محمدحسین محبی را می توان نماینده نسل جدید مجریان دانست
پرهیز از توهین و تمسخر از بدیهیترین اصول کار رسانهای است که یک برنامه در شبکه افق بهراحتی نادیدهاش گرفت. درباره سوژهای ملتهب و دردآور که دربرگیریاش به وسعت کل ایران است، جملات بهاصطلاح طنز با تمسخر و توهین آشکار، موجی از خشم و انتقاد را به دنبال آورد.
اصل «ملاحظات قربانیان» یکی از اصول اولیه و حساس رسانهای است که بهطور خاص بر شرایط ملتهب، مثل جنگ یا بحرانهای اجتماعی، تمرکز میکند و تاکیدش بر این است که در چنین مقاطع زمانی هر نوع محتوای رسانهای باید این ملاحظه را در نظر داشته باشد. براساس این اصل رسانهای مغایر اصول اخلاقی است اگر شأن و حرمت قربانیان یا بازماندگان آنها زیر پا گذاشته شود.
این اصول اخلاق رسانهای اما چندان مورد توجه سازندگان برنامه «خطخطی» شبکه افق نبوده و درک شرایط حساس جامعه هم فراتر از توان دستاندرکارانش بوده است. حالا برنامهای که حدود ۵ ماه روی آنتن بوده با تخطی آشکار از کدهای اخلاقی (Code of Ethics) توقف پخش گرفته و مدیر شبکه افق هم از سمت خود عزل شده است.
فارغ از این عزل و توقف، موجی از انتقادها نسبت به اظهارات غیرحرفهای و غیراخلاقی مجری و سازندگان برنامه از سوی طیف گستردهای از افراد بهویژه در فضای مجازی به راه افتاد. انتقادات بهحقی که نسبت به اظهارات توهینآمیز سازندگان «خطخطی» مطرح شد فقط به کاربران و مردم عادی محدود نماند.
جمع کثیری از هنرمندان و حتی اهالی خود صداوسیما در صفحات شخصیشان در شبکههای اجتماعی و حتی روی آنتن دیگر شبکههای تلویزیونی انتقادات مستقیمی را نسبت به محتوای این برنامه مطرح کردند. این فاجعه رسانهای آنقدر جدی بود که حتی روزنامههای اصولگرا، مثل روزنامه خراسان، هم در شماره امروز خود درباره اظهارات غیراخلاقی مطرحشده در این برنامه نوشتند.
صداوسیمایی که اصرار دارد ۷۰ درصد از جامعه ایران را مخاطب خود بداند – هرچند مشخص نیست این ۷۰ درصد با کدام روش پژوهشی و بر چه اساسی محاسبه شده – انتظار میرود در ساخت برنامه برای جمعیت ۶۳ میلیون نفری دقت نظر بیشتری به خرج دهد.
معیارهای منطقیتر مخاطبان صداوسیما را میلیونها نفر کمتر از این عدد برآورد میکنند اما نکته اینجاست که رسانه اصطلاحا ملی سالهاست نه با تولیدات باکیفیت و آثار قابل دفاع، بلکه به دلیل محتوای نامناسب، ساختههای بیکیفیت و اظهارات ناصحیحی که مطرح میکند در کانون توجه قرار میگیرد و کمتر پیش میآید محتوای قابل دفاعی مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد.
در زمانهای که میان رسانهها بر سر جذب مخاطب حداکثری جنگ است، صداوسیما هر از چند گاهی با یک محتوای نامطلوب به چشم میآید و یک درجه بیشتر از چشم مردم میافتد.
رسانهای که در سال ۱۴۰۴ حدود ۲۴ هزار میلیارد تومان بودجه داشت و قرار است در سال آینده با افزایش ۲۰ درصدی بودجه، بیش از ۳۳ هزار میلیارد تومان از بیتالمال سهم داشته باشد با تولیداتی که ضد اجتماعی، خلاف انسانیت و خارج از چارچوبهای اخلاق رسانهای است نهتنها مخاطب جدیدی جذب نمیکند که حتی در حفظ مخاطبان فعلی هم بهشدت ناتوان به نظر میرسد.
رسانه «ملی» که طبق اصول ارتباطات میتواند کارکرد «هویتبخشی» و «ایجاد اجماع» داشته باشد و انتظار میرود در اوج التهاب اجتماعی و روزهایی که نیاز به امنیت روانی و جمعی بیش از همیشه احساس میشود، تسهیلگر ایجاد فضای آرامتر در کشور باشد نقشی دقیقا خلاف این انتظارات ایفا میکند.
توجیه این که بخشهایی از این برنامه توسط رسانههای معاند «تقطیع» شده، کمکی به تغییر نظر مخاطب نمیکند و حتی میتواند خشم بیشتری ایجاد کند در مخاطبی که با «بهانه» عجیب تقطیع سعی کردهاند آرامش کنند.
