بازی Crisol: Theater of Idols از استودیوی Vermila با حمایت Blumhouse Games، اثری متمایز است که با ایدههای نوآورانه و فضایی خاص، ژانر وحشت را به شکلی تازه به مخاطبان معرفی میکند.
حدود دو سال پیش بود که کمپانی Blumhouse پس از یافتن موفقیت در سینمای وحشت، اعلام کرد که قصد دارد با زیرشاخه جدید خود، یعنی Blumhouse Games، به وحشت در صنعت گیمینگ ورود کرده و از ایدههای متنوع و مستقل توسعهدهندگان کوچک پشتیبانی کند. حالا ما شاهد عرضه بازی جدیدی از استودیوی مستقل Vermila Studios با پشتیبانی این شرکت هستیم. Crisol: Theater of Idols یک اثر خاص، متمایز و تحسینبرانگیز است که با وجود برخی مشکلات، ایدههای جذابی را به مخاطبان ژانر ارائه میدهد.

Crisol: Theater of Idols داستانی تاریک و پیچیده را در جزیرهای اسپانیایی بهنام Tormentosa روایت میکند. در این دنیا انسانها در تاریکی و ترس زندگی میکردند اما سرانجام خدای خورشید نازل شد و هنر آتش را به آنها آموخت. این دانش در نهایت موجب پیشرفتهای متعدد و بلوغ انسانها شد و در طول زمان فرهنگ، تمدن و حتی هنر آنها را شکل داد.
خدای خورشید نیز فرمی انسانی به خود میگیرد تا بتواند در میان آنها زندگی کرده و آنها را هدایت کند. در مقدمهی بازی ما شاهد صحبت این خدا دربارهی جزیره Tormentosa هستیم و در مییابیم که ظاهرا ساکنان جزیره دیگر از او استقبال نمیکنند. از همین رو، سربازی به نام Gabriel که یکی از دنبالکنندگان خدای خورشید است، مامور میشود تا به این جزیره سفر کرده و از مشکلاتی که در آنجا رخ داده پردهبرداری کند.
پس از ورود Gabriel به این جزیره، مشخص میشود که هیچچیز عادی نیست؛ خیابانها و کوچهها نابسمان هستند و خبر از هرج و مرج میدهند در حالی که هیچ اثری از ساکنان جزیره نیست. Gabriel حتی این وضعیت غیر عادی را به میدان جنگی تشبیه میکند که خالی از هرگونه جسدی است.

پس از جستوجو در خیابانهای مخوف این جزیره، سرانجام وی با یک بازمانده روبهرو میشود اما قبل از اینکه بتواند به او برسد، موجودی ناشناس بازمانده را به قتل میرساند. طولی نمیکشد که Gabriel با مجسمهای متحرک روبهرو میشود که قصد کشتن او را دارد و درمییابد وضعیت در Tormentosa بسیار وخیمتر از چیزی است که متصور شده بود. در نهایت پس از نابود کردن این مجسمه، او موفق به ارتباط برقرار کردن با دستهای از بازماندگان میشود که ظاهرا از دنبالکنندگان خدای خورشید هستند و پس از هماهنگ شدن با آنها، حالا باید به خیابانهای Tormentosa بازگشته و از عامل پشت این وضعیت نابسامان پردهبرداری کند.
در حالی که شاید داستان Crisol لزوما یک روایت کاملا اورجینال نباشد اما به لطف بهرهگیری هوشمندانه از تاریخ، فرهنگ، مذهب و حتی برخی افسانههای اسپانیا، بسیار متمایز و سرگرمکننده جلوه میکند. از همان ابتدا بازی سعی دارد با پایهگذاری سوالات و معماهای داستانی، پلیر را در خود کشیده و درگیر نگه دارد. Gabriel شخصیت اصلی مطلوبی بوده و میتواند به خوبی وزن هدایت این روایت را حمل کند.
در طول روند بازی شما با برخی کاراکترهای فرعی مواجه میشوید که متاسفانه آنچنان به یادماندنی نیستند و حتی برخی از آنها با ضعف دیالوگنویسی روبهرو هستند. یکی از این کاراکترها Mediodia نام دارد که حضور برجستهای در طول بازی داشته و در حالی که لزوما یک کاراکتر کاملا ضعیف نیست اما نویسندگی سینوسی او میتواند حس و سنگینی روایت را متزلزل کند. با این وجود، همچنان میتوان گفت در ابعاد کلی، Crisol: Theater of Idols و داستان آن به خوبی میتوانند شما را درگیر خود کنند.

