سال ۲۰۲۰ به معنای واقعی کلمه سال بد بود. شیوع گسترده ویروس کرونا به شکلی وسیع زندگی بشر را از جنبههای گوناگون تحت تأثیر قرار داده و اوقاتی ناخوشایند را برای بسیاری از ساکنان این کره خاکی رقم زد.
از سوی دیگر، شرایط پیش آمده ناشی از پاندمی کرونا باعث شد که صنعت فیلم و سینما عمیقا تحت تأثیر قرار گرفته و بسیاری از آثار سینمایی یا در مرحله تولید متوقف شده یا شانس اکران گسترده در سینماها را از دست بدهند. بااینحال خوشبختانه همچنان تعداد زیادی فیلم انیمیشنی خوب هم وجود داشت که کمک کند اوقات فراغت خانوادههای به دام افتاده در قرنطینه خانگی، کمی دلپذیرتر سپری شود.
در این مدت شرکتهای انیمیشن سازی آثار متعددی را به مخاطبان عرضه کردند، بهعنوان مثال پیکسار با دو فیلم انیمیشنی جذاب، محبوب دل بینندگان شد، دریم وورکز دو دنبال فوقالعاده عرضه کرده و نتفلیکس هم با کمک به پخش آثار ارزندهای از کشورهای دیگری همچون ایرلند، ژاپن و بریتانیا به کمک صنعت انیمیشن سازی آمد. همچنین سبکهای پویانمایی سال ۲۰۲۰ هم جذاب بوده و گاهی آثار در قالبی نوین به نمایش درآمدند که کمتر مورد توجه فیلمسازان قرار گرفته بود.
درادامه با زومجی همراه باشید تا نگاهی به منتخبی از ارزندهترین آثار انیمیشنی سال ۲۰۲۰ داشته باشیم. فهرست زیر بر اساس نمره IMDB رتبه بندی شده است.

آخرین فیلم از دنیای اسکوبی دو (Scooby-Doo) که مدتها در مسیر تولید متوقف شده بود و بالاخره در سال ۲۰۲۰ به نمایش درآمد. یک بهروزرسانی درخشان از یک اثر قدیمی که البته یک فیلم پرخطر و ریسکی به شمار میرفت، بهخصوص اگر به واکنشها به پخش تریلر سونیک توجه کنیم!
خوشبختانه کارگردان تونی کرون یکی از کهنه کاران صنعت پویانمایی در استودیو براردارن وارنر است که سعی کرد این محصول قدیمی را با رنگ و لعاب جلوههای بصری معاصر بازآفرینی کرده و در عین حال به خط و سبک اصلی آن وفادار بماند.
داستان فیلم درمجموع یک ماجراجویی حماسی است که تماشاگران را با خود به چهارگوشه جهان میکشد، درحالی که شخصیتهای قدیمی همچنان بهدنبال حل معماها و بستن پرونده هستند.

درحالی که رقبایی همچون پیکسار و دیزنی به ساخت آثار اصلی و ارجینال مشغول بودند، استودیو دریم وورکز به سراغ ساخت دنبالههای جذاب و خواستنی خود رفت. اولین مورد، دنبالهای کمدی و موزیکال بر فیلم ترول محصول سال ۲۰۱۶ است که خود با الهام از اسباب بازی عروسکی ترول ساخته شده است.
در فیلم جدید ما با قبایل جدیدی از ترولها آشنا میشویم که هرکدام سبک خاصی از موسیقی را میپسندند و دوست دارند آن را با دیگران به اشتراک بگذارند. صداپیشگان این فیلم جدید همگی دارای استعداد موسیقیایی خوبی هستند که از آن جمله میتوان به کلی کلارکسون، جی بالوین، استر دین، آنتونی راموس، جیمی دورنان، کنان تامپسون، اندرسون پاک، جورج کلینتون و مری جی بلیج اشاره کرد.
تور جهانی ترول فیلمی شیرینی است، شاید شما به خاطر نگرانی از بیمار شدن زیاد مایل به امتحان کردن شیرینی نباشید! اما بدون شک مشتاق امتحان کردن شیرینی این فیلم هستید.

