روایتی از تلاش و نبرد، روایتِ از خود گذشتگی، روایتی از انسان در جستجوی خوشبختی آن هم به هر قیمتی. Marty Supreme فیلمی جذاب، قابل تامل و حتی خوب است. میشود آن را به نقد کشید و میشود از آن لذت بُرد. دیدن انسانی که در هزارتوی زندگی دست به نبردی بزرگ میزند. نبردی بزرگ در دنیای کوچک خود. تیموتی شالامی به عنوان بازیگر یک قدم به جلو رفته و توانسته خودی نشان دهد؛ اما آیا لایق نامزدی در اسکار بوده است؟ خود فیلم چطور؟ لایق این همه توجه بوده است؟ ادامه متن تلاشی برای پاسخ به همین سوالهاست.

سال ۲۰۱۹ فیلمی به ظاهر ساده اما بسیار پُر تعلیق و سینمایی بر روی پرده رفت. فیلمی گمنام که بازیگر نقش اصلی آن را یک کمدین (آدام سندلر) بر عهده داشت. فیلمِ الماسهای تراش نخورده با کمترین هزینه ساخته شده و در مدت زمان کوتاهی تبدیل به یک شاهکار سینمایی شد. کارگردانی عالی و دوربینی که هم در تکنیک و هم در فُرم، هیجان و تعلیق خلق میکرد. حال این فیلمساز جوان (جاش سفدی) با فیلم جدید خود یعنی Marty Supreme برگشته تا نشان دهد که موفقیت فیلم قبلی شانسی نبوده است. در این فیلم نیز تعلیق و هیجان را حس میکنیم و به وضوح قدرت کارگردانیِ جاش سفدی مشهود است. همچون دفعه قبل کارگردان برای داشتن حسِ تعلیق کمی گانگستر بازی به اثر اضافه کرده و این در نوع خود خوب است اما بخش عمده تعلیق بر عهده بازی پینگ پنگ است. بازی به ظاهر ساده که با تکنیک کارگردانی جاش سفدی در بعضی لحظات بسیار هیجانی و جذاب میشود. این صحنههای ورزشی به قدری خوب هستند که مستقل از اثر هم میتوانند جذابیت داشته باشند و نشان دهند که برای خلق اِلمانِ هیجان و تعلیق هیچ نیازی به خونبازی نیست و حتی یک تنیس روی میز ساده هم میتواند آن را بسازد. البته که تنها کارگردانی در خلق این صحنههای درخشان دخیل نبوده است و تیم بازیگری مخصوصا تیموتی شالامی بازی درخشانی از خود ارائه داده و همین موضوع یکی از دلایل موفقیتِ صحنههای مذکور است. هرچند که برخلاف نیم پرده دوم و آخر فیلم، بنده با نیم پرده اول فیلم چندان ارتباطی نگرفتم و این به دلیل روند سریع اتفاقات بود. فیلم در تلاش برای ساخت کاراکتری بود که نشان دهد او عاشق پینگ پنگ است و برای رسیدن به آن حاضر است هر تلاشی بکند. همین موضوع روند اتفاقات فیلم را سریع کرده و باعث شد تا مخاطب نتواند با محیط قصه و آدمهای درون آن ارتباط بگیرد. هرچند که در نیم پرده دوم این مشکل رفع شده و فیلم توانست ارتباط خود را با مخاطب از سربگیرد.

همانطور که در ابتدای مقاله عنوان شد، تیموتی شالامی برای بازی در این فیلم نامزد دریافت جایزه اسکار شده است. قطعا که بازی او درخشان است. در نیم پرده اول کمی بازی او فراتر از فیلمنامه و ظریفت کاراکتر رفته و به قول معروف بازی اُور اکت شده است. اما رفته رفته و با خلق اتمسفر فیلم این بازی کاملا مناسب فیلم میشود. تیموتی چه در میمک صورت چه در بازی بدن توانسته نشان دهد که این نقش را به خوبی فهمیده است و تمرینات او برای پینگ پنگ باعث شده تا نقشی باورپذیر و خاص را ارائه دهد. در قصههای فرعی نیز او توانسته در نقش یک عاشق، در نقش یک دزد و حتی در نقش یک دغلباز نیز اجرای خوبی را به نمایش بگذارد. در اصل این ورزشکار بودن، دزد بودن و مثلا عاشق بودن بخشی از هویتِ کاراکتر تیموتی است و او در کنار هویت اصلی، به این هویتهای فرعی نیز پرداخته و سعی کرده در هر یک قصه فرعی چیزی که فیلم و کارگردان از او میخواهد را به نمایش بگذارد. پس در کلامی بسیار ساده بازی او عالی بوده است. اما سوال در این است که آیا بازی او لایق حضور در اسکار بوده است؟ بدون شک همه ما اتفاق نظر داریم که سینما بدترین سالهای عمرش را میگذارند و به راستی فیلم شاهکار هم کم پیدا شده است. قبلها بازیهای درخشان اسکار متعلق به دنیل دی لوئیس و بازیگران بزرگ کلاسیک بودند که به راستی بازی آنها تاریخی بودند. اینکه بازی تیموتی امسال برای او نامزدی در اسکار را به همراه داشته و بسیاری شانس او را برای برنده شدن زیاد میدانند، نشان دهنده افول دوران درخشان بازیگری است. هرچند که امسال بازیگران بزرگی در آکادمی نامزد شدهاند بازهم ادعا میکنم که بازی خوبِ تیموتی در این فیلم، اگر در دوران کلاسیک یا همین بیست سال پیش میبود، با وجود تعاریف و تمجیدها، هرگز نامزدی اسکار را به دست نمیآورد.

