منو

زنده شور به اندازه‌ای که سر و صدا کرده، ارزش دیدن داره؟

نقد فیلم «زنده‌شور» را بخوانید

زنده شور به اندازه‌ای که سر و صدا کرده، ارزش دیدن داره؟ - فیلم و سریال
مبینا اقدسی
مبینا اقدسی
نویسنده

به گزارش نمابان، زنده‌شور از آن فیلم‌هایی است که قبل از اینکه وارد سالن سینما شوید، درباره‌اش چیزهای زیادی شنیده‌اید؛ از موضوع حساس اعدام و قصاص گرفته تا حضور چند بازیگر شناخته‌شده و البته بهرام افشاری که این بار قرار نیست خبری از نقش‌های کمدی همیشگی‌اش باشد.

کاظم دانشی بعد از «علفزار» دوباره سراغ سینمای اجتماعی رفته، اما این بار قصه‌اش را روی پنج محکوم به اعدام و آدم‌هایی گذاشته که در آخرین ساعات زندگی آنها، هرکدام به شکلی با مفهوم مرگ، بخشش و اجرای حکم روبه‌رو می‌شوند.

اما سؤال اصلی بعد از تماشای فیلم این است؛ «زنده‌شور» واقعاً به اندازه سر و صدایی که کرده، ارزش دیدن دارد؟

فیلمی که نمی‌خواهد برای شخصیت‌هایش قاضی باشد

شاید مهم‌ترین انتخاب کاظم دانشی این باشد که خیلی تلاش نمی‌کند تماشاگر را به سمت یکی از طرفین ماجرا هل بدهد.

«زنده‌شور» نه می‌خواهد محکومان به اعدام را آن‌قدر مظلوم نشان دهد که مخاطب تمام‌قد طرف آنها بایستد و نه خانواده قربانیان را تبدیل به آدم‌های بی‌رحمی می‌کند که فقط منتظر اجرای حکم هستند.

دوربین بیشتر شبیه یک ناظر است. حتی در بخش‌هایی که خانواده محکومان را می‌بینیم، فاصله‌ای بین دوربین و آنها وجود دارد. همین فاصله باعث می‌شود فیلم کمتر احساساتی شود و تماشاگر فرصت داشته باشد خودش درباره چیزی که می‌بیند تصمیم بگیرد.

این اتفاق برای فیلمی با چنین سوژه‌ای مهم است. چون «زنده‌شور» خیلی راحت می‌توانست تبدیل به فیلمی شود که از همان دقیقه اول تکلیف مخاطب را مشخص کند و بگوید باید برای چه کسی ناراحت باشیم.

اما این اتفاق نمی‌افتد.

فیلم بیشتر از اینکه بگوید چه کسی حق دارد، موقعیت را جلوی ما می‌گذارد.

وقتی اعدام فقط یک حکم نیست

در ظاهر، قصه خیلی مشخص است؛ چند نفر قرار است اعدام شوند و آدم‌هایی تلاش می‌کنند تا شاید در آخرین لحظات رضایت بگیرند.

اما چیزی که فیلم را جلو می‌برد، خود اعدام نیست. اتفاقاً انتظار برای اعدام است.

آدم‌هایی را می‌بینیم که می‌دانند زمان زیادی باقی نمانده و همین چند ساعت می‌تواند همه‌چیز را تغییر دهد. بعضی‌ها دنبال گرفتن رضایت‌اند، بعضی‌ها هنوز با تصمیم خودشان کنار نیامده‌اند و بعضی‌ها هم آمده‌اند تا حکم اجرا شود.

فیلم از همین موقعیت استفاده می‌کند تا بدون اینکه دائماً شعار بدهد، مخاطب را با یک سؤال روبه‌رو کند: آیا اعدام واقعاً پایان ماجراست یا می‌شود در آخرین لحظه تصمیم دیگری گرفت؟

و به نظرم هرجا «زنده‌شور» فقط همین موقعیت را نشان می‌دهد، فیلم جذاب‌تر است.

بهرام افشاری؛ مهم‌ترین اتفاق فیلم

اگر قرار باشد فقط یک دلیل برای تماشای «زنده‌شور» انتخاب کنم، احتمالاً بهرام افشاری یکی از اولین گزینه‌هاست.

تصویری که از افشاری در ذهن مخاطب ساخته شده، بیشتر با نقش‌های کمدی گره خورده است. اما اینجا او در نقش مرتضی زند، قاضی اجرای احکام، قرار است آدمی را بازی کند که شغلش با مرگ آدم‌های دیگر گره خورده است.

نکته جالب اینجاست که مرتضی از ابتدا شبیه یک شخصیت خیلی خشن یا عبوس طراحی نشده. حتی در بعضی موقعیت‌ها شوخی می‌کند و رفتاری معمولی دارد، اما پشت این ظاهر، یک بی‌قراری دائمی وجود دارد.

مرتضی کسی است که قرار است حکم پنج نفر را اجرا کند، اما خودش هم از این موقعیت جدا نیست.

