سریال «بیست و یک» با بازی سعید آقاخانی تلاش میکند که در ژانر جنایی اثری متفاوت باشد، با این حال در قسمتهای پخش شده در مسیری حرکت کرده که گویی مخاطب در گفتگوی بدون سرانجام کاراکترها رها شده است.
اخیرا قسمت پنجم سریال «بیست و یک» از شبکه نمایش خانگی منتشر شده است. اثری که کارگردان مدعی است داستانی جنایی را در دل بحرانها و اضطراب درونی انسانها روایت میکند.
قابها کارکرد دراماتیکی ندارند و دکوپاژ نشانهای از خلاقیت ندارد. مجرم روی کاغذ ظرفیت تهدید دارد اما در اجرا اغلب به نمایش مستقیم از طریق دیالوگ میل میکند. این سریال نشانههای پرونده را کنار هم میچیند اما در حل مسئله فقط به چند میانبر ساده بسنده میکند. نتیجه اثری که مدام به سمت جواب میرود بی آنکه مسیر ارزش دراماتیک داشته باشد.

از نظر شخصیت پردازی، کاراکترها کم حرف، درونگرا و اغلب درگیر تصمیم مهم هستند، اتفاقی که در سینما جذاب به نظر میرسد اما در قالب سریال نیازمند همذاتپنداری سریع با مخاطب است، اتفاقی که در «بیست و یک» رخ نداده است. آقاخانی در نقش کارآگاه میان چند لحن معلق مانده، گاهی طناز و گاه مدعی اقتدار و گاهی شبیه یک رفیق قدیمی. بدون آنکه این وجوه یک شخصیت منسجم پیدا کند.
از نظر مضمون و مفهوم «بیست و یک» را میتوان روایتی از جامعهای دانست که در آن مرز درست و غلط چندان درست نیست، شخصیتها در فضایی خاکستری حرکت میکنند و کاراکترها نه قهرماناند و نه ضد قهرمان. همین خاکستری بودن یکی از مهمترین ویژگیهای روایی سریال است که آن را از بسیاری آثار مشابه جدا میکند.
با این حال ریتم آرام و فضای سنگین، ممکن است برای بخشی از مخاطبان که به روایتهای پرحادثه و پرکشش عادت دارند، فاصله ایجاد کند. سریال عمدا از هیجانسازی سریع پرهیز میکند و همین موضوع تماشای آن را به تجربهای صبورانهتر تبدیل کرده است. در نهایت سریال «بیست و یک» را میتوان تجربهای ناقص در ژانر جنایی دانست که برای بررسی نهایی باید منتظر ادامه داستان ماند.
منبع: هفت صبح
بدون دیدگاه