منو

نقد و بررسی فیلم غارتگر: سرزمین‌های بد

فیلم Predator: Badlands نه‌تنها در مجموعه غارتگر سنت‌شکنی می‌کند، بلکه باعث می‌شود خواستار محتوای بیشتری از این مجموعه باشیم.

نقد و بررسی غارتگر: سرزمین‌های بد - فیلم
مبینا اقدسی
مبینا اقدسی
نویسنده

مجموعه غارتگر یکی از مجموعه‌های کلاسیک و محبوب هالیوود است که پس از فیلم‌های اصلی محبوبیت آن به‌خاطر فیلم‌های ضعیف و بدون داشتن ایده تازه‌ای رو به افول بوده است تا اینکه فیلم Prey باعث شد تا دوباره طرفداران غارتگر شاهد بازگشت مجموعه خود با ایده‌ای تازه شوند. دن تراختنبرگ که با فیلم Ten Cloverfield Lane حسابی سر زبان‌ها افتاد، کمی طول کشید تا فیلم بلند بعدی خود را کارگردانی کند و او این ایده را در فیلم Prey با فرمتی متفاوت‌تر گسترش داد. او دوباره از این فرمت در انیمیشن Predator: Killer of Killers بهره برد و حالا نوبت به فیلم جدید غارتگر رسیده است.

اتفاقات فیلم Predator: Badlands از فیلم های 2025 در آینده‌ای دور روی سیاره‌ای دورافتاده رخ می‌دهد که یک شکارچی جوان که از قبیله‌ی خود طرد شده است، متحدی غیرمنتظره به‌نام تیا پیدا می‌کند و با او سفری پرمخاطره را برای یافتن دشمن نهایی آغاز می‌کند. برخلاف فیلم‌های گذشته غارتگر، تمرکز قسمت جدید فیلم Predator از فیلم های ترسناک ۲۰۲۵ روی شکارچی معیوبی است که باید توسط برادرش کشته شود، اما او اکنون سفری برای اثبات شایستگی خود آغاز کرده است. حال سوال اصلی این است ایده متفاوت دن تراختنبرگ جواب داده است؟

دن تراختنبرگ در فیلم غارتگر: سرزمین‌های بد از همان ایده اصلی استفاده می‌کند، اما ایده کلی را دستخوش تغییرات مهمی داده است تا فیلمی به مراتب متفاوت‌تر از فیلم و انیمیشن قبلی او از همین مجموعه شاهد باشیم. نکته مهم اولی که باید بگویم این است که در این فیلم شاهد هیچ شخصیت مثبتی نیستیم و همه شخصیت‌ها اهداف شخصی خود را دارند و برای بقا و رسیدن به هدف تلاش می‌کنند. پس در بهترین حالت شاید شخصیت‌ها خاکستری باشند،‌ اما این مهم است که دنبال فرمت مثبت و منفی نباشیم و خیانت یا تصمیمات هر شخص کاملا براساس هویت آن‌ها است.

تفییر فیلم صرفا تغییر زاویه روایت فیلم و گفتن داستان یک غارتگر نیست و ما اینجا قرار است شاهد تغییر شکارچی باشیم که قرار است تمامی اصول قبیله خود را کنار بگذارد. درواقع ایده همان یادگیری بقا، رشد و یادگیری از عوامل محیطی و شکست غول آخر است، اما تفاوت اینجا زمانی آغاز می‌شود که غارتگر قصه ما واقعا شکست پذیر و ضعیف است و بدون وسایلش نمی‌تواند زنده بماند. از طرفی او با کسانی همراه خواهد شد که برخلاف اصول قبیله است و باید یاد بگیرد کمک بگیرد و در این سیاره مرگبار زنده بماند و به افتخار برسد.

با ورود شخصیت تیا که درواقع یک ربات اندروید است تا شاهد ارتباط رسمی فیلم با دنیای Alien باشیم، روایت متفاوتی که از آن صحبت کردم، آغاز می‌شود. درواقع ما دو شخصیت اصلی داریم که هر یک هدف مشترکی دارند و برای رسیدن با آن باید با یکدیگر همکاری کنند. آن‌ها درواقع دشمن یکدیگر محسوب می‌شوند، اما نکته قابل توجه این است که فیلم‌های گذشته دن تراختنبرگ یک ماجراجویی تک‌نفره بوده است و شخصیت بعدی فیلم یا صرفا به‌عنوان شخص کمکی حضور داشته یا شخصیت منفی بوده است و اینجا ما شاهد یک داستان چندنفره هستیم.