افشاری هم دقیقاً همین را بازی می‌کند؛ نه آن‌قدر احساساتی که شخصیتش از باورپذیری بیفتد و نه آن‌قدر سرد که مخاطب نتواند با او ارتباط برقرار کند.

به نظرم این بهترین بازی افشاری در سال‌های اخیر است و مهم‌تر از آن، نشان می‌دهد این بازیگر ظرفیت خیلی بیشتری از چیزی دارد که بعضی انتخاب‌های سینمایی اخیرش به مخاطب نشان داده‌اند.

امیر جعفری و حامد بهداد؛ دو بازی متفاوت

در کنار افشاری، امیر جعفری و حامد بهداد هم از بازی‌های قابل توجه فیلم هستند.

جعفری در نقش خودش کاملاً اندازه بازی می‌کند. شاید جنس این نقش برای او خیلی دور از نقش‌های قبلی‌اش نباشد، اما همین کنترل باعث شده شخصیتش باورپذیر از آب دربیاید. او قرار نیست با گریه و فریاد، تماشاگر را مجبور به ناراحتی کند؛ بیشتر قرار است آخرین لحظات یک آدم را نشان دهد که می‌داند ممکن است چند ساعت دیگر زنده نباشد.

حامد بهداد اما مسیر متفاوتی دارد.

او پدری است که دخترهایش درگیر این ماجرا هستند و تمام تلاشش را می‌کند آنها را نجات دهد. بهداد در این فیلم نسبت به بعضی نقش‌های قبلی‌اش کنترل‌شده‌تر است و همین باعث شده استیصال این شخصیت بیشتر به چشم بیاید.

در بعضی صحنه‌ها واقعاً می‌توان فشار این آدم را حس کرد؛ پدری که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و تنها چیزی که می‌خواهد، زنده ماندن دخترهایش است.

فیلم اگر زیادی تلخ می‌شد، احتمالاً جواب نمی‌داد

«زنده‌شور» با وجود موضوع سنگینی که دارد، تمام مدت خودش را در فضای سیاه و تلخ نگه نمی‌دارد.

یکی از انتخاب‌های درست فیلم، اضافه کردن لحظات طنز به داستان است. البته نه طنزی که بخواهد تماشاگر را از فضای فیلم بیرون بکشد.

شخصیت روحانی با بازی تورج الوند یکی از همین نمونه‌هاست. شوخی‌های او با دیگر شخصیت‌ها، بیشتر باعث می‌شود فضای سنگین فیلم برای چند لحظه نفس بکشد.

این بخش به نظرم جواب داده، چون اگر «زنده‌شور» از ابتدا تا انتها فقط روی مرگ و اعدام و گریه و ناراحتی حرکت می‌کرد، احتمالاً خیلی زود تماشاگر را خسته می‌کرد.

یک نکته مهم درباره بازی‌ها

بازیگران باتجربه فیلم در مجموع عملکرد قابل قبولی دارند، اما این اتفاق درباره همه بازیگران به یک اندازه رخ نمی‌دهد.

به‌خصوص بازی دختران شخصیت حامد بهداد در بعضی صحنه‌ها مصنوعی به نظر می‌رسد. گریه‌ها و بعضی دیالوگ‌ها آن‌طور که باید طبیعی نیستند و وقتی فیلم در تلاش است فضای واقعی و اجتماعی خودش را حفظ کند، این ضعف بیشتر دیده می‌شود.

نقش وکیل هم می‌توانست بهتر از این باشد. شخصیت وکیل روی کاغذ قرار است نقش فعالی در داستان داشته باشد، اما بازی بازیگر نتوانسته آن کنش را به مخاطب منتقل کند.

این ضعف‌ها شاید در یک فیلم معمولی خیلی به چشم نیایند، اما «زنده‌شور» به دلیل تلاشش برای نزدیک شدن به واقعیت، بیشتر از فیلم‌های دیگر به بازی‌های طبیعی نیاز دارد.

«زنده‌شور» در نیمه دوم کمی افت می‌کند

مشکل اصلی فیلم برای من، ریتم آن است.

شروع فیلم خوب است و تا میانه هم تعلیق و ضرب‌آهنگ قابل قبولی دارد. مدام اتفاقی در حال رخ دادن است و مخاطب منتظر است ببیند سرنوشت این آدم‌ها چه می‌شود.

اما در نیمه دوم، مخصوصاً زمانی که بحث جمع‌آوری دیه جدی‌تر می‌شود، فیلم کمی از نفس می‌افتد.

بعضی اتفاق‌ها بیش از اندازه کش پیدا می‌کنند و آن حس عجله و اضطرابی که در بخش ابتدایی وجود داشت، کمتر می‌شود.

اینجا همان جایی است که به نظرم فیلم می‌توانست کمی کوتاه‌تر و جمع‌وجورتر باشد.

وقتی فیلم حرفش را پنهان می‌کند، بهتر عمل می‌کند

یکی از ویژگی‌های «زنده‌شور» این است که انتقادهای اجتماعی‌اش را همیشه مستقیم روی صورت مخاطب نمی‌زند.