در ابعاد تعاملی و گیمپلی، Crisol: Theater of Idols ایدههای بسیار جذابی را در خود جای داده است که بعضا در چنین ژانری به کار گرفته نشدهاند. همانطور که از ظاهر بازی متوجه شدید، ما با یک تجربهی اکشن/ترسناک اول شخص روبهرو هستیم که برخی المانهای بقا را نیز در خود جای داده است. یکی از برجستهترین خصوصیات بازی، نحوه نگاه آن به مبحث مدیریت مهمات است.
برخلاف بسیاری از تجربههای وحشت بقا که مهمات و آیتمهای سلامتی را در دستهبندیهای مختلف در محیط پخش کرده و پلیر به منظور بقا باید آنها را پیدا و مدیریت کند، در Crisol این مسئله کاملا متفاوت است. در اینجا تمامی این مهمات در یک چیز خلاصه شدهاند و آن هم «خون» است. خون Gabriel نه تنها خط سلامتیاش را تشکیل میدهد، بلکه به طور همزمان اسلحههای او نیز به منظور تامین گلوله از خون تغذیه میکنند!
در واقع، شما محدودیتی در تامین گلوله ندارید، تا وقتی که خط سلامتیتان به صفر برسد! هر اسلحهای در بازی به ازای تامین گلولههای خود میزانی از خون Gabriel را مصرف میکند و در راستای این مسئله، سلامتی او نیز کاهش پیدا میکند. قبلاً المانهای مشابهای را در ژانرهای دیگر مشاهده کرده بودیم، اما میتوان گفت به این شکل شاهد پیادهسازی چنین ایدهای در ژانر ترس نبودیم، ایدهای که بسیار هوشمندانه است.

شما به جای اینکه در محیط بازی به دنبال مهمات مختلف بگردید، باید به دنبال راههایی برای بازیابی مجدد خون Gabriel باشید و در این بین، تعادل مناسبی بین میزان سلامتی و گلولهها پیدا کنید. در این راستا، قابلیت Absorb یا «جذب» اجساد برای Gabriel تعبیه شده است. شما در خیابانهای Tormentosa گاهی با اجساد حیوانات یا برخی از انسانها روبهرو میشوید که میتوانید خون آنها را جذب کرده و سلامتی خود را بازیابید.
در کنار این اجساد، برخی سرنگهای خون نیز در محیط بازی یافت میشوند که به شما اجازه میدهند بخشی از خون خود را بازیابی کنید. این رویکرد در قبال مهمات به شدت برای من جذاب و هدفمند جلوه کرد و به شکلی هوشمندانه نحوه نگاه شما به مبحث «مدیریت منابع» را تحت تاثیر قرار داد. حالا در این بازی شما به راستی تکتک گلولههایی که شلیک میکنید را میشمارید و مبارزات خود را با دقت بیشتری انتخاب میکنید.
همچنین لازم به ذکر است که بازی از سه درجهی سختی برخوردار بوده که شخصا آن را روی بالاترین درجه به نام “Martyr” تجربه کردم. علاوه بر این سه درجه سختی استاندارد و یک درجه سختی “Custom” نیز در این بازی تعبیه شده که به شدت کارآمد است! همانطور که از نام آن مشخص است، این درجه به پلیر اجازه شخصیسازی موارد مختلف از جمله قدرت دشمنان، قدرت اسلحهها، میزان مصرف خون آنها و… را داده که میگذارد بخشی که دوست دارید را تغییر داده و با توجه به علاقه خود ساده یا سختتر کنید.

اما بد نیست درباره تنوع اسلحهها صحبت کنم. شما در این عنوان به شش اسلحه مختلف دسترسی خواهید داشت و هر یک از این سلاحها میزان خون متفاوتی به منظور تامین مهمات نیاز دارند و مسلما اسلحههای قدرتمندتر، خون بیشتری جذب میکنند. این مسئله شکافی محسوس بین این اسلحهها ایجاد میکند که البته در درجه سختی Martyr، این شکاف تا حدی غیربهینه و نامتعادل است.
برخی اسلحهها به جای افزایش تدریجی هزینهی جانی تامین مهمات، به شکل جهشی این هزینه را افزایش میدهند بدون اینکه لزوما از لحاظ قدرتی، حداقل در قالب خام خود، جهش بسیار محسوسی را ببینند. این شرایط به طوری بود که شخصا دلیل چندانی در استفاده از برخی از آنها نمیدیدم و Pistol را به عنوان اسلحهی اصلی در طول بازی انتخاب کرده بودم. البته لازم به ذکر است که علاوه بر این اسلحهها، Gabriel از یک چاقو نیز برخوردار است که وابسته به خون نبوده و مکمل بسیار خوبی برای اسلحههای خون محور به شمار میآید.
پس از مقداری مشخص ضربه با این اسلحه در هر درجه سختی، Durability آن کاهش یافته و راندمان کاری آن کاهش مییابد. در اینجاست که شما با یافتن بنزین و موتورهایی که در اطراف نقشه پخش شدهاند، میتوانید مجددا چاقوی خود را تیز کنید.

