جیمز باند بیش از ۶۰ سال است که یکی از ارکان اصلی سینمای جهان محسوب میشود، اما این جاسوس کاریزماتیک در دنیای بازیهای ویدیویی چگونه عمل کرده است؟
فرمول تقابل قهرمانی جذاب با نقشههای شوم شخصیتهای خبیث برای تسلط بر جهان، بستری ایدهآل برای ساخت بازیهای ویدیویی فراهم کرد. با افزودن ویژگیهایی همچون حاضرجوابی خاص باند و مهارت بینظیر او در از میان برداشتن دشمنان مختلف، این کاراکتر نمادین بریتانیایی توانست جایگاه خود را در صنعت سرگرمیهای تعاملی نیز تثبیت کند. البته حضور او در دنیای بازی با فراز و نشیبهای متعددی همراه بوده است.
اگرچه تمامی بازیهای ساخته شده با محوریت جیمز باند آثار خیلی موفقی نبودهاند، اما این موضوع تقریباً در مورد تمام فرنچایزهای اقتباسی صدق میکند. در گذشته، جاسوس مشهور ما، مأموریتهای موفقی را در دنیای بازیها پشت سر گذاشته و بازی جدید آن در دوران کنونی میتواند استانداردهای جدیدی را برای این مجموعه تعریف کند.
تاریخچه حضور جیمز باند در صنعت ویدیوگیم به سال ۱۹۸۲ بازمیگردد. به مناسبت گرامیداشت چهار دهه حضور او در دنیای سرگرمی، نگاهی به گذشته میاندازیم تا ببینیم این مأمور مخفی چگونه در طول سالیان متمادی تکامل یافته است. احتمالاً بسیاری از شما تاکنون حداقل چند عنوان از سری بازیهای جیمز باند را تجربه کردهاید، اما اکنون قرار است با نامهایی مواجه شوید که تا پیش از این، شاید به گوشتان نخورده باشند.

نخستین حضور مأمور ارشد MI6 تا حد زیادی به ریشههای ادبی خود وفادار ماند؛ چرا که این ماجراجویی مبتنی بر متن، باند را درگیر رویارویی با دکتر Death میکرد. در Shaken But Not Stirred، دیالوگها نقش اصلی را داشتند. دستیار دکتر یعنی Paws با مشتهای فولادینش حضور داشت و در پایان نیز یک کلاهک هستهای خنثی میشد.

یک سال بعد، بازی بعدی جیمز باند از نظر طراحی بصری یک گام رو به جلو برداشت. در این عنوان مخصوص Atari 2600، مأموریتهایی برگرفته از فیلمهای Diamonds Are Forever، Moonraker، For Your Eyes Only و The Spy Who Loved Me ارائه شدند.

در واپسین سالهای دوران راجر مور در نقش باند و در سال ۱۹۸۵، دو بازی بر اساس A View to a Kill منتشر شد. نخستین عنوان، یک ماجراجویی مبتنی بر متن بهشمار میرفت؛ اما نسخه جذابتر، اثری اکشن و ماجراجویانه بود که مخاطب در آن، باند را در سفری جهانی همراهی میکرد.
این بازی بار دیگر سبک ماجراجویی متنی را برگزید و مملو از متون ادبی و طنز خشک و خاص بریتانیایی بود. نکته جالب در مورد Goldfinger این است که ریموند بنسون (Raymond Benson) در نگارش داستان و طراحی آن مشارکت داشت. این نویسنده بعدها به نوشتن چندین رمان رسمی از مجموعه جیمز باند روی آورد.

این عنوان که در سبک Run & Gun و بر اساس نخستین فیلم جیمز باند با بازی تیموتی دالتون ساخته شده بود، از جلوههای پارالاکس در طراحی بصری بهره میبرد. گیمپلی آن شامل تیراندازی با ریتم تند و گجتهای متنوع بود که بازیکن میتوانست در میانه مراحل از آنها استفاده کند.