کریسمس بیگانه محصولی از استودیو براداران چیودو است، همان گروه خلاق و البته دیوانهای که پیش از این با استفاده از تکنیک استاپ موشن آثار جذابی همچون «دلقکهای قاتل از فضای خارج از جو» (Killer Klowns from Outer Space) و الف (Elf) را به نمایش گذاشتند.
داستان تازهترین محصول آنها سرگذشت زندگی ایکس (X)؛ کوچکترین عضو یک خانواده از نژاد بیگانه است که به جمع کردن خرت و پرت و چیزهای کوچک علاقه دارد. وقتی بیگانهها به زمین حمله میکنند، ایکس تصمیم میگیرد به گوشهای از کره زمین سفر کند که به نظر میرسد معدن بیشترین میزان اسباب بازی و چیزهای جالب دیگری است که ارزش غارت شدن را دارند. پس او به قطب شمال سفر میکند و در گشتوگذار برای رسیدن به هدف خود، اهمیت بخشیدن و بخشنده بودن را هم یاد میگیرد.

ظاهرا فیلم انیمیشنی روی ماه میخواست بهعنوان بخشی از رنسانس استودیو دیزنی جلوه کند، چرا که یکی از انیماتورهای قدیمی این استودیو یعنی گلن کین هدایت پروژه ساخت این فیلم را برعهده دارد. فیلم مملو از رنگ و موسیقی است.
داستان این فیلم موزیکال خانوادگی در مورد دختری جوان به نام فی فی است که تصمیم دارد به هرشکل ممکن به ماه سفر کرده و برای حل مشکلش با الههای افسانهای ملاقات کند. البته او دراین راه با فراز و نشیبهای متعددی روبهرو میشود که در نوع خود تماشایی هستند.

کمتر کسی است که داستان سفید برفی و هفت کوتوله را نشنیده باشد، بنابراین شاید کمی در مورد این فیلم کنجکاو شوید. چراکه این بار سفید برفی داستان ما نه یک شاهزاده خانم دلفریب که دختری مهربان با ظاهری معمولی است که تنها با پوشیدن یک جفت کفش قرمز جادویی، تبدیل به پرنسسی زیبا میشود.
سوی دیگر ماجرا ما با هفت شاهزاده شجاع مواجه هستیم که اسیر نفرین جادوگر شده و به کوتوله تبدیل شدهاند. آنها بیصبرانه بهدنبال شاهزاده خانمی هستند که طلسم آنها را باطل کند و البته درکنار آنها ما با نامادری شرور سفید برفی هم طرف هستیم که برای بازگرداندن کفشهای گرانبهایش از هیچ تلاشی فروگذار نمیکند.
بههرحال سفید برفی و هفت کوتوله درمسیر رسیدن به اهداف و آرزوهایشان یاد میگیرند که زیبایی واقعی در درون انسان نهفته است. در این فیلم شاهد صداپیشگی هنرمندانی همچون سم کلفلین، کلوئی گریس مورتز و پاتریک واربرتون هستیم.

داستان این انیمیشن کمی با چیزی که توقعش را داریم متفاوت است، چرا که اینجا با کودکانی مواجه هستیم که تصمیم میگیرند با تدارک دیدن یک سفر پرمخاطره و تقریبا بدون بازگشت، سایه والدینشان را از سر خود کم کرده و در عالم یتیمی با شادی زندگی کنند!
ویلوبیها دوست دارند بهعنوان یتیم زندگی کنند!
البته که همه چیز طبق برنامهریزی قبلی پیش نرفته و دست سرنوشت آنها را در موقعیتی کاملا متفاوت قرار میدهد که شباهتی به رویای شیرینی که خوابش را میدیدند، ندارد. این فیلم براساس رمانی نوشته لوئیس لوری ساخته شده است، همچنین مایا رودولف و ریکی جرویز بهعنوان صداپیشه در این فیلم حضور دارند.
