فیلم شور شیرین در مورد کدام شهید است؟
بازپخش «شور شیرین» فرصتی است برای تماشای دوباره اثری که روایت خود را بر مقطعی از زندگی یکی از شهدا و حوادث کردستان در سالهای ابتدایی جنگ تحمیلی بنا کرده است. این اثر به کارگردانی و نویسندگی جواد اردکانی ساخته شد و پس از حضور در قالب سینمایی، در قالب یک مجموعه نیز روی آنتن تلویزیون رفت.
داستان ما را پرت میکند به روزهای ملتهب سال ۱۳۵۹ در دل کوهستانهای کردستان. قصه از جایی شروع میشود که یک افسر جوان به نام «پوریا» دل به پرستاری شیرازی بسته که در پایگاه سنندج کار میکند. خانواده پوریا راهی سفر میشوند تا پیوند این دو جوان پا بگیرد، غافل از اینکه جادههای کردستان در آن روزها بوی خطر میداد. آنها در میانه راه گرفتار نیروهای دموکرات و ضدانقلاب میشوند. این ماجرای عاشقانه و پرتعلیق، گره میخورد به تلاشهای فرمانده جوان و شجاع آن روزها، یعنی شهید محمود کاوه، که به دنبال آزادسازی شهر سقز است.
یکی از سختترین نقشهای سریال بر دوش حمیدرضا عمارلو بود؛ بازیگری متولد دهه شصت در تهران که توانست با گریمی باورپذیر و بازی ملموس، نقش شهید محمود کاوه را زنده کند.
بازی کردن در قالب فرماندهای که خیلیها هنوز خاطره رشادتهایش را از نزدیک به یاد دارند، کار آسانی نبود؛ اما عمارلو نشان داد که خوب از پس این مسئولیت برآمده است.
چهرهای که خیلی از ما با فیلم «مریم مقدس» به یادش میآوریم. شبنم قلیخانی متولد ۱۹ آبان ۱۳۵۶ در تهران است؛ دختری که درسش را با ریاضیفیزیک شروع کرد اما عشق به هنر او را به سمت تئاتر کشاند. او ابتدا طراحی صحنه خواند و بعد تا کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر پیش رفت.
قلیخانی فقط جلوی دوربین فعال نبوده؛ سالها به بچهها بازیگری آموخته و در دانشگاه هم به عنوان استاد، دانستههایش را به دانشجویان هنر منتقل کرده است. او در «شور شیرین» نقش همان پرستار پایگاه سنندج را دارد؛ زنی نگران که هم کارش نجات جان آدمهاست و هم سرنوشت زندگی مشترکش به تارهای مویی بند است.
نقش «پوریا» یعنی همان افسر جوان و عاشقپیشه را علی کشوری بازی میکند؛ چهرهای متولد دهه هفتاد در تهران که توانست حس سردرگمی، نگرانی برای خانواده و تعهد کاری یک نیروی نظامی را به خوبی به تصویر بکشد.
رضا رویگری برای همه ما نامی آشناست؛ هنرمندی چندوجهی که صحنه تئاتر، استودیوی ضبط صدا و قاب تلویزیون را با هم تجربه کرده است. او در «شور شیرین» در نقش «حمید میرابی» ظاهر شد و طبق معمول، وزن و سنگینی خاصی به داستان داد.
بدون دیدگاه