اقتباس ویدیوگیمی Live and Let Die، برداشتی موفق و باکیفیت از سکانس تعقیب و گریز قایقهای تندرو در فیلم اوریجینال بود. در فرآیند تولید فیلم اصلی، ضبط این صحنههای اکشن منجر به نابودی ۱۷ فروند از ۲۳ قایق به کار رفته شد. همچنین، بازی شامل یک موسیقی متن بسیار جذاب در نسخه Commodore 64 بود.

این بازی با تغییر زاویه دوربین به نمای بالای سر، بازیکن را در نقش مامور ۰۰۷ قرار میداد تا در مراحل مختلف و با استفاده از وسایل نقلیه گوناگون، فرانتس سانچز، سلطان مواد مخدر را تعقیب و شکار کند.

یک بسته گردآوری شده و جاهطلبانه شامل سه بازی از مجموعه جیمز باند که توسط شرکت Amstrad ساخته و منتشر شد. این پکیج همراه با کامپیوتر خانگی ZX Spectrum و یک تفنگ نوری به نام Magnum Light Phaser در دسترس قرار گرفت. در این مجموعه، دزموند لولین (Desmond Llewelyn)، بازیگر نقش Q، بار دیگر در نقش خود ظاهر شد تا ضمن ارائه گزارشهای مأموریت، به بازیکن توصیه کند که با دقت به جزئیات توجه نماید.
باز هم ادای احترامی به گذشته؛ The Spy Who Loved Me در زمان خود یک بازی اکشن قابل قبول بهشمار میرفت، اما نسخههای پورت شده ضعیف و گیمپلی بیش از حد وفادار به کلیشههای مرسوم، باعث شدند تا تجربهای نسبتاً فراموش شدنی از آن باقی بماند.
با اوجگیری محبوبیت بازیهای ماجراجویی اشاره و کلیک ، این قالب به بستری ایدهآل برای باند تبدیل شد تا در آن هنر جاسوسی خود را به نمایش بگذارد. طراحی هنری چشمنواز، میزان مناسبی از اکشن و داستانی اوریجینال، این عنوان را به یک بازی هیجانانگیز از دنیای باند تبدیل کردند. نکته جالب دیگر این است که شخصیت اصلی The Stealth Affair در ابتدا کاراکتری شبیه به باند با نام John Glames بود و تنها برای انتشار در بازار آمریکا، مجوز رسمی ۰۰۷ به آن اضافه شد.

در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی برای هر فیلم موفقی یک نسخه کارتونی یا کودکپسند ساخته میشد و جیمز باند نیز خیلی زود صاحب یک مجموعه انیمیشنی شد که اغلب ما ترجیح میدهیم آن را فراموش کنیم. همین وضعیت درباره بازی اقتباسی آن نیز صدق میکند. James Bond Jr. با محوریت برادرزاده باند ساخته شده بود که نتیجهای آن چیزی جز ارائه یک اکشن پلتفرمر آشفته و بیروح نبود.

قصه James Bond: The Duel هم مثل همیشه قابل پیشبینی بود. باند بار دیگر باید نقشههای یک دانشمند دیوانه را خنثی میکرد؛ دانشمندی که قصد داشت جهان را به تسخیر خود درآورد. در طول مراحل نیز او با نسخههای کلون شده از برخی از بدنامترین دشمنان گذشتهاش روبهرو میشد و در عین حال، گروگانها را نجات میداد.

چهار سال بعد، GoldenEye از راه رسید و خیلی زود به اثری افسانهای بدل شد که به رشد و اعتبار ژانر شوتر اولشخص در آن دوران کمک زیادی کرد. این بازی روی کنسول N64 یک اقتباس فوقالعاده از نخستین فیلم جیمز باند با بازی پیرس برازنان به شمار میرفت، اما چیزی که GoldenEye را به یکی از بهترین بازیهای دهه تبدیل کرد، بخش چندنفره آن بود که در واپسین لحظات، توسط تیمی بسیار کوچک و با منابع محدود طراحی شد.
اکنون که این اثر روی کنسولهای سوییچ و ایکس باکس نیز در دسترس قرار گرفته، بیش از پیش روشن میشود که چرا هنوز هم یکی از تأثیرگذارترین شوترهای اول شخص دوران خود محسوب میشود. البته نمیتوان برخی از زوایای خشک و زمخت و کنترلهای قدیمی و روی اعصاب آن را انکار کرد. این المانها آمیزهای از جذابیت کلاسیک و اعصابخردکن مدرن را ایجاد میکنند.
با این حال، عنوان مذکور همچنان یک اثر دلنشین محسوب میشود که نشان میدهد در زمان خودش تا چه اندازه انقلابی و پیشرو بوده است.