جیانگ زیا جدیدترین محصول پویانمایی با الهام از اساطیر چین باستان است. داستان در مورد فرمانده ارشد جیانگ زیا است که باید روباه ۹ دم را از بین ببرد، دیو که زندگی همه موجودات را تهدید میکند. اما زمانیکه فرمانده جیانگ پی میبرد دیو با روح دختری بیگناه پیوند خورده است، اوضاع تغییر میکند.
حالا او باید بین احساس وظیفه و دیگر احساساتی که با آنها مواجه است، تمایز قائل شده و انتخابی درست داشته باشد. اما آیا او در این کار موفق میشود؟ فیلم داستانی جسورانه و حماسی را به تصویر کشیده است که بیشباهت به داستانهای مرسوم انیمیشنهای غربی نیست. بااینحساب به نظر میرسد در سالهای آینده انیمههای شرقی از اقبال بیشتری در بین مخاطبان غربی برخوردار خواهند شد.
والاس و گرومیت ممکن است تاج جواهرنشان استودیو پویانمایی Aardman Animations باشند، اما بدون تردید سلاح مخفی این استودیو Shaun the Sheep است.
حال و هوای این فیلم شاید شما را به یاد آثار صامت بیندازد، درواقع شخصیتها دیالوگ چندانی ندارند اما زبان بدن و اشارههای گاه و بیگاه فیلم را جلو میبرد و این نشانی از استعداد فوقالعادهی انیماتورهای بخش استاپ موشن این استودیو است. کاری که آنها در حال انجام آن هستند خلق نسخههایی از باستر کیتون، چارلی چاپلین و هارولد لوید است که کاری تحسین برانگیز است.
سه خرس برادر (گریزلی، پاندا و خرس قطبی) باعث بروز فاجعهای تصادفی شده و شهر سانفرانسیسکو را به هم میریزند. به طوری که گروهی عصبانی دست به کار شده و سعی میکنند آنها را از اجتماع خود بیرون کنند.
سه خرس برای فرار از دست آنها به کانادا سفر میکنند، اما ظاهرا قرار نیست آنجا هم روی آرامش را ببینند. چون اینبار با یک مأمور شرور حیات وحش مواجه میشوند.
لحن فیلم طنز و جالب توجه است و اگرچه صحنههای آن در بسیاری از آثار کارتونی دیگر تکرار شده، اما دوست داشتنی است. درمجموع با فیلم نه چندان بلندی روبهرو هستیم که ارزش یک بار تماشا را دارد.
شخصیت لوپین سوم از اواخر دههی ۱۹۶۰ موجودیت پیدا کرده و در آثار مختلفی از جمله یک سری مانگای محبوب و چندین نمایش و پویانمایی حضور پیدا کرد که از آن جمله میتوان به قلعه کاگلیوسترو به کارگردانی و نویسندگی هایائو میازاکی اشاره کرد. این فیلم همچنین اولین تجربه میازاکی در حوزه کارگردانی بود.
اما آخرین فیلم با حضور شخصیت لوپین، شخصیت این سارق جوانمرد را در دنیای انیمیشنهای سهبعدی ارتقا بخشیده است. این بار لوپین در تلاشی ایندیانا جونز وار بهدنبال کشف چیزهای اسرارآمیز است، البته پیش از آنکه آنها بهدست نازیها بیفتند. سبک فیلم همچنان اغراقآمیز است، هرچند استفاده از سبک انیمیشن سازی مدرن باعث شده سکانسهای اکشن به طرزی گیج کننده، جذاب و تماشایی باشند.
اولین تجربه کارگردانی هایائو میازاکی با ساخت فیلم قلعه کاگلیوسترو رقم خورد
البته اگر تنها براین بعد ماجرا تکیه کنیم، شاید لوپین آنقدرها هم فیلم جذابی نباشد. بااین حساب نباید خط داستانی جذاب این انیمیشن را نادیده گرفت که مملو از زخمهای احساسی و سایه روشنهای اخلاقی است که هر شخصیت را درگیر خود کرده است. واقعا دنیای چه معنایی پیدا میکند اگر شخصیت دزد و سارق، شریفترین و معتبرترین شخصیت این فیلم باشد؟
بیتردید با این دورنمای جذاب فیلم لوپین هم میتواند مخاطبان قدیمی خود را راضی نگه دارد و هم مخاطبان جدید را مجذوب خود کند.
