موهای فرفری، ماشینهای خاص، سبک زندگی لاکچری و جملاتی که توی دل مردم مینشیند. محمدرضا مرسلی، بلاگر ۲۶ ساله تهرانی، این روزها حسابی سر زبانهاست.
محمدرضا مرسلی (با نام اصلی اکبری)، بلاگر و اینفلوئنسر ایرانی است که با موهای فرفری، نوع پوشش خاص، طرز صحبت منحصربهفرد، لایف استایل لاکچری و خودروهای گرانقیمتی که سوار میشود، به شهرت رسیده است. شغل اصلی او بلاگری در اینستاگرام است و از طریق تبلیغات کسب درآمد میکند. او پیش از این در یوتیوب هم فعالیت داشت، اما اکنون تمرکزش را بر روی اینستاگرام گذاشته است.
زندگینامه؛ متولد ۱۳۷۸ در تهران
محمدرضا اکبری (مرسلی) در ۲۸ مهر ۱۳۷۸ در تهران و در یک خانواده با وضعیت مالی متوسط به دنیا آمد. او یک برادر ۴ سال کوچکتر از خود به نام مهرشاد و یک برادر ۱۵ سال کوچکتر از خود به نام امیرعلی دارد.
نام خانوادگی اصلی او اکبری است، اما او «مرسلی» را به عنوان فامیلی دوم خود (فامیلی مادرش) انتخاب کرده است؛ چون هم تلفظ بهتری دارد و هم معنی قشنگی میدهد.
او تا دوره راهنمایی تحصیل کرده است؛ چون پدرش با ادامه تحصیلش مخالف بود. خودش معتقد است که اگر درس میخواند، در هر رشتهای موفق میشد.
زندگی شخصی و روابط عاشقانه؛ از عسل دارستانی تا دیانا رحیمی
مرسلی پیش از این رابطه عاشقانهای (به قصد ازدواج) با دختری به نام عسل دارستانی داشت، اما به دلایل نامعلومی از او جدا شد. بعدها در شبکههای اجتماعی، شایعاتی درباره دوستی او با دیانا رحیمی مطرح شد.
مرسلی میگوید که در حال حاضر وقت ندارد وارد یک رابطه واقعی شود و از عبارت «دوست دختر خیالی» استفاده میکند؛ زیرا میخواهد در دوران طلایی سنش بیشتر روی خود و هدفهایش کار کند. او با اینکه در بلایند دیت شرکت کرده، اما مخالف حضور در برنامههای بلایند دیت بلاگرها است؛ چون آنها را فیک و یک «انتخاب چشم بسته» میداند.
شکست عشقی در ۲۲ سالگی؛ تأثیر بر اعتماد به نفس
مرسلی در سن ۲۲ سالگی یک شکست عشقی سخت را تجربه کرده که بر اعتماد به نفس بسیار بالای او تأثیر گذاشت و باعث شد همواره احساس کمبود کند. در مقابل، یک رابطه دیگر در زندگی او «سکوی پرتابش» بوده و در آن هیچ جنگ، دعوا، خیانت و دروغی وجود نداشته است. متأسفانه او بعدها به این رابطه نیز پایان داد.
در یکی از روابط قبلیاش، دوست صمیمی پارتنرش که در ظاهر به آنها مشاوره میداد، در نهایت باعث جداییشان شد و خودش با آن دختر وارد رابطه شد. به همین دلیل محمدرضا حالا به شدت با «جاست فرند» مخالف است.
او معتقد است پسرها در اولین رابطه (برای او بین ۱۵ تا ۱۸ سالگی)، برای نگه داشتن طرف مقابل خیلی دست و پا میزنند و هر خطایی را میبخشند؛ اما هر چه سن بالاتر میرود، راحتتر آدمها را کنار میگذارند.
از شروع بلاگری تا وایرال شدن ویدیوی «گل یا پول»
قبل از اینکه مرسلی بلاگر شود، دوست بلاگر (پسر) خود را که ماشین نداشت به لوکیشنهای فیلمبرداری میرساند. همین رفت و آمدها باعث شد با تیم سازنده دوست شود و آنها از او بخواهند جلوی دوربین بیاید.
اولین محتوای موفق او مربوط به چالش «گل یا پول» در میدان تجریش بود. او سمت مردم میرفت و میپرسید: «عشق یا پول؟» این چالش شامل پیشنهاد یک شاخه گل یا ۵۰ هزار تومان پول نقد به مردم بود.
ویدیوی او پس از انتخاب گل توسط یک پیرزن نیازمند که گفت: «مادر پوله میاد و میره، عشقه که موندگاره» ، بسیار وایرال شد و توانست حدود ۵ میلیون بازدید بگیرد که با شرایط آن زمان واقعاً عجیب بود.
در ابتدا، کامنتهای بد، هیت و فحش زیادی میگرفت؛ اما چون ذاتاً آدم بیخیالی بود و معتقد است هیچ چیز (مانند حرف مردم) در این دنیا موندگار نیست و ارزش ناراحتی ندارد، این مسائل برایش اهمیتی نداشت و اذیتش نمیکرد. او از همان اوایل کار دوست داشت محبوب باشد تا معروف!
دیدگاه مرسلی به تولید محتوا؛ حرف دلی که وایرال میشود
مرسلی بر این باور است که دلیل وایرال شدن ویدئوهایش به دلیل حقیقت و حرف دلی است که میگوید. چون خیلیها درونگرا هستند و نمیتوانند حرف دلشان را بزنند و او «بلنگوی آنهاست».
جالب است بدانید که محمدرضا محتوایش را از زندگی شخصی خودش الهام میگیرد؛ از شکست عشقی، تصادف، شکست از رفیق و مشکلات خانوادگی. او تأکید میکند که نمیخواهد در ویدیوهایش رویا فروشی کند.
بیزینس، لایف استایل و ویژن؛ مهاجرت و جاهطلبی
مرسلی مهاجرت را قسمتی از زندگیاش میداند و احساس میکند جزوی از سرنوشتش است. او میخواهد در آینده فرزندانش در فضایی بزرگ شوند که در آن موفقیت با تحصیل و کار تضمین شده باشد؛ زیرا به نظر او ایران حالتی «بین رسیدن و نرسیدن» دارد.
مرسلی از شدت جاهطلبی، افراد موفقی مانند مانی خوشبین (کلکسیونر خودرو که مهاجرت کرده و از صفر در کار املاک موفق شده) را الگوی خود قرار داده است.
بزرگترین هدف؛ صحبت علیه مواد مخدر و رفتارهای مضر
بزرگترین هدف مرسلی این است که تریبونش آنقدر قوی شود تا بتواند علیه مصرف مواد مخدر و رفتارهای مضری که جوانان فکر میکنند بیضررند، صحبت کند. او میخواهد فالوورها و برادرانش زندگی سالم را از او بیاموزند.
سختترین جنبه بلاگر بودن؛ از دست دادن آزادی عمومی
به اعتقاد محمدرضا، سختترین جنبه بلاگر بودن، از دست دادن آزادی عمومی است. او نمیتواند به راحتی در فضاهای عمومی حضور یابد، یا حتی برای عقد قرارداد کاری با یک خانم به کافه برود؛ چون مردم قضاوت میکنند یا برخورد طلبکارانه دارند.


بدون دیدگاه