High on Life 2 با طراحی بینظیر و داستانی شگفتانگیز، بازیکنان را به دنیایی پر از جنون و تجربهای فراتر از زندگی روزمره میبرد.
High on life 2 از معدود عناوینی به شمار میآید که ماهیت خود را در نامش خلاصه و معرفی میکند. تمامی عناصر این دنیای سراسر جنون و دیوانگی طوری طراحی و با یکدیگر ترکیب شدهاند که به معنای واقعی کلمه تجربه High on life بودن را برای برای مخاطبین خود به ارمغان میآورند.
داستان، فرم روایی، طراحی مراحل و جلوههای بصری و شنیداری این عنوان همگی متمرکز بر یک سری مفاهیم و اصول مشخص طراحی و پیادهسازی شدهاند تا در نهایت بتوانند بازیکن را به معنای واقعی کلمه از حالت طبیعی خود خارج و غرق در دنیایی دیوانهوار کنند. مشخصا همانطور که هر شکل و فرم از طراحی امکانات مشخصی را در اختیار خالقین قرار میدهد، محدودیتهایی نیز برای آنها ایجاد میکند. به عنوان مثال، در این اثر همانطور که دست سازندگان برای شوخی، غافلگیر کردن و رقم زدن اتفاقات غیرمنتظره باز است، از طرفی به همان نسبت در خلق داستان یا مراحل به یادماندنی محدود شدهاند.

High on life فرم بسیار سخت و پیچیدهای را از ابتدا ابداع و طراحی کرده است. آشوب، بینظمی و دیوانگی خاصی را میتوان در تک تک عناصر این عنوان به خصوص از حیث شیوه پیادهسازی مشاهده کرد که به نوع خود فوق استثنائی به است و کمتر دیده میشود. متاسفانه خالقین با تکیه و تمرکز بیش از حد بر نکات قوت فرمی ابداع شده در نسخه اول، مرتکب اشتباهی شدند که High on life 2 را بیشتر شبیه یک روزنامهیواری پوشیده شده از تکههای نامرتبط کرده است تا یک نسخه به مراتب پختهتر از تجربه قبلی. ماحصل این تمرکز بیش از حد بر شوخیها، غافلگیریهای متعدد و ریتمیک بودن گیمپلی، تجربه بسیار از هم گسیختهای حاصل شده که ذرهای انسجام و نظم در آن نمیتوان دید.

داستان High on life 2 به معنای واقعی کلمه هیچ تفاوتی با نسخه اول ندارد؛ پیرنگ داستان، دقیقا همانند نسخه پیشین است و صرفا اسامی عوض شدهاند. در حقیقت با داستان تکراری روبهرو هستیم که نه تنها کیفیت گذشته را ندارد بلکه همین تکرار مکررات را نیز بسیار بد و ناموزون روایت میکند.
روایت، دیالوگها و شخصیتپردازیها بهقدری سست و آبکی هستند که دیگر هیچ توجیه ساختاری نمیتوان برای آنها یافت. بهطور کلی تمامی این موارد دست در دست یکدیگر موجب شدهاند تا High on life 2 را حداقل از لحاظ روایی ساقط و قصه آن را فاقد اهمیت و توجه دانست.
تمامی مشکلات ریز و درشت بُعد روایی High on life 2 ریشه در اشتباهی دارند که تمامی بخشهای این عنوان اعم از گیمپلی، طراحی مراحل و جلوههای بصری و شنیداری را تحت تاثیر قرار داده؛ منظور دقیقاً عدم انسجام است.
گیمپلی High on life 2 باید شرایطی را برای بازیکن فراهم میکرد تا فرصت و توان دیوانگی و کارهای عجیب و غریب را داشته باشد. همانطور که قصه، شخصیتها، موسیقی و دیگر عناصر High on life 2 ، هرکدام به شیوه خود رفتاری جنونآمیز از خود نشان میدهند، گیمپلی نیز میبایستی فرصت و شرایطی برای سر زدن جنون از بازیکن را فراهم مینمود.