مخاطبی که حتی عزل مدیر شبکه افق (صادق یزدانی) به دلیل «سهلانگاری و بیتوجهی در مدیریت محتوای برنامه» هم نتوانسته از بار خشمش کم کند، توجیههای نخنمایی مثل تقطیع را باور نخواهد کرد؛ چراکه حتی اگر تقطیعی که مجری برنامه (محمدحسین محبی) از آن میگوید هم صحت داشته باشد از شدت قساوت آن جملات و بار توهینآمیز محتوا کم نمیکند.
احتمالا حاصل همین برنامهسازیها، اظهارات و عملکردها و توجیهات مطرحشده درباره آنهاست که افراد امروز حتی عزل مدیر شبکه را هم مساوی با تکرار نشدن چنین خطاهایی نمیدانند و تصورشان این است که مدیر عزلشده بهزودی سمت جدیدی در جایگاهی دیگر، چهبسا جایگاهی بالاتر، خواهد گرفت.
سعید رجبی فروتن، فعال فرهنگی، در یادداشتی که امروز برای روزنامه اطلاعات نوشته به همین موضوع اشاره کرده است:
تجربه نشان داده است که معمولا کار با برکناری مدیران خطاکار خاتمه یافته تلقی شده و وقتی آبها از آسیاب افتاد، مدیر معزول با دریافت حکم جدید، دوباره بر صندلی تازه مدیریتی جلوس میکند. از یاد نبردهایم که در گذشته خطاهایی در حد اهانت به مذاهب اسلامی بر روی آنتن زنده صورت گرفته است اما با یک عذرخواهی و برکناری مدیر قضیه فیصله یافته است. اما مدتی بعد همان مدیر در سمت مهم دیگری منصوب شده است.
همه تجربههای مشابه پیشین در صداوسیما، در کنار برخوردهای سلبی و قهری با رسانههای دیگر، از جمله روزنامهها و سایتهای خبری که بهراحتی حکم توقیف و تعلیق میگیرند، باعث شده امروز هم اعتماد به رسانهای مثل صداوسیما از بین برود و هم با محدود کردن سایر رسانهها یا با قطعی اینترنت و توقف جریان آزاد اطلاعات، مرجعیت رسانهای به رسانههایی سپرده شود که قابل اعتماد نیستند و مخاطب را غرق در اخبار جعلی (fake news) و اطلاعات نادرست (misinformation) میکنند.
محمدحسین محبی یکی از چهره های جوان و کمتر شناخته شده تلویزیون است که با اجرای برنامه «خط خطی» از شبکه افق، بیش از گذشته در معرض توجه مخاطبان قرار گرفت. او به عنوان مجری، تلاش کرده لحن صمیمی و شوخ طبع را با موضوعات جدی اجتماعی و سیاسی تلفیق کند؛ ترکیبی که همواره حساسیت برانگیز بوده است.
محبی از جمله مجریانی است که مسیر حرفه ای خود را نه از برنامه های سرگرمی صرف، بلکه از قالب های تحلیلی، گفت وگومحور و طنز سیاسی آغاز کرده است. همین پیش زمینه باعث شده سبک اجرای او، فاصله محسوسی با اجرای کلاسیک تلویزیونی داشته باشد.
در فضای رسانه ای ایران، مجریانی که وارد حوزه طنز سیاسی و اجتماعی می شوند، معمولاً با واکنش های دوگانه مواجه اند؛ بخشی از مخاطبان ارتباط می گیرند و بخشی دیگر نقدهای جدی مطرح می کنند. محمدحسین محبی نیز از این قاعده مستثنا نبوده و نام او دقیقاً در همین نقطه وارد ترندهای خبری شد.
محمدحسین محبی دانش آموخته رشته علوم ارتباطات است؛ رشته ای که به صورت مستقیم با رسانه، افکار عمومی و تولید محتوا در ارتباط است. این زمینه تحصیلی، نقش مهمی در شکل گیری نگاه رسانه ای و نحوه تعامل او با مخاطب داشته است.
او پیش از حضور در برنامه خط خطی، سابقه اجرا و همکاری در برنامه هایی مانند «صاعقه» و «فوکوس» را در کارنامه خود داشته است. این تجربه ها، به ویژه در قالب های گفت وگومحور و تحلیلی، به او کمک کرده تا اجرای زنده و بداهه را با تسلط بیشتری مدیریت کند.
از نظر حرفه ای، محبی به عنوان گوینده و مجری شناخته می شود و بر اساس اطلاعات منتشرشده، عضو رسمی نظام مهندسی گویندگان و مجریان نیز هست. این موضوع نشان می دهد فعالیت او در چارچوب های حرفه ای رسانه تعریف شده و صرفاً محدود به یک برنامه خاص نیست.