در فیلم قبلی نیز جهانبینی کارگردان قابل توجه بود. انسان در جستجوی خوشبختی به هر قیمتی که شده! در فیلم Marty Supreme نیز شخصیت اصلی ما به دنبال خوشبختی است. هرچند که در ساحت متافیزیک خوشبختی و شجاعت و عشق و غیره تعریف واحدی ندارد و هرگز نخواهند داشت، کاراکتر ما خوشبختی را حضور در بازیهای بزرگ دانسته و برای پول دست به هر کاری میزند. مثلا در نیم پرده اول دزدین پول از صاحب کار خود باعث دردسر شده و در ادامه نیز برای پول دست به دزدی از ستاره سابق سینما میزند و به دنبال اخاذی از یک گانگستر است. در اصل با اینکه ما صورتگرا هستیم و فیلم را از بُعد صورتگرایی نقد و بررسی میکنیم، مفاهیم سقوط اخلاقی در رابطه با اسطوره شارلاتانیزم موفقیت نیز بخشی از جذابیت فیلم است که متن به خوبی توانسته به آن بپردازد. مثلا شخصیت اصلی برای رسیدن به بازی توکیو تا لبه مرگ هم پیش میرود. دزدی میکند، اخاذی میکند و عملا هیچ عمل غیراخلاقی نیست که او انجام دهد و همه این موارد هم در ذهن او توجیه میشود که برای رسیدن به موفقیت از هر پُلی خواهد گذشت. این همان مسئله معروف فلسفی هدف مسیر را توجیه میکند یا نه است. هرچند که فیلم جوابی نمیدهد و نباید هم بدهد، با این حال دیدن انسانی که اخلاق را برای هدف از دست میدهد قابل تامل و تماشایی است.

در طول متن بارها ارشاره شد که تکنیک فیلم عالی است. کادربندی، کلوزآپهای به موقع، رنگ گرم که همراه قصه است و موسیقی متن عالی. موسیقی متن در بعضی از صحنهها که ریتم فیلم بالا رفته است، چنان به کمک فیلم میآید که شاید هیچ عنصر دیگری همچون موسیقی نتواند به حس تعلیق کمک کند. بازی دیگر بازیگران با وجود کمرنگ بودن نقش، هم به جا و هم خوب بود و توانستند هر کدام در سهم خویش به پیشبُرد قصه کمک کنند. یکی از ایرادهای تکنیکی فیلم که فُرم هم کم آورد، مدت زمان طولانی فیلم بود. تقریبا دو و نیم ساعت از فیلمی که میشد آن را در کمتر از دو ساعت جمع کرد. قطعا که فیلمساز در ادامه مسیر کارگردانی خود به این موارد توجه خواهد کرد و ما باز نیز شاهد فیلمی درخشان از او خواهیم بود.

در نهایت، Marty Supreme نه شاهکار است و نه اثری معمولی که به سادگی بتوان از کنارش عبور کرد. فیلمی است در میانه گاهی شتابزده میشود، گاهی در دام تکرار میافتد، اما در لحظات اوج خود آنقدر زنده و پُرهیجان است که مخاطب را وادار میکند نفس در سینه حبس کند. همین لحظات است که ارزش دیدن فیلم را توجیه میکند. فیلم تازه جاش سفدی نشان میدهد او همچنان به جهانبینی خاص خود وفادار است؛ انسانی که برای رسیدن به رویای خوشبختی، مرزهای اخلاق را یکییکی پشت سر میگذارد. این جهان شاید تلخ باشد، شاید حتی آزاردهنده باشد، اما واقعی است؛ دستکم در منطق سینمایی سفدی واقعی جلوه میکند. قهرمان او نه کاملا دوستداشتنی است و نه تماما منفور؛ او تصویری از انسانی است که در تب موفقیت میسوزد و در این سوختن، خود را نیز قربانی میکند. در مورد بازی تیموتی شالامی نیز همین دوگانگی برقرار است. اجرایی درخشان، پُر انرژی و حسابشده که نشان از پیشرفت دارد، اما نه آنقدر تاریخی که بخواهیم آن را در کنار بزرگان ماندگار سینما قرار دهیم.
Marty Supreme در نهایت بیش از آنکه درباره پینگپنگ باشد، درباره وسوسه موفقیت است؛ درباره انسانی که میخواهد برنده باشد، حتی اگر بهای این بُرد، باختن خودش باشد. فیلم پاسخی قطعی به پرسشهای اخلاقیاش نمیدهد و همین سکوت، آن را قابل تامل میکند. شاید ارزش اثر نیز در همین باشد؛ اینکه قضاوت را به ما واگذار میکند و تنها میدان بازی را نشان میدهد. حال اینکه در این میدان، پیروزی معنا دارد یا نه، پرسشی است که هر مخاطب باید خود پاسخ دهد.
نمره نویسنده به فیلم: ۷ از ۱۰
منبع: گیمفا
بدون دیدگاه