منطقه وارد دورهای بسیار حساس شده است؛ دورهای که در آن دیپلماسی و تهدید نظامی همزمان در حال حرکتاند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا در هفتههای آینده، مذاکرات میتواند به توافقی موقت و کنترل بحران منجر شود؟
نمابان و به نقل از برترینها: پس از سفر اخیر ترامپ به چین، دوباره پرونده هستهای ایران وارد مرحلهای حساس و پرابهام شده است؛ مرحلهای که همزمان نشانههایی از باز شدن مسیرهای دیپلماتیک و افزایش احتمال تنش نظامی را در خود دارد. مجموعه اظهارات مقامهای آمریکایی و ایرانی در ساعات گذشته نشان میدهد که مذاکرات نه متوقف شده و نه به نتیجه قطعی رسیده، بلکه در وضعیتی شکننده و تعیینکننده قرار دارد؛ وضعیتی که هر لحظه ممکن است به توافقی موقت یا بحرانی تازه منتهی شود.

ترامپ در تازهترین مواضع خود، از ایده «تعلیق بیستساله غنیسازی ایران» سخن گفت؛ موضوعی که بلافاصله با واکنشهایی در داخل ایران روبهرو شد. رسانهها و چهرههای نزدیک به جریان تصمیمگیر در تهران تأکید کردند که طرح چنین پیشنهادی به معنای موافقت ایران نیست و ترامپ صرفاً موضع و خواسته واشنگتن را بیان کرده است. این واکنشها نشان میدهد که مسئله غنیسازی همچنان خط قرمز اصلی ایران باقی مانده و هرگونه توافق احتمالی بدون تعیین تکلیف این موضوع، بسیار دشوار خواهد بود.

همزمان عباس عراقچی که در سفر هند بهسر میبرد، تلاش کرد فضای مذاکرات را کاملاً بسته نشان ندهد. او درباره خبرهایی مبنی بر رد پیشنهاد ایران از سوی آمریکا گفت که این اخبار مربوط به چند روز گذشته بوده و همچنان مسیرهای دیپلماتیک باز است. او همچنین تأکید کرد که دیپلماتها همچنان در حال رایزنی و یافتن راهحل هستند.
با این حال، در سوی دیگر، ترامپ لحن تهدیدآمیز خود را نیز حفظ کرده است. او اعلام کرد که از طولانی شدن روند مذاکرات خسته شده و اگر ایران به توافق نرسد، آمریکا «اقدامات جدیدی» انجام خواهد داد؛ جملهای که در فضای سیاسی منطقه، بهعنوان اشارهای غیرمستقیم به گزینه نظامی یا فشارهای شدیدتر تعبیر شده است. همزمان گزارشهایی منتشر شد که مدعیاند بخش بزرگی از آمادهسازیهای نظامی مرتبط با سناریوی حمله به ایران انجام شده و تنها بخشی از آن باقی مانده است؛ هرچند صحت این گزارشها هنوز بهطور رسمی تأیید نشده است.
در این میان، مسئله تنگه هرمز بار دیگر به یکی از محورهای اصلی تحولات تبدیل شده است. ترامپ در گفتوگوهای خود بر ضرورت باز ماندن این گذرگاه استراتژیک تأکید کرده و برخی رهبران منطقه نیز از همین موضع حمایت کردهاند. به نظر میرسد واشنگتن بهخوبی میداند که هرگونه بحران گسترده با ایران میتواند امنیت انرژی جهان را مستقیماً تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، خبرهایی درباره تلاش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، بهویژه امارات، برای توسعه مسیرهای جایگزین صادرات نفت منتشر شده تا وابستگی به تنگه هرمز کاهش یابد.
در کنار مسئله تنگه هرمز، سرنوشت اورانیوم غنیشده ایران نیز به یکی از گرههای کلیدی مذاکرات تبدیل شده است. ترامپ گفته ایران میتواند ذخایر اورانیوم غنیشده خود را به آمریکا یا چین منتقل کند؛ پیشنهادی که از نگاه بسیاری، تلاشی برای کاهش توان بالقوه هستهای ایران تلقی میشود. عراقچی نیز در واکنش، اعلام کرد که تهران درباره چنین موضوعی باید با روسیه مشورت کند؛ نشانهای که بار دیگر نقش تعیینکننده مسکو در معادلات هستهای ایران را برجسته میکند.
در این شرایط، موضع چین نیز همچنان مبهم است. پس از سفر ترامپ، پکن واکنش روشنی به تحولات اخیر نشان نداده، اما گزارشهایی منتشر شده که رئیسجمهور آمریکا گفته برای اعمال فشار بر ایران، الزاماً به همکاری چین نیاز ندارد و حتی ممکن است بخشی از محدودیتهای مرتبط با خرید نفت ایران توسط چین را تغییر دهد. این موضوع میتواند نشانهای از تلاش واشنگتن برای بازتنظیم ابزارهای فشار اقتصادی علیه تهران باشد.
از سوی دیگر، فضای امنیتی در اسراییل نیز بهطور محسوسی ملتهب شده است. برخی رسانههای نزدیک به محافل امنیتی اسرائیل گزارش دادهاند که آمادهسازیهای نظامی وارد مرحله جدیتری شده؛ اخباری که اگرچه هنوز قطعی و رسمی نیست، اما همزمانی آن با تهدیدهای ترامپ، نگرانیها درباره احتمال یک درگیری تازه را افزایش داده است. در مقابل، مقامهای ایرانی نیز بر آمادگی کامل برای جنگ تأکید میکنند. عراقچی گفته ایران همواره برای مواجهه با هرگونه درگیری آماده بوده و از موضع قدرت سخن خواهد گفت.
مجموعه این تحولات نشان میدهد منطقه وارد دورهای بسیار حساس شده است؛ دورهای که در آن دیپلماسی و تهدید نظامی همزمان در حال حرکتاند. اکنون پرسش اصلی این است که آیا در هفتههای آینده، مذاکرات میتواند به توافقی موقت و کنترل بحران منجر شود یا اینکه خاورمیانه بار دیگر به آستانه یک تقابل خطرناک نزدیک خواهد شد.
منبع: برترینها
بدون دیدگاه