دیگر بازی لیست ما یک اثر اکشن ماجراجویی مملو از مبارزات تنبهتن، شلیکهای متعدد و حتی مینیگیمهای جذاب است. James Bond: 007 یکی از بهترین عناوین ساخته شده از جیمز باند بوده که همچنان پس از سالها، بهطور شگفتانگیزی جذابیت خود را حفظ کرده است.

Tomorrow Never Dies برای کنسول پلی استیشن ۱ منتشر شد و یک تجربه شوتر سومشخص ارائه میداد. عنوان مذکور در زمان خود اثر قابل قبولی بود. گرچه منتقدان آن را بهطور نامطلوبی با GoldenEye مقایسه کردند. اما به طور انکارناپذیری یک تجربه استاندارد از دنیای باند محسوب میشد.
این بخش را کمی با اغماض پوشش میدهیم، چرا که سه بازی با همین نام توسط EA روی پلتفرمهای پلیاستیشن، گیمبوی کالر و N64 منتشر شدند و اقتباسهایی آزاد از فیلم بودند. نسخههای پلی استیشن و N64 در سبک شوتر اول شخص، تلاش داشتند جادوی GoldenEye را دوباره زنده کنند و اگرچه به اوج موفقیت این بازی نرسیدند، اما همچنان عناوین قابل احترامی بودند. ناگفته نماند که نسخه گیمبوی کالر یک تجربه اکشن ماجراجویی از دید بالا به پایین ارائه میداد که به اندازه نسخههای کنسولی موفق ظاهر نشد.

بازیهای ریسینگ که بر اساس مجموعههای محبوب ساخته میشدند، در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی بسیار رایج بودند. جیمز باند نیز آماده بود تا در تعدادی از خودروهای نمادین خود که در طول مأموریتهای سینماییاش استفاده کرده بود، پدال گاز را فشار دهد. خودروهایی مانند استون مارتین DB5، لوتوس اسپریت و BMW Z3 در کنار چندین مدل دیگر حضور داشتند که هرکدام به گجتهای ویژه Q Division مجهز بودند.

عنوان تیراندازی اولشخص James Bond 007: Agent Under Fire، فراز و نشیبهای فراوانی در روند ساخت خود داشت. این پروژه در ابتدا قرار بود ارتباط مستقیمی با فیلم The World Is Not Enough داشته باشد، اما در نهایت به یک عنوان مستقل تبدیل گشت. اگر از داراییهای بازیافتی آن چشمپوشی کنیم، با یک بازی شوتر اول شخص خوشساخت و غافلگیرکننده مواجه میشویم که حس یک جانشین شایسته را برای GoldenEye را القا میکرد.

این بازی مولتیپلتفرم با تکیه بر گیمپلی موفق شوتر اولشخص، تجربهای شایسته و پرهزینه از ماجراجوییهای ۰۰۷ ارائه داد که در آن، هیچ کموکاستی رویت نمیشد. Nightfire جایی بود که برای نخستین بار پس از دو سال، پیرس برازنان رضایت داد تا از چهره و شمایل او در بازی و تبلیغات استفاده شود، هرچند که صداپیشگی مامور ۰۰۷ بر عهده بازیگر دیگری قرار داده شد.
Everything or Nothing فرمول استاندارد داستانهای ۰۰۷ را به کار گرفت تا روایتی اورجینال خلق کند، قصهای که در آن مأمور محبوب بریتانیا در برابر Willem Dafoe و ارتشی از مزدوران قرار میگیرد. این بازی با زاویه دید سوم شخص، ترکیبی هیجانانگیز از شوترهای استراتژیک و سکانسهای تعقیبوگریز پرسرعت را به ارمغان آورد.