در بخش‌هایی از فیلم می‌توان رگه‌هایی از نقد شرایط اجتماعی، فقر و حتی مسائل مذهبی و سیاسی را دید، اما فیلم لزوماً برای هرکدام یک سخنرانی جداگانه راه نمی‌اندازد.

بعضی از این حرف‌ها در جزئیات و موقعیت‌ها پنهان شده‌اند و مخاطب خودش باید آنها را پیدا کند.

این شیوه به نظرم بیشتر جواب می‌دهد. چون سینمای اجتماعی وقتی تبدیل به تریبون شود، بخشی از قدرتش را از دست می‌دهد.

«زنده‌شور» هرجا به جای توضیح دادن، فقط موقعیت را نشان می‌دهد، بیشتر به دل می‌نشیند.

بالاخره «زنده‌شور» دیدن دارد؟

بعد از تمام این حرف‌ها، برگردیم به سؤال اول.

«زنده‌شور» به اندازه سر و صدایی که کرده، دیدن دارد؟

به نظرم بله؛ اما نه به این معنی که با یک فیلم بی‌نقص یا شاهکار طرفیم.

«زنده‌شور» فیلمی است که ایده مشخصی دارد و می‌داند می‌خواهد درباره چه چیزی حرف بزند. کاظم دانشی هم برخلاف چیزی که ممکن بود از یک فیلم اجتماعی با موضوع اعدام انتظار داشته باشیم، سعی کرده کمتر برای مخاطب تعیین تکلیف کند.

بازی بهرام افشاری یکی از مهم‌ترین نقاط قوت فیلم است و حامد بهداد و امیر جعفری هم در بخش‌هایی از فیلم بسیار خوب ظاهر می‌شوند. در مقابل، افت ریتم در نیمه دوم، بازی ضعیف‌تر بعضی بازیگران و برخی دیالوگ‌های شعاری از نقاطی هستند که نمی‌شود نادیده‌شان گرفت.

اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که «زنده‌شور» بعد از تمام شدن، سؤالش را با خودش از سالن بیرون می‌برد.

اینکه با یک آدم محکوم به مرگ چه باید کرد، اینکه بخشش واقعاً چقدر آسان است و اینکه اجرای یک حکم تا کجا می‌تواند معنای عدالت داشته باشد.

من «زنده‌شور» را بیشتر به خاطر همین سؤال‌ها قابل دیدن می‌دانم؛ فیلمی که شاید در بعضی قسمت‌ها می‌توانست بهتر و جمع‌وجورتر باشد، اما حداقل حرفی برای گفتن دارد و تلاش کرده آن را با قصه بزند، نه صرفاً با شعار.

اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

متن آهنگ با صدای مرد کدوم ستاره شم که تو رفیق هر شبم بشی (هوش مصنوعی) ﻛﺪوم ﺳﺘﺎره ﺷﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ رﻓﻴﻖ ﻫﺮ ﺷﺒﻢ ﺑﺸﻰ ﺑﮕﻮ ﻛﺪوم ﭘﺮﻧﺪه ﺷﻢ ﻛﻪ دﺳﺖ رو ﺑﺎﻟﻢ ﺑﻜﺸﻰ ﮔﻞ ﻛﺪوم ﺑﺎﻏﭽﻪ ﺑﺸﻢ ﺻﺒﺎﺑﻬﻢ ﺳﻠﺎم ﻛﻨﻰ ﻛﺪوم ﺗﺮاﻧﻪ ﺷﻢ ﻛﻪ ﺗﺎ دﻟﺖ ﮔﺮﻓﺖ ﺻﺪام ﻛﻨﻰ ﻛﺠﺎی روزﮔﺎرﻣﻰ رﻓﻴﻖ ﺧﺎﻃﺮات ﺧﻮب ﻛﺠﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻛﺎرم ﺷﺪه ﻓﻘﻄ ﺗﻤﺎﺷﺎی ﻏﺮوب ﻋﻄﺮت ﺗﻮ از ﻓﺎل ﻛﺪوم ﻓﻨﺠﻮن ﻗﻬﻮه ﺑﻮ ﻛﻨﻢ رد ﺗﻮ از ﺳﺘﺎره ی ﻛﺪوم ﺷﺐ آرزو ﻛﻨﻢ ﮔﺮم ﻛﺪوم ﺟﺎده ﺑﺸﻢ ﺗﺎ ﺷﻮﻧﻪ ﻫﺎت و ﺣﺲ ﻛﻨﻢ ﻛﺪوم دﻋﺎ ﺷﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ رو واﺳﻪ ﺧﻮدم ﻃﻠﺴﻢ ﻛﻨﻢ ﻛﺠﺎی روزﮔﺎرﻣﻰ رﻓﻴﻖ ﺧﺎﻃﺮات ﺧﻮب ﻛﺠﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﻛﺎرم ﺷﺪه ﻓﻘﻄ ﺗﻤﺎﺷﺎی ﻏﺮوب
دانلود آهنگ کدوم ستاره شم که تو رفیق هر شبم بشی ترند اینستا