منو

نقد فیلم Pressure | روایت قهرمان‌های گمنام

نقد Pressure روایت قهرمان‌های گمنام - سریال

عملیات نرماندی. روزی تاریک و در عین حال روشنایی‌بخش که جهان را از دست نازی‌ها نجات داد. قهرمان‌هایی که هر کدام برای کشور خویش و برای آزادی از دست تمامیت‌خواهان نازی به میدان نبرد رفتند و بعضی‌ها هرگز برنگشتند. اما قهرمانان تنها سربازان تفنگ به دست نبودند. در این فیلم و در این روایت قهرمانان دانشمندانی هستند که تنها با یک پیشبینی درست جان هزاران و حتی میلیون‌ها انسان را نجات دادند. Pressure بی‌شک یکی از بهترین فیلم‌های امسال با روایتی عالی و فیلمنامه‌ای درخشان است.

Four star Us Army General in Dress Uniform Standing Outdoors with a Fence and Green Fields in the Background

فیلم، داستان هفتاد و دو ساعت سرنوشت‌ساز پیش از عملیات عظیم «دی‌دی» را روایت می‌کند؛ جایی که همه‌چیز برای بزرگ‌ترین یورش دریایی تاریخ آماده است، اما تنها یک متغیر می‌تواند تمام نقشه متفقین را نابود کند؛ آب‌وهوا. در قلب این بحران، کاپیتان جیمز استگ، هواشناس ارتش بریتانیا، باید پیش‌بینی‌ای ارائه دهد که نه تنها سرنوشت عملیات، بلکه آینده جنگ جهانی دوم را رقم خواهد زد. از سوی دیگر، ژنرال آیزنهاور در مقام فرمانده کل نیروهای متفقین، میان گزارش‌های متناقض کارشناسان هواشناسی و فشار بی‌امان فرماندهان نظامی گرفتار شده است؛ تصمیمی که هر انتخاب آن می‌تواند به بهای جان هزاران سرباز و حتی شکست کامل عملیات تمام شود. از همین نقطه، فیلم بیش از آنکه به میدان نبرد برود، وارد اتاق‌های فرماندهی می‌شود؛ جایی که گلوله‌ها هنوز شلیک نشده‌اند اما سنگین‌ترین نبرد، میان عقل، سیاست، علم و مسئولیت در جریان است.

شروع فیلم نیز کاملا همراه با قصه است و بیراهه نمی‌رود. کاراکترها خیلی سریع معرفی می‌شوند و خیلی سریع همه‌چیز آغاز می‌شود. آیزنهاور در همان ابتدای فیلم اعلام می‌کند که تنها 72 ساعت تا روز سرنوشت‌ساز فاصله داریم و همین اعلام تاریخ هم فشار را بر روی مخاطب افزایش می‌دهد و هم تعلیق را به فیلمنامه اضافه می‌کند.

از سوی دیگر مخاطب با شروع فیلم و دیدنِ صحنه‌هایی از جنگ جهانی دوم چنین تصور می‌کند که با فیلمی همچون نجات سرجوخه رایان مواجه است اما بعدها می‌بیند که نه. فیلم درباره یک آب و هوای ساده است. آب و هوایی که می‌توانست به شکست متفقین در جنگ‌جهانی دوم منجر شود. دقیقا هنر نیز همین است. جذابیت بخشیدن و روایت کردنِ داستان‌هایی که از چشم پنهان مانده‌اند. قهرمان‌هایی که کسی حتی فکرش را هم نمی‌کرد که وجود داشته باشند. به همین دلیل فیلم Pressure موفق‌ می‌شود چندین المان را همزمان داشته باشد. شروع قوی، تعلیق و روایتی هنرمندانه.

Man in a Vintage Military Uniform blue Jacket and Peaked Cap Seated Outdoors with a Historic Building in the Background

مسئله بعدی که برای خودِ من بسیار حائز اهمیت است، نوعِ خلق کاراکتر و بازی بازیگران است. در مرحله اول فیلمنامه‌نویس موفق شده کاراکترهایی جاندار را خلق کند. کاراکترهایی با جهان معین و شخصیت‌های منحصر بفرد. از سوی دیگر بازیگران همگی در نقش‌هایشان جا افتاده‌اند. مثلا اندرو اسکات که بی‌شک بازیگر خوبی است، از همان ابتدا در بازی خود، نشان می‌دهد که کاملا کاراکتر را فهمیده و توانسته میمک و رفتارهایی متناسب با آن را به نقش خود اضافه کند. از سمت دیگر برندن فریزر در نقش آیزنهاور به خوبی فرو رفته و در لحظاتی به راستی نقش یک رهبر جنگ را ایفا می‌کند. دیگر بازیگر بسیار خوبی که حضور کمرنگ اما درخشانی داشت، دیمین لوئیس است که آن بُعد فرمانده سختگیر را به خوبی بازی می‌کند. همه این بازیگران در صحنه‌هایی که نیازمند تنش است، عملکر عالی دارند. فیلمساز نیز در دوربین با چندین حرکت ساده اما کاربردی موفق می‌شود به ابعاد این هیجان و تعلیق بیافزاید. مثلا در سکانس اعلام نتیجه نهایی، همه‌چیز در حد عالی است و به نظر من این سکانس، بهترین سکانس فیلم است و لایق تقدیر. نورپردازی گرم. اتاق شلوغ، سطح بازی عالی، دیالوگ‌های خوب و کارگردانی مناسب. نتیجه‌ای که قرار بود سرنوشت جهان را تعیین کند، به راستی نفس‌گیر است و فیلم توانست این نفس‌گیری را به مخاطب نیز انتقال دهد. در این سکانس مخاطب کاملا فشار روانی را حس می‌کند و می‌داند که کاراکترها در چه وضعیت بغرنجی قرار دارند. همین به تنهایی باعث می‌شود تا مخاطب همذات‌پنداری کرده و همراه قصه شود. فردای روز تصمیم‌گیری که باران ناگهان شروع به باریدن می‌کند، مخاطب یک نفس راحت می‌کشد. چرا؟ چون همراه قصه است و همراه کاراکتر. مسئله شخصیت مسئله او نیز هست. پس از این بُعد نیز Pressure عملکرد عالی داشته است.