درواقع ما اگر فیلم Predator: Badlands را یک بازی ویدیویی در نظر بگیریم، فیلم جدید تراختنبرگ یک فیلم کواپ دونفره است که در آن هر شخصیت بخش وظیفه خود را دارند و در طول داستان رشد می‌کنند و درنهایت با حضور شخصیت سوم شاهد شکل‌گیری یک خانواده یا قبیله هستیم. دو شخصیت روی کاغذ درواقع بی‌شباهت به یکدیگر نیستند، اما باز هم انقدر متفاوت هستند که باعث نشود تصور کنیم صرفا یک داستان برای دو شخصیت در حال گفته شدن است. درواقع تفاوت مهم رابطه تیا با تسا، همزاد او در فیلم است که برخلاف رابطه دک با برادرش است و این داستان را جذاب‌تر می‌کند.

درواقع شکار موجود شکست ناپذیر و افسانه‌ای سیاره یک بهانه است تا تیا و دک صرفا بهانه‌ای است تا این دو شخصیت با دشمن و مشکل اصلی خود مواجه شوند. تیا باید متوجه شود تسا مثل او نیست و تنها به‌دنبال تکمیل هدفی است که برای آن ساخته شده است و خواهر او نیست. دک نیز باید بپذیرد هرگز توسط قبیله‌اش پذیرفته نخواهد شد و شاید شکار این موجود به او کمک کند که بتواند به خانه بازگردد، اما به معنای اینکه بخشی از آن‌ها باشد نیست. درواقع فیلم مرحله به مرحله دشمن و مانع واقعی را معرفی می‌کند و شخصیت‌ها با تغییری قابل لمس مواجه می‌شوند.

زمانی‌که به پایان فیلم می‌رسیم، دک به شخصیتی تبدیل شده است که از افراد قابل اعتمادش کمک می‌گیرد و به آن‌ها کمک می‌کند و از عوامل محیطی به‌جای تکیه به ابزارش برای شکست دشمن استفاده می‌کند. تیا نیز در کنترل احساسات خود و اینکه چه کسی سزاوار آن است، مهارت بیشتری پیدا می‌کند و در پایان طرفی را انتخاب خواهد کرد که به او اهمیت می‌دهند و شخصیت غیر منتظره باد به عنصری جدی در شکل‌گیری این موضوع تبدیل می‌شود. شیمی این دو شخصیت که کاملا متفاوت از یکدیگر هستند به برگ برنده فیلم تبدیل می‌شود.

شاید با خود بگویید که فیلم Predator: Badlands با درجه سنی PG-13 اکران شده است و خبری از خشونت و صحنه‌های اکشن خونین نیست، اما این بخش از فیلم گول‌زننده است و خشونت فیلم کاهش نیافته است. از آنجایی‌که هیچ شخصیت انسانی وجود ندارد و خون قرمز رنگی نداریم، خبری از درجه سنی بزرگسال نیست و در عوض می‌توانید انواع و اقسام سلاخی، قتل عام،‌ کشتار و غیره را تماشا کنید و از آن لذت ببرید و فیلم هیچ ابایی از به تصویر کشیدن آن دارد؛ چرا که انتظار ما هم همین است.

درواقع نقش بازیگران در فیلم غارتگر: سرزمین‌های بد در این بخش بسیار مهم و حیاتی است. دیمیتریوس شوستر-کولواماتانگی در نقش دک توانسته است همان غارتگر مدنظر داستان فیلم را ارائه کند و ال فانینگ نه تنها توانسته است در نقش یک اندروید ارتباطی خوب و بعضا بامزه با یک غارتگر پیدا کند، بلکه نقش یک اندروید متفاوت و بی‌رحم را نیز به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیده است. فانینگ بدون شک از آنجایی‌که دو نقش در فیلم دارد وظیفه سخت‌تری روی دوش خود احساس می‌کند که باعث می‌شود یکی از بهترین عملکردهای خود را در فیلم داشته باشد.

درنهایت فیلم Predator: Badlands تبدیل به معجونی جذاب و مهیج می‌شود که تقریبا می‌توان گفت انتهای ایده جذاب دن تراختنبرگ است و شاید آن را حتی بتوانیم بهترین کار او در مجموعه غارتگر بدانیم. او با ایده نسبتا متفاوت، بازی‌های درخشان به‌خصوص ال فانینگ، صحنه‌های اکشن ناب و جذاب، خشونت بالا و درنهایت یک روند ویدیو گیمی تبدیل به یکی از آثار جذاب سال ۲۰۲۵ می‌شود که به زمان تماشاگر احترام می‌گذارد و تلاش می‌کند او را تا پایان راضی و خوشحال نگه دارد. اما سوال این است هدف بعدی تراختنبرگ در فیلم Alien vs Predator خواهد بود؟ امیدوارم.

اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

کامنت دنیا جهانبخت برای مهدی رسولی - وب‌گردی
کامنت دنیا جهانبخت برای مهدی رسولی