دنباله فیلم غارنشینان همچنان همان خط داستانی گذشته را دنبال میکند. خانوادهای متشکل از مردمان غارنشین که سعی دارند در محیطی مملو از خطرات کوچک و بزرگ، زندگی عادی خود را دنبال کنند. پس تا اینجا میدانید قرار است در این دنباله جدید با چه اتفاقاتی روبهرو شوید.
این فیلم انیمیشنی به وضوح برای بچهها مناسب است، اما بهدلیل ویژگیهای متعددی که دارد، بزرگسالان را هم ناامید نمیکند. خانواده غارنشین ما درمسیر مواجه شدن با آینده مبهم خود با خانواده غارنشین دیگری مواجه میشوند که راه و رسمی متفاوت برای زندگی در پیش گرفتهاند.
به نظر میرسد این بار طنز استفاده شده در این فیلم کمی اغراق آمیزتر شده است و همین مسئله باعث جذب بیشتر بچهها به فیلم شده و بزرگسالان را بیشتر از قبل به خنده میاندازد.
کندیس دیگر تحمل رفتارهای برادرانش را ندارد، مادرشان هم دیگر نمیتواند یک فناوری عجیب و غریب اختراعی دیگر از طرف فینیاس و فرب را تحمل کند. زمانیکه کندیس ناامیدانه بر سر زمین و زمان فریاد میکشد، یک سفینه فضایی در آسمان بالای سرش ظاهر میشود، اتفاقی که کندیس بهعنوان خواهر بزرگ مدتها است در انتظار به وقوع پیوستن آن بوده است.
هرچند این واقعا چیزی نیست که کندیس خواهان آن باشد. پس یک بار دیگر فینیس و فرب در یک مأموریت نجات شرکت میکنند تا خواهرشان را از دست گروهی از بیگانگان نجات دهند. فیلم کندیس علیه جهان به همان خط داستانی مجموعه اصلی وفادار باقی مانده و درکنار آن با شوخیهای بصری فراوان، بیننده را به خوبی سرگرم میکند.
دردنیایی که هنوز ردپای جادو و فانتزیهای خیالانگیز قابل مشاهده است، دو برادر رابطهی خود را از نو براساس عشق و درک متقابل پایه ریزی میکنند. آن هم درست درحالی که برای برگرداندن پدر درگذشته خود به سرزمین زندهها، در تقلا هستند. البته طبق معمول قرار نیست این سفر خیلی هم راحت باشد و در طول مسیر آنها با انواع و اقسام چالشها از جمله روبهرو شدن با یک اژدها درگیر میشوند.
باتوجهبه بازتاب فیلم، به نظر میرسد کارگردان در خلق دنیای فانتزی و به تصویر کشیدن عشق خانواده به هم موفق شده است. شاید فیلم درمقایسه با آثار کلاسیک استودیو پیکسار کمی ضعف داشته باشد، اما همچنان از همان فرمولهای همیشگی به شکلی مؤثر بهره برده است. درنهایت هم بیننده شاهد یک ماجراجویی خندهدار، خیره کننده و البته دلپذیر است، داستانی که دوست دارد تا انتها با شخصیتهایش همراه باشد.
این انیمیشن به نوعی بازگو کننده همان داستان اقتباسی سال ۱۹۹۵ است که البته یک تفاوت کلیدی دارد. اینجا همه چیز بر خشم جنگجویی با چهرهای جمجمه مانند یعنی شخصیت اسکورپیون متمرکز شده است.
هانزو هاساشی در جریان حمله نینجاهای رقیب، طایفه، خانواده و حتی زندگی خود را از دست میدهد. اما ناگهان شانس به او رو کرده و فرصت شرکت در یک تورنمنت چند بعدی برایش فراهم میشود که پیروزی در آن به معنای نجات عزیزانش است. ایندرحالی است که مبارزان دیگری هم در این رقابت شرکت دارند که هدفی متفاوت را دنبال کرده و به دنبال نجات قلمروی زمین هستند.
