور ادامه توسعه پروژه را صادر کرد، مشکلات واقعی نمایان شدند. با وجود آنکه انتظار میرفت چرخهای غولپیکر بتوانند از موانع بزرگ عبور کنند، توزیع نادرست وزن باعث شد چرخ کوچک عقب در زمین نرم گیر کند. این مشکل تقریبا در ابتدای آزمایشها بروز کرد و با وجود ادامه تستها در طول سال ۱۹۱۵، پروژه در نهایت بهطور کامل لغو شد.
ماشین زمینلرزه تسلا

مخترع نابغه، نیکولا تسلا، مجموعهای بسیار متنوع از طرحها و اختراعات را ارائه کرد که برخی از آنها بهشدت غیرمعمول و دور از ذهن بودند. او در ابتدا یک نوسانساز برای تولید برق طراحی کرده بود، اما در سالهای پایانی عمر خود ادعا کرد که نسخهای از همین دستگاه قادر است زمینلرزه ایجاد کند.
نوسانساز اولیهای که تسلا طراحی کرده بود با بخار کار میکرد. بخار با فشار وارد نوسانساز میشد و سپس از طریق مجراهایی خارج میگردید و همزمان باعث حرکت رفتوبرگشتی یک پیستون به سمت بالا و پایین میشد. این پیستون به یک آرمیچر متصل بود که با سرعت بسیار بالا به لرزش درمیآمد و در نتیجه، انرژی الکتریکی تولید میکرد.
تسلا نسخههای مختلفی از این دستگاه ساخت، هدف او جایگزینی موتورهای بخار رفتوبرگشتی بود که برای چرخاندن ژنراتورها استفاده میشدند و بازدهی پایینی داشتند. با این حال، او در یک مهمانی در سال ۱۹۳۵ میلادی ادعا کرد که یکی از این نسخههای نوسانساز میتواند ارتعاشات سازهای شدیدی ایجاد کند و حتی باعث وقوع زمینلرزه در مرکز شهر نیویورک شود.
بر اساس گزارشهای خبری منتشرشده در همان دوره، این مکانیزم که اندازه آن بهقدری کوچک بود که میتوانست در جیب یک پالتو جا بگیرد، ظاهرا در نزدیکی آزمایشگاه تسلا در منهتن باعث ایجاد لرزشهایی شبیه زمینلرزه شد و همین موضوع موجب حضور پلیس و نیروهای امدادی در محل گردید.
تسلا در گفتوگو با خبرنگاری از New York World-Telegram توضیح داد که هنگام آزمایش ارتعاشات، دستگاه با فرکانس لرزش ساختمان هماهنگ شد و صدایی غیرعادی و شبیه ترکخوردگی ایجاد کرد. در نتیجه، انواع اختلالها رخ داد و حتی ماشینآلات سنگین به اطراف پرتاب شدند. این وضعیت باعث شد تسلا برای متوقف کردن ماجرا، دستگاه را با یک چکش بشکند.
اینکه آیا چنین رویدادی واقعا اتفاق افتاده یا نه، همچنان محل تردید است، زیرا شواهد چندانی فراتر از گفتههای خود تسلا وجود ندارد. این احتمال مطرح شده که او قصد داشت اهمیت کار خود را بزرگ جلوه دهد؛ چرا که در همان مهمانی گفته بود اگر این دستگاه به یک تیرآهن متصل شود، میتواند ساختمان Empire State Building را نیز فرو بریزد. همچنین گفته میشود که تسلا امیدوار بود از این ماشین حدود ۱۰۰ میلیون دلار درآمد کسب کند.
دایناسفر