اسکیتسواری، تیراندازی و مکانیکهای حرکتی، هرکدام فارغ از برخی مشکلات ریز و درشت، در مجموع به لحاظ کیفی از استاندارد کافی برخودار هستند، اما مشکل اینجاست که به خوبی با یکدیگر ترکیب نشدهاند و هر کدام ساز خود را میزنند. طبیعتا از آنجایی که داینامیک متمرکز و هدفمندی وجود ندارد، نمیتوانیم توقع طراحی مراحل خوب را هم داشته باشیم. به جرأت میتوان گفت در High on life 2 نمیتوان یک طراحی مرحله استاندارد و نظاممند که حتی ارزش بررسی جدی را داشته باشد نام برد. در این عنوان تنها با چالشهای نصف و نیمه که پشت سر هم بدون هیچ قاعده و منطقی چیدهشدهاند و صرفا خوشریتم هستند، مواجه هستیم.
مشکل اصلی این بخش نیز در همان عدم انسجام کافی و از هم گسیختگی غیرقابل بخشش نهفته است که به تمامی بخشها، از جمله طراحی مرحله، صدمه میزند. خالقین بهجای آنکه در جهت به کمال رساندن و تکامل فرم خاص نسخه اول تلاش کنند، با افراطیگری و تمرکز بیش از حد بر نکات مثبت نسخه پیش، تجربه را خلق کردهاند که گویی صرفا تلاش میکند تا شبیه به نسخه پیشین خود باشد.

High on life 2 در زمینه جلوههای بصری عملکرد خوبی دارد. معماری و طراحی محیطها خلاقانه، زیبا و متنوع هستند و از یکپارچگی کافی با عناصر روایی و فرمی برخوردارند. متاسفانه طراحی کاراکترها و انیمیشنهای مربوطه به آنها بسیار جای بحث و انتقاد دارد و اصلا در حد و اندازه دیگر المانهای بصری این عنوان نیستند.
مشکل بزرگ گرافیک این عنوان به طور کلی در بخش رنگآمیزی و نورپردازی خلاصه میشود. باتوجه به فرم گیمپلی High on life، مشخصا یکی از اصلیترین چالشهای تیم هنری نظم دادن به رنگها و دقت در نورپردازی بوده که متاسفانه نتوانستهاند به خوبی از پس آن بر بیایند. رنگآمیزیها و نورپردازیها و در ادامه مشکلات فنی بسیار، خروجی نه چندان جالبی را رقم زدهاند که میتواند موجب دلزدگی و عصبانیت هر بازیکن صبوری شود.
خوشبختانه به نظر میرسد که مشکلات این بخش میتوانند با یک یا چند بهروزرسانی اصلاح شوند تا تجربه High on life 2 را بیش از پیش جذاب و لذتبخش کنند.

یکی از معدود عناصری که در این عنوان حداقل به لحاظ کیفی حرفی برای گفتن دارند، موسیقی متن است. موسیقیها شنیدنی و هماهنگ با اتمسفر و گیمپلی هستند. صداپیشگی شخصیتها نیز یکی دیگر از نقاط قوت جلوههای شنیداری محسوب میشود، به حدی که نمیتوان از تاثیر به سزای آن را بر تجربه چشم پوشی کرد.
جلوههای شنیداری این عنوان مانند سایر بخشها، از گزند عدم انسجام در امان نیستند. موسیقیها، افکتهای صوتی و صدای کاراکترها به قدری با یکدیگر بد ترکیب شدهاند که نه تنها هیچ کمکی به بازیکن نمیکنند بلکه در برخی بخشها بسیار مزاحم او میشوند. تمامی اصوات به لحاظ کیفی بسیار استاندارد و باکیفیت هستند، اما به خوبی با یکدیگر میکس نشدهاند. البته به نظر میرسد این مشکل نیز با بهروزرسانی قابل رفع باشد.
High on life 2 با توجه به تمام مشکلات ریز و درشتی که در تمامی بخشها از جمله داستان، گیمپلی، طراحی مراحل و جلوههای بصری و شنیداری دارد، همچنان هرچند اندک میتواند برای طرفداران دوآتیشه نسخه اول جذاب و سرگرمکننده باشد. به شما پیشنهاد میدهم اگر عاشق عناوین کمدی هستید، ابتدا منتظر بهروزرسانیها جهت رفع باگها باشید و سپس سراغ تجربه این اثر جنونآمیز بروید.
این بازی روی PC تجربه و بررسی شده است
منبع: گیمفا
بدون دیدگاه