دنیای مورتال کامبت کلا در مورد شانس مرگ و زندگی است و این انیمیشن هم دقیقا میداند چگونه مخاطبانش را راضی نگاه دارد. البته که در این مسیر نهرهایی از خون جاری میشود، اما مهم این است که لذت انتقام حسی بسیار شیرین است.
این فیلم محصول کشور شیلی بهدلیل سبک انیمیشنی عجیب و غریبش تاحدی تراژیک و آزار دهنده است. داستان فیلم همچنین الهام گرفته از یک ماجرای واقعی بوده و به داستان کلنی دیگنیداد (Colonia Dignidad) اشاره دارد. یک فرقه آلمانی در جنوب شیلی که توسط آلمانیهای مهاجر نازی تأسیس شده و بهدلیل فعالیتهایی همچون شکنجه و قتل مخالفان در دوران دیکتاتوری آگوستو پینوشه به شهرت رسید.
سبک به کار رفته در ساخت این انیمیشن، تراژیک و تاحدی آزار دهنده است
اما داستان این فیلم در مورد سفر خطرناک ماریا است، زنی جوان که در مسیر سفر خود با گرگی روبهرو شده و برای فرار به خانهای کوچک در دل جنگل پناه میبرد. خانه متروکه و خالی از سکنه است، هرچند ماریا در حمام دو خوک کوچک را پیدا میکند. او نام آنها را پدرو و آنا گذاشته و به آن دو قول عشق و مراقبت میدهد. اما احساسات او پیچیدهتر از چیزی هستند که تصورش را میکند و همین مسئله باعث میشود که ما با یکی از تاریکترین فیلمهای انیمیشنی تاریخ مواجه باشیم.
درگیر شدن در یک سفر مدرسهای به شهر نیویورک به مارینت فرصت میدهد کمی استراحت کرده و برای مدتی از حال و هوای ابرقهرمانی بیرون بیاید. او دور از افراد شرور میتواند مدتی را در این شهر به تفریح مشغول شده و مثل یک نوجوان عادی به همکلاسیهایش وقت بگذراند.
اما فعالیتهای «Hawk Moth» باعث میشود که دختر کفشدوزکی و گربه سیاه حتی در آن سوی اقیانوس اطلس هم درگیر مبارزه با فعالیتهای خرابکارانه شوند. آنها خیلی زود با قهرمانان آمریکایی متحد میشوند تا دربرابر دشمنی مشترک مبارزه کنند.
از زمان اولین نمایش در سال ۲۰۱۶، انیمیشن آکادمی قهرمان من (مدرسه قهرمان من) بهعنوان یکی از بهترین آثار انیمیشنی واکشن نسل خود شناخته شده است.
این مجموعه نگاهی به دنیایی دارد که محل تولد و البته زورآزمایی انسانهایی با تواناییهای خاص و منحصربفرد است. دراین میان تمرکز داستان روی شخصیت میدوریا ایزوکو است، پسری جوان با رویایی بزرگ که باوجود اینکه هیچ توانایی خاصی ندارد، اما دوست دارد روزی به قهرمانی بزرگ تبدیل شود. او دراین مسیر از آموزش آلمایت قهرمان شماره یک جهان بهره میبرد.
داستان مجموعه آکادمی قهرمان من به زندگی میدوریا و چالشهایی که با آن مواجه است میپردازد. اما فیلم ظهور قهرمانان به دورانی میپردازد که میدوریا و همکلاسیهایش عهدهدار حفاظت از ساکنان جزیرهای کوچک میشوند. اما زمانیکه گروهی از شخصیتهای شرور به جزیره حمله میکنند، آنها ناگزیر میشوند بهتنهایی و بدون کمک گرفتن از مربیان خود، جزیره و ساکنانش را نجات دهند. فیلمی با جلوههای بصری جذاب که نمایشی مهیج را به مخاطب عرضه میکند.
درحالی که هنوز بسیاری از علاقمندان دنیای سینمایی مارول چشمانتظار قسمتهای بعدی زندگی ابرقهرمانان خود بودند، «DC Comics» با فیلمی جدید به دنیای پرزرق و برق سینما بازگشت.