a Mustached Man in an Olive green Military Uniform with Ribbons Sits at a Dimly Lit Table Smiling in a Vintage Dining Room Setting

یکی دیگر از موارد قابل توجهی که حداقل در دید بنده خوب بود، اضافه کردنِ صحنه‌های جنگی به فیلم است. مخاطب به هر حال با یک اثر جنگ جهانی مواجه است و همین موضوع فی‌نفسه انتظارات تماشای صحنه‌های جنگی می‌آفریند. فیلم نیز خوشبختانه موفق شده صحنه‌های جنگی مخصوصا از عملیات نرماندی داشته باشد تا مخاطب امروزی فراموش نکند که جهان از چه مرحله‌های تاریکی عبور کرده تا به امروز رسیده هرچند که امروز نیز چندان درخشان و روشن نیست و به عنوان یک ایرانی جنگ دیده شاید برای من چندان هم دلگرم کننده نباشد اما خب همچنان تماشای این صحنه‌های خشن می‌بایست تلنگری باشد برای بشریت. همچنین لازم به ذکر است که همین صحنه‌های جنگی بسیار کافی و جالب هستند که نه محوریت فیلم (آب و هوا) را خدشه‌دار می‌کند و نه آنقدری کم است که حس خلق نکند. پس فیلم Pressure از این بُعد نیز قابل قبول است.

نقد فیلم Pressure | روایت قهرمان‌های گمنام | نمابان و به نقل از گیمفا

در نهایت، Pressure بیش از آنکه فیلمی درباره جنگ باشد، فیلمی درباره مسئولیت است. درباره انسان‌هایی که نه اسلحه به دست گرفته‌اند و نه در خط مقدم جنگیده‌اند، اما تصمیم آن‌ها به اندازه شلیک هزاران گلوله اهمیت داشته است. شاید همین نگاه متفاوت، بزرگ‌ترین نقطه قوت فیلم باشد. سال‌هاست سینما عملیات نرماندی را از زاویه سربازان، فرماندهان و میدان نبرد روایت کرده است، اما این بار دوربین به اتاقی کوچک می‌رود؛ جایی که چند دانشمند، چند نقشه هواشناسی و چند برگه کاغذ، سرنوشت بزرگ‌ترین عملیات نظامی قرن بیستم را تعیین می‌کنند. این همان هنری است که سینما باید داشته باشد؛ پیدا کردن داستان‌هایی که تاریخ کمتر به آن‌ها پرداخته است.

از منظر سینمایی نیز فیلم تقریبا در تمام بخش‌های خود موفق عمل می‌کند. فیلمنامه ریتم مناسبی دارد، شخصیت‌ها باورپذیرند، بازیگران به خوبی در نقش‌های خود فرو رفته‌اند و کارگردانی نیز بدون آنکه بخواهد با نمایش‌های روشنفکرانه خودنمایی کند، کاملا در خدمت قصه قرار گرفته است. فیلم نه به دنبال شعار است و نه قصد دارد جنگ را رمانتیک جلوه دهد؛ بلکه تنها تلاش می‌کند نشان دهد گاهی بزرگ‌ترین پیروزی‌های تاریخ، پیش از آنکه در میدان نبرد رقم بخورند، پشت درهای بسته اتاق‌های تصمیم‌گیری به دست آمده‌اند.

Pressure یادآوری می‌کند که تاریخ را تنها کسانی نمی‌سازند که نامشان در کتاب‌ها با عنوان قهرمان ثبت شده است. گاهی مردی پشت یک میز، با تکیه بر علم، شجاعت و پذیرش مسئولیتی که ممکن است به قیمت جان هزاران انسان تمام شود، همان اندازه قهرمان است که سربازی در ساحل نرماندی جان خود را فدا می‌کند. شاید به همین دلیل باشد که پس از پایان فیلم، بیش از آنکه تصاویر انفجارها در ذهن باقی بماند، سکوت سنگین اتاق فرماندهی و اضطراب چند انسان در برابر تصمیمی تاریخی در خاطر مخاطب حک می‌شود؛ و این، بزرگ‌ترین موفقیت Pressure است.

نمره نویسنده به فیلم: 8.5 از 10

منبع: گیمفا

اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

خیانت آقای پرتقال به خانم هلو / ماجرای ترند جنجالی و جدید اینستاگرام چیست؟ - وب‌گردی
خیانت آقای پرتقال به خانم هلو / ماجرای ترند جنجالی و جدید اینستاگرام چیست؟!