مسیر کاری او بیشتر بر پایه کار با تیم های جوان، تولیدات کم هزینه اما ایده محور و تمرکز بر محتوای روز شکل گرفته است؛ مسیری که در سال های اخیر در تلویزیون ایران پررنگ تر شده است.

برنامه «خط خطی» به تهیه کنندگی رسول حسینی نواز هر هفته شنبه و یکشنبه ساعت ۲۱:۰۰ از شبکه افق پخش می شود. این برنامه در دسته طنز اجتماعی و سیاسی قرار می گیرد و تلاش می کند با زبان شوخی، به مسائل روز جامعه بپردازد.
ساختار خط خطی مبتنی بر روایت منسجم است؛ به این معنا که آیتم ها به صورت پراکنده کنار هم قرار نمی گیرند، بلکه در قالب یک خط داستانی کلی به هم متصل می شوند. این ویژگی، تفاوت اصلی آن با بسیاری از برنامه های طنز آیتمی تلویزیون محسوب می شود.
در هر قسمت، از ابزارهایی مانند:
استفاده می شود تا پیام برنامه، غیرمستقیم و قابل هضم منتقل شود. هدف اعلام شده سازندگان، نقد منصفانه و بازتاب دغدغه های واقعی جامعه، بدون جانبداری جناحی است.
در برنامه خط خطی، محمدحسین محبی صرفاً یک مجری کلاسیک نیست، بلکه بخشی از روایت و فضای طنز برنامه محسوب می شود. لحن او ترکیبی از شوخی، کنایه و گاهی صراحت است؛ سبکی که ارتباط مستقیم تری با مخاطب برقرار می کند.
تهیه کننده برنامه بارها تأکید کرده که انتخاب محبی، انتخابی آگاهانه بوده است. او به دلیل صمیمیت، شوخ طبعی و تسلط کلامی توانسته فضای زنده ای به برنامه بدهد. این ویژگی به خصوص در اجرای زنده و واکنش به موضوعات روز اهمیت زیادی دارد.
محبی تلاش می کند فاصله رسمی میان مجری و بیننده را کاهش دهد. این رویکرد اگرچه برای بخشی از مخاطبان جذاب است، اما در موضوعات حساس، ریسک بالایی دارد و می تواند به سوءبرداشت یا واکنش منفی منجر شود.
بازخوردها نشان می دهد اجرای او برای گروهی از مخاطبان قابل قبول و حتی متفاوت از جریان رایج تلویزیون است، اما هم زمان نقدهایی نیز نسبت به مرز شوخی و احترام مطرح می شود.
نمایشگر ویدیو
نام محمدحسین محبی بیش از هر زمان دیگری، پس از انتشار یک ویدئوی کوتاه از برنامه خط خطی در شبکه های اجتماعی بر سر زبان ها افتاد. در این ویدئو، او یک سؤال چهارگزینه ای طنزآمیز درباره محل نگهداری اجساد مطرح می کند؛ موضوعی که با توجه به فضای ملتهب اجتماعی، واکنش های گسترده ای به دنبال داشت.
این بخش از برنامه، هم زمان با انتشار آمارهای رسمی درباره جان باختگان اعتراضات اخیر، برای بسیاری از کاربران غیرقابل قبول تلقی شد. منتقدان معتقد بودند چنین شوخی هایی، از مرز طنز عبور کرده و به بی حسی نسبت به رنج انسانی نزدیک می شود.
در مقابل، برخی حامیان برنامه تأکید کردند که این بخش در چارچوب طنز سیاه و نقد رسانه ای طراحی شده و هدف آن، کنایه به نحوه روایت اخبار بوده است، نه تمسخر قربانیان.
این حاشیه، بار دیگر نشان داد که فعالیت در حوزه طنز سیاسی، همواره با ریسک بالای سوءتفاهم همراه است و مجری، بیش از هر عنصر دیگر، در معرض قضاوت افکار عمومی قرار می گیرد.
محمدحسین محبی را می توان نماینده نسل جدید مجریان دانست؛ نسلی که به جای اجرای خنثی، وارد میدان تحلیل، طنز و واکنش به مسائل روز می شود. این رویکرد، اگرچه به دیده شدن سریع تر کمک می کند، اما هزینه های رسانه ای خاص خود را نیز دارد.
بیوگرافی او، بیش از آنکه بر شهرت طولانی مدت استوار باشد، بر حضور در بزنگاه های خبری و اجتماعی شکل گرفته است. برنامه خط خطی، مهم ترین سکوی رسانه ای او تاکنون محسوب می شود؛ سکویی که هم فرصت دیده شدن فراهم کرده و هم حاشیه.
در مجموع، محمدحسین محبی چهره ای است که مسیر حرفه ای اش هنوز در حال شکل گیری است. قضاوت نهایی درباره جایگاه او در رسانه، وابسته به نحوه مدیریت این حاشیه ها و ادامه مسیر حرفه ای اش در سال های آینده خواهد بود.
بدون دیدگاه