پلیر همچنین در این بازی از یک درخت مهارت در کنار قابلیت ارتقای اسلحههای خود نیز برخوردار است؛ درخت مهارت بازی از تنوع خوبی برخوردار بوده و میتواند ابعاد تعاملی و تواناییهای کلی Gabriel را تحت تاثیر قرار دهد. در طرف دیگر منوی ارتقای اسلحههای بازی نیز بسیار استاندارد است و حتی میتوان آن را تا حدی به بخشهای ارتقای اسلحه RE4 یا RE:Village تشبیه کرد که احتمالا نقاط الهام و الگوبرداری این بازی نیز محسوب میشوند.
اما با گذر از ابعاد تعاملی گیمپلی، بد نیست کمی به مبحث اکتشاف و جستوجوی محیط بپردازیم. همانطور که از هر بازی وحشت بقایی انتظار میرود، اکتشاف باید بخش محسوسی از تجربهی بازی را تشکیل دهد و میتوان گفت Crisol: Theater of Idols نیز از این قاعده مستثنی نیست. جزیرهی Tormentosa بعضا فضای بسیاری به منظور جستوجو در اختیار پلیر قرار میدهد که در همین راستا نیازمند بکترکینگ و بازگشت به محیطهای قبلی نیز خواهید داشت.
همچنین سازندگان سعی کردهاند با الگوبرداری از تجربههای کلاسیک ژانر، درصدی از طراحی تودرتو و به اصطلاح «بهممتصل» را در بازی خود تعبیه کنند و در حالی که لزوما با یک نتیجه بسیار عمیق در این زمینه روبهرو نیستیم، اما میتوان گفت عمق مطلوبی وجود دارد. شما بعضا ممکن است در طول مسیر خود با دربهای قفل متعدد یا محیطهای غیرقابل دسترس مختلفی روبهرو شوید که به صورت تدریجی به روی شما باز خواهند شد. لازم به ذکر است که جستوجوی مطلوب محیط نقشی بسیار مهم در راستای یافتن برخی از اسلحهها دارد.
در این بین گاهی سناریوهای تعقیب و گریزی نیز تعبیه شدهاند که نحوه عبور از محیطها را تحتتاثیر قرار داده و نیازمند کسب دانش نسبی از بخشهای مختلف آن هستند. به طور کلی باید گفت در زمینه گیمپلی، Crisol با وجود برخی ضعفها تجربهای سرگرمکننده و درگیرکنندهای ارائه میدهد که قطعا طرفداران ژانر وحشت از آن لذت خواهند برد.

برخی از برجستهترین خصوصیات متمایز Crisol: Theater of Idols در دپارتمان بصری و هنری بازی جلوه میکنند. شما با یک نگاه به این بازی متوجه میشوید که با تمی بسیار خاص مواجه هستید و سازندگان به طور دقیق سعی داشتهاند این تم را با ظرافت هر چه تمامتر به تصویر بکشند. در این زمینه شاید حتی این بازی را بتوان تا حدی به عناوین Bioshock یا حتی Lies of P تشبیه کرد با این تفاوت که بهرهگیری از فرهنگ اسپانیایی، حسوحال و رویکرد اختصاصی این بازی را پدید آورده است.
Tormentosa به عنوان محیط اصلی بازی از طراحی بسیار جذابی برخوردار بوده و میتوان گفت به مکانی به یادماندنی در طول بازی و حتی پس از آن تبدیل میشود. تلفیق المانهای کلاسیک و برخی طراحیهای Gothic، حسوحال بسیار جذابی در این جزیره بوجود آوردهاند. از طرف دیگر استفاده از مجسمهها و عروسکها با طراحیهای خاص به عنوان عوامل و محرکهای ترس انتخاب بسیار خوبی بوده و سازندگان آنها را به شکلی بسیار مطلوب طراحی و پیادهسازی کردهاند.