GoldenEye: Rogue Agent با قصهای بدون حضور مستقیم ۰۰۷، بازیکن را در نقش شخصی قرار میداد که توسط Auric Goldfinger، مأمور به ترور No شده بود. با بازگشت به ژانر شوتر اول شخص، GoldenEye: Rogue Agent تلاشی دیگر برای تکرار موفقیت GoldenEye سال ۱۹۹۷ به شمار میرفت، اما گیمپلی متوسط و فقدان نوآوری مانع از آن شد که استانداردی جدید برای این سری جاسوسی تعریف شود.

بیشتر بازیهای جیمز باند که توسط EA ساخته شدند، دارای داستانی اورجینال بودند. با این حال، From Russia With Love ادای احترامی به یکی از فیلمهای کلاسیک سری بود. این ماجراجویی که با دقت دوره زمانی خود را بازسازی کرده بود و از چهره و صدای شان کانری بهره میبرد، فیلم اصلی را با سکانسهای اکشن بیشتر و یک حالت چندنفره سرگرمکننده تکمیل میکرد.

«ذرهای آرامش»، اولین بازی منتشر شده برای کنسول و PC در فرنچایز بود که دنیل کریگ را در نقش این جاسوس محبوب قرار میداد. اکتیویژن تصمیم گرفت تا Casino Royale و Quantum of Solace را در قالب یک بسته واحد ارائه کند، گرچه بازی از هنرنمایی صوتی کریگ، جودی دنچ و مدس میکلسن بهره میبرد که نقشهای سینماییشان را برای این پروژه تکرار کرده بودند، اما نتیجه نهایی در بهترین حالت، متوسط به شمار میرفت.

تا نمایش فیلم جدید باند در سال ۲۰۱۲ زمان زیادی وجود داشت و اکتیویژن میخواست از لایسنس ۰۰۷ که تازه آن را به دست آورده بود، بهخوبی استفاده کند. حاصل کار اما اثری شد که داستان آن بین Quantum of Solace و Skyfall قرار میگرفت و برخلاف انتظار، یک تجربه اکشن خوشساخت و سرگرمکننده از نظر محتوا، پیش روی بازیکنان قرار میداد.

برای سالها، سازندگان در تلاش بودند تا موفقیت GoldenEye روی N64 را تکرار کنند، اما نینتندو تصمیم گرفت به جای ساخت یک جانشین معنوی، مسیر منطقیتر یعنی بازسازی مستقیم را انتخاب کند. این نسخه مدرن شده برای کنسول Wii، یک بازآفرینی روان و موفق از نسخه کلاسیک خود است که بهخوبی از کنترلهای حرکتی Wii بهره میبرد.

اگر Blood Stone یادآور این بود که یک بازی جیمز باند در دستان تیمی توانا چقدر میتواند خوب باشد، ۰۰۷ Legends کاملا خلاف این موضوع عمل میکرد. Legends 007 نه از جذابیت و نه پرداخت فنی مناسبی برخوردار بود و بیشتر شبیه بقایایی از دوران جنگ سرد به نظر میرسید. یک عبور بیروح و کسلکننده از بیش از پنج دهه تاریخ باند، آن را به تجربهای بیرمق و بیالهام تبدیل کرد.

تمامی بازیهای ذکر شده برای کنسول و کامپیوترهای شخصی منتشر شدند، اما جهان جیمز باند به دنیای موبایل نیز راه یافته است. ماجراجوییهای متعددی در ژانرهای مختلف طی دو دههی گذشته برای پلتفرم موبایل منتشر شدهاند که در ادامه به آنها اشاره میکنیم:

رویکرد جدید استودیو IO Interactive به دنیای جیمز باند، نویدبخش نگاهی تازه و متفاوت به این شخصیت نمادین سینمایی است. در ۰۰۷ First Light، باند بهجای یک مأمور مخفی کارکشته، مأموری تازهکار و بیتجربه است که باید برای کسب عنوان ۰۰۷ تلاش کند. این اثر که یکی از مدعیان اصلی بازی سال ۲۰۲۶ خواهد بود، زرادخانهای از گجتها را ترکیب کرده و به بازیکنان آزادی عمل کاملی میدهد تا مشکلات را با مشت و گلوله حل کنند.
بدون دیدگاه