انیمیشن غارنشینان (The Croods) همانطور که از نامش پیدا است، داستان خود را حول محور انسانها غارنشین تعریف میکند.
روایت انیمیشن The Croods در دوران ماقبل تاریخ جریان پیدا میکند که انسانها هنوز در غارها به زندگی میپردازند و تنها تفاوتشان با حیوانها در قابلیت صحبت کردن است. در دل این دنیا یک خانواده غارنشین وجود دارند که برخلاف سایر انسانها، از بلایای طبیعی متعددی جان سالم به در بردهاند. در واقع آنها یکی از معدود انسانهایی هستند که موفق شدند بر قدرت مرگ غلبه کنند و وداع گفتن با دنیا را چند سالی به تاخیر بیندازند. شرکت دریمورکس برای اینکه ایده مذکور را به یک انیمیشن سینمایی تبدیل کند، بودجهای بین ۱۳۵-۱۷۵ میلیون دلار در نظر گرفت و در نهایت، موفق شد در گیشه بیش از ۵۸۷ میلیون دلار بفروشد.
نمراتی که انیمیشن غارنشینان دریافت کرد عمدتا مثبت بودند و میتوانیم از آن به عنوان یکی از بهترین انیمیشنهای دهه ۲۰۱۰ یاد کنیم. این اثر در مراسمهایی مثل اسکار و گلدن گلوب هم مورد توجه قرار گرفت و به نامزد بهترین انیمیشن بلند سال تبدیل شد (هر چند که در نهایت جایزه اصلی را به دست نیاورد). شرکت دریمورکس هم که یک فرنچایز انیمیشنی با پتانسیل بالا به وجود آورده بود، تصمیم گرفت آن را ادامه دهد. بدین ترتیب دو سریال تلویزیونی با نامهای Dawn of the Croods و The Croods: Family Tree در سالهای ۲۰۱۵ و ۲۰۲۱ پخش شدند و دنباله مستقیم انیمیشن اول، در سال ۲۰۲۰ و با نام The Croods: A New Age به اکران رسید.
داستان انیمیشن غارنشینان در مورد یک خانواده غارنشین است که از دل بلایا و خطرهای طبیعی متعددی جان سالم به در بردهاند. مهمترین دلیل زنده ماندن آنها به تصمیمها و رفتارهای پدر خانواده به اسم گراگ بازمیگردد که از قضا نیکلاس کیج دوستداشتنی در قالب او به صداگذاری پرداخته است. گراگ به شدت سختگیرانه رفتار میکند. او تنها زمانی اجازه میدهد اعضای خانواده از غار بیرون بیایند که میخواهند به دنبال غذا بگردند. اما برخلاف گراگ، دختر خانواده به اسم ایپ طرز فکر کاملا متفاوتی دارد و اصلا نمیخواهد مانند پدرش فقط به فکر زنده ماندن باشد؛ او میخواهد زندگی کرده و لذت آن را زیر زبانش بچشد.
یک شب که ایپ تصمیم میگیرد مخفیانه از خانه بیرون رود، با یک نور عجیبوغریب روبهرو میشود. او پس از دنبال کردن منبع نور به یک پسر معمولی برمیخورد که ظاهری شبیه به انسانهای مدرن دارد. نوری که ایپ به دنبال آن افتاد هم صرفا نور مشعلِ این پسر بود که برای دختر بیچاره یک پدیده بیگانه به شمار میرفت؛ چرا که او تا به حال آتش را از نزدیک ندیده بود. پسر به ایپ هشدار میدهد و میگوید که یک آخرالزمان جدید در راه است؛ آخرالزمانی که همه چیز را از بین میبرد و تنها راه نجات از آن فرار کردن است. پسر به ایپ پیشنهاد میدهد و میخواهد به نجات او بپردازد. ولی خب ایپ که نمیتواند بدون خانوادهاش جایی برود، تصمیم میگیرد به خانه برگشته و خبر این خطر بزرگ را به اعضای خانواده برساند. ولی خب حدس بزنید چه میشود؟ گراگ طبق معمول ترجیح میدهد بمیرد تا دست به انجام یک کار جدید بزند.

یکی از جذابترین جنبههای شکلگیری انیمیشن غارنشینان به ایده اولیه سازندگان آن بازمیگردد؛ جایی که آنها تصمیم گرفتند به جای بازسازی دقیق و مستندگونهی دوران ماقبل تاریخ، جهانی خیالی، اغراقشده و سرشار از رنگ و شگفتی خلق کنند. هدف اصلی روایت داستان نخستین خانوادهی جهان بود؛ خانوادهای که در آستانهی نابودی دنیای آشنای خود، با تغییری عظیم در طبیعت روبهرو میشود و ناچار است برای بقا، باورهای کهنه و قوانین سفتوسختش را زیر سؤال ببرد. به همین دلیل، فیلم به جای تکیه بر واقعگرایی تاریخی، بر مفهوم ذهنی و احساسی انسان اولیه تمرکز میکند؛ انسانی که هر صدای ناشناختهای میتواند برایش تهدید باشد و هر پدیده تازهای بوی خطر بدهد. این انتخاب آگاهانه باعث شد جهان اثر پر از موجودات ترکیبی عجیب، چشماندازهای غیرواقعی و فضایی فانتزی باشد؛ جهانی که بیش از آنکه بازتاب تاریخ باشد، بازتاب ترسها و تخیل بشر در نخستین مواجهه با ناشناختهها است.
در واقع، غارنشینان بیش از آنکه دربارهی عصر حجر باشد، دربارهی لحظهای سرنوشتساز در تکامل انسان است؛ لحظهای که بقا دیگر فقط به پنهان شدن در تاریکی غار خلاصه نمیشود، بلکه به جرأت قدم گذاشتن در مسیر آینده گره میخورد. سازندگان با استفاده از این بستر تاریخی–تخیلی، مفهومی جهانشمول را مطرح میکنند: تقابل امنیت با پیشرفت. جهان در حال فروپاشی فیلم، استعارهای از پایان یک شیوهی زندگی است و سفر خانواده کروود نمادی از گذار از ترس به امید. به همین ترتیب، ایدهی اولیهی ساخت فیلم نه صرفاً خلق یک انیمیشن ماجراجویانه، بلکه بازنمایی یکی از اساسیترین دغدغههای انسانی بوده است؛ اینکه آیا برای زنده ماندن باید در محدودهی امن خود باقی ماند یا خطر تغییر را پذیرفت و به سوی افقهای تازه حرکت کرد.
بدون دیدگاه