همچنین توسعهدهندگان امکان تیراندازی به اجزای مختلف بدن اکثریت دشمنان و از کار انداختن هدفمند آنها را در این بازی تعبیه کردهاند. جزئیات بصری هر یک از این هیولاها، مجسمهها و به طور کلی محیط بازی با ظرافت بالایی طراحی شدهاند و از همین رو میتوان گفت با اثری زیبا و جذاب روبهرو هستیم.
اما در بُعد فنی و بهینهسازی متاسفانه Crisol روی کنسول PS5 شرایط مطلوبی ندارد؛ اولین موردی که باید به آن اشاره کرد، افت فریم قابل توجه بازی در محیطهای متراکم یا در شرایط بارانی است به طوری که عموما بازی نمیتواند فریم ریت ۶۰ را حفظ کند و بعضا حتی ممکن است تا نرخ فریم ۳۰ کاهش داشته باشد. مورد بدتر آن است که این بازی از قابلیت انتخاب مود گرافیکی برخوردار نبوده و از همین رو امکان استفاده از حالت Performance وجود ندارد.
شرایط فنی بازی به طور مستقیم بر تجربهی آن نیز تاثیر میگذارد؛ گشت و گذار در محیط گاهی با لگهای کوچک یا فریزهای جزئی پی در پی مواجه است. علاوه بر محیط، این مسئله در هنگام استفاده از چاقو در بازی نیز تقریبا گارانتی شده است و در طولانی مدت آزار دهنده میشود. همچنین متاسفانه حتی در فریمهای پایین نیز ما با یک عملکرد با ثبات روبهرو نیستیم و از همین رو در هنگام حرکت دوربین، بازی ممکن است نامنسجم یا به اصطلاح “Choppy” جلوه کند. همین موارد به تنهایی موجب میشود شخصا پیشنهاد بدهم بازی را روی PC تجربه کنید.

باگها و گلیچهایی نیز در بازی وجود دارند که برخی از آنها میتوانند آزار دهنده باشند، یکی از بدترین موارد آن که شخصا چندین بار تجربه کردم، ویبره دائمی کنترلر بود! گاهی اوقات بازی در هنگام انجام عمل یا تعاملی که موجب ویبره کنترلر میشود فراموش میکند که فرمان پایان آن را ارسال کند و از همین رو ویبره کنترلر متوقف نمیشود هر چند که در منوها این مشکل وجود ندارد. از آن جایی که روی درجه سختی Martyr امکان Auto Save وجود ندارد، شخصا مجبور بودم گاهی اوقات ۱۵ تا ۳۰ دقیقه با ویبره دائمی کنترلر به تجربه ادامه دهم تا به یک نقطه Save رسیده و بتوانم بازی را ریاستارت کنم!
اما با گذر از موارد فنی، در باب ابعاد صوتی بازی باید گفت که توسعه دهندگان در این زمینه بسیار مطلوب عمل کردهاند. صداپیشگان بازی مخصوصا همگی عملکردی بسیار مطلوب را به نمایش میگذارند. موسیقی و ساندترک بازی مکملی عالی برای رویکرد هنری خاص بازی بوده و همچنین المانهای سبک موسیقی اسپانیایی به خوبی در آن دیده میشود. در همین راستا ما با فضاسازی و اتمسفر قدرتمند و گیرایی مواجه هستیم که قطعا شما را در خود غرق میکند.
Crisol: Theater of Idols سعی میکند رویکردهای جالب و متمایزی را اتخاذ کند. در حالی که بازی یک تجربهی اکشن ترسناک است اما همچنان سعی میکند به شکل خلاقانهای «بقا» را نیز به یکی از ابعاد دائمی گیمپلی بدل سازد و کنش و واکنش معناداری با پلیر شکل بدهد. البته در این بین، برخی مشکلات مخصوصا در ابعاد فنی به تجربهی بازی روی کنسول PS5 ضربه زده و موجب میشوند تجربهی واقعی بازی خدشه دار شود. در نهایت روایت سرگرم کننده، محیطهای چشمنواز و فضاسازی بسیار خوب و متمایز در کنار خصوصیات برجستهی گیمپلی بازی باعث شدهاند تجربهای خلق شود که قطعا در نگاه طرفداران ژانر ارزشمند خواهد بود.
بدون دیدگاه