این فیلم یکی از پنج برتر و شاید با اختلاف بهترین آنها بود. چهار فیلم دیگر شامل بتمن: مرگ در خانواده (Batman: Death in the Family)، دث استروک: شوالیهها و اژدهایان (Deathstroke: Knights & Dragons)، سوپرمن: مرد فردا (Superman: Man of Tomorrow) و سوپرمن: پسر قرمز (Superman: Red Son) است.
موفقیت این فیلم، فرصتی طلایی برای شرکت برادران وارنر است تا داستانهای قدیمی را از نو بازگو کنند
داستان فیلم به رخدادهای پس از پیروزی دارک ساید و شکست سوپرمن و لیگ عدالت میپردازد، وقتی بارقهای از امید در حضور جان کنستانتین (مت رایان) و گروه اشرار جادوییش نمایان میشود.
درحالیکه کلارک کنت برای افتخار میجنگید، کنستانتین تنها بهدنبال پیروزی است. این فیلم را باید یک بازسازی دوباره از آثاری محبوب دانست، فرصتی مجدد برای شرکت برادران وارنر تا با استفاده از سبکی نوین و روایتی جدید، داستانهای قدیمی را از نو زنده کنند.
به راستی باید محصولات اخیر استودیو پویانمایی «Cartoon Saloon» را تحسین کرد، بهویژه اگر به آثار اخیر آنها همچون راز کلز (The Secret of Kells)، آواز دریا (Song of the Sea) و نان آور (The Breadwinner) توجه کنیم. سه نمایش فوقالعاده از فرم که شخصیت پردازی جذابی را به نمایش گذاشتند.
خرین اثر ارائه شده این استودیو در سال ۲۰۲۰ هم از این قاعده مستثنی نبود، فیلمی که به افسانه فولکلور و محلی پرداخته و از زاویهای متفاوت آن را بررسی میکند. داستان در زمان حمله انگلیس به ایرلند در سال ۱۶۴۹ رخ میدهد، زمانیکه دختری جوان سعی میکند از مهارتهای خود برای کمک به پدرش استفاده کند که تلاش میکند گرگی وحشی را به دام بیندازد.
اما هیچ چیز آنگونه که به نظر میرسد نیست و داستان در پیچشی جالب توجه، جای شکار و شکارچی را تغییر میدهد. ظاهرا قرار نیست با داستانی سرراست روبهرو باشیم، چون شخصیتها مدام قالب عوض کرده و در نقشی جدید ظاهر میشوند و این خود عامل جذابیت اصلی این کارتن است.
سبک پویانمایی استفاده شده در این فیلم هم تماشایی است، خطوط گاهی نرم و هموار هستند اما با وحشتناکتر شدن وقایع، خطوط هم تغییر یافته و ناهموار میشوند.
دومین فیلم موفق استودیو پیکسار در سال ۲۰۲۰ به وسیله مدیر جدید و خلاق این استودیو کارگردانی شد. داستان در مورد جو گاردنر با صداپیشگی جیمی فاکس است. یک نوازنده جاز ماهر که متأسفانه هنوز موفق نشده به چیزی که شایستهاش است، برسد.
اما زمانیکه او از شدت خوشحال روی ابرها سیر میکند، ناخواسته داخل چاه افتاده و زندگیش به پایان میرسد. حالا او از خیابانهای شهر نیویورک قدم به قلمروی مافوق دنیای ما میگذارد، درحالیکه هنوز آمادگی عبور از دروازه نهایی را ندارد. داستان این فیلم هم در مورد دلمشغولیهای جو گاردنر است که حتی در عالم اموات هم دست از سر او برنمیدارند.
داکتر کارگردان کاربلدی است، او مدت زیادی را در پیکسار سپری کرده و چندین اثر دیگر از جمله هیولاها و درون و بیرون را کارگردانی کرده و انیمیشن روح، چهارمین تجربه کارگردانی او است که اتفاقا تجربهای موفق بوده و جایزه اسکار را هم برایش به ارمغان آورد.
بدون دیدگاه