دایناسفر (Dynasphere)، یک وسیله تکچرخ بسیار خاص و از نظر بصری چشمگیر بود، توسط مهندس برق انگلیسی، جان آرچیبالد پوروز، اختراع شد. این وسیله که در سال ۱۹۳۰ میلادی به ثبت رسید، در واقع از یکی از طرحهای لئوناردو داوینچی الهام گرفته شده بود.
این چرخ دارای یک کابین در داخل محیط دایرهای خود بود که راننده و سرنشین میتوانستند در آن بنشینند. مجله Modern Mechanics در شماره ژوئن ۱۹۳۲ میلادی جزئیات سازوکار داخلی آن را تشریح کرد. در داخل چرخ و در هر دو طرف، ریلهایی وجود داشت که بهطور کامل دور تا دور چرخ امتداد داشتند. موتوری که به این ریل متصل بود، آن را به سمت خود میکشید و به این ترتیب، چرخ به حرکت درمیآمد.
سؤال مهم این بود که چرا این وسیله واژگون نمیشد. دلیل آن این بود که مرکز جرم دایناسفر به اندازه کافی پایین قرار داشت. همانطور که نشریه توضیح داده، وزن موتور و راننده بهحدی بود که آنها را همواره موازی با سطح زمین نگه میداشت. اگر سامانه محرک بیش از حد سبک میبود، ممکن بود موتور بهجای کشیدن ریل، از روی ریل دندهای بالا برود.
دایناسفر میتوانست با حضور دو سرنشین به سرعتی در حدود ۴۸ کیلومتر بر ساعت دست یابد. نکته جالب دیگر این بود که سواری با دایناسفر احتمالا دیدی کاملا منحصربهفرد فراهم میکرد؛ زیرا هنگام حرکت، شبکه فلزی مقابل چشمان راننده آنقدر سریع عبور میکرد که عملا ناپدید به نظر میرسید.
پس از ساخت دو نمونه اولیه از دایناسفر، پوروز نسخهای شبیه به اتوبوس طراحی کرد که ظرفیت حمل افراد بیشتری را داشت. با این حال، این مدل نیز به دلیل دشواری در هدایت و ترمزگیری، از نظر عملی چندان کارآمد نبود.
اورنیهوپتر

اورنیهوپتر (Ornihopter) ماشینی غیرمعمول است که در قالبهای مختلفی ساخته شده و همچنان تلاشهایی برای توسعه نسخههای جدید آن ادامه دارد. این دستگاه به انسان امکان میدهد مشابه پرندگان یا حشرات پرواز کند و با بالزدن واقعی، در هوا باقی بماند.
برخی از اورنیهوپترهای بزرگتر دارای خدمه هستند، توسط خلبان هدایت میشوند و از موتور برای تأمین نیرو استفاده میکنند. در مقابل، نمونههای کوچکتر معمولا فقط برای یک نفر طراحی شدهاند و نیروی بالزدن باید مستقیما توسط خود فرد تأمین شود.
تاریخچه طراحی اورنیهوپترها دستکم به هزار سال پیش بازمیگردد. گزارشهایی وجود دارد که شاعر، مهندس، ستارهشناس و مخترع اندلسی قرن ۹ میلادی، عباس بن فرناس، در این دوره به آزمایش پرواز با نیروی محرکه پرداخته است.
لئوناردو داوینچی نیز طرحها و نقشههای متعددی از اورنیهوپتر ارائه کرد که تا امروز باقی ماندهاند. او ایدههای خود را بر اساس مطالعه پرواز پرندگان بنا کرده بود و هواپیماهایی را تصور میکرد که سرنشینان در آنها بهصورت درازکش قرار میگرفتند و با استفاده از اهرمهای دستی، پدالهای پایی و قرقرهها، بالهای بزرگ را به حرکت درمیآوردند.

در طول قرنهای بعد، طرحهای متنوع دیگری نیز امتحان شد و این روند تا دوران معاصر ادامه یافته است؛ بهگونهای که امروزه اورنیهوپترهای بدون سرنشین و سرنشیندار برای اهداف مختلف صنعتی و زیستمحیطی در حال توسعه و استفاده هستند.

بدون دیدگاه