مدیوم انیمه پر از داستانهایی است که شرورهای هیجانانگیزی را معرفی میکنند و تعادل خط داستانی را به هم میزنند. این شرورها به لطف قدرت، هوش یا استراتژی تقریبا شکستناپذیر به نظر میرسند. با این حال، در میان بزرگترین ویلنهای مدیوم انیمه، برخی نیز وجود دارند که با یک ویژگی ناگهانی و اتفاق عجیب به نفع قهرمان داستان، شکست میخورند.
در بسیاری از موارد، این چرخشهای داستانی شوکهکننده، حتی مدتها پس از پایان آرک یا سریال مورد بحث قرار میگیرند. زمانی که ویلنهای بیش از حد قدرتمند، به طور اتفاقی شکست میخورند، در بیشتر موارد غیرمنصفانه به نظر میرسد و این سوال را برای مخاطب به وجود میآورد که آیا قهرمان واقعا لیاقت پیروزی را داشت؟

شخصیت پدر در انیمه Fullmetal Alchemist: Brotherhood به عنوان یک ضدقهرمان معرفی میشود که جاهطلبیهای زیادی در سر دارد. او با استفاده از ویژگی به نام حقیقت، به سطحی از قدرت رسید که رویارویی با او غیرممکن به نظر میرسید. زمانی که ون هوئنهایم دایره دگرگونی معکوس خود را فعال کرد، پدر به جذب طمع مشغول شد تا حقیقت را مهار کند، اما این کار اشتباه مرگباری برای او بود.
طمع از درون قدرتهای دفاعی پدر را خراب کرد تا ادوارد بتواند بدن سنگی او را خرد کند. این اتفاقات ناگهانی، تنها دلایلی بودند که قهرمانان داستان توانستند با قدرت پدر مقابله کنند.

تتا کیساکی در انیمه Tokyo Revengers کاراکتری است که همیشه هم در گذشته و هم در زمان حال، چند قدم از تاکهمیچی جلوتر است. توانایی او در دستکاری اتفاقات او را به شروری تبدیل کرده که پیروزیاش قطعی به نظر میرسد. با تمام کارهای کیساکی، حتی تاکهمیچی نیز به این باور رسیده بود که راهی برای توقف او وجود ندارد.
اما برنامهریزی کیساکی براساس احتمالات بود و اگر تاکهمیچی دانش آینده یا توانایی جهش بین گذشته و حال را نداشت، کیساکی بهراحتی میتوانست به اهدافش برسد. حتی شکست و مرگ نهایی او نیز راضی کننده نبود و به طور ناگهانی از داستان حذف شد.

فریزا به عنوان یکی از قدرتمندترین دشمنان Dragon Ball و اولین شرور در سطح کهکشانی شناخته میشود. فریزا شروری به شمار میرود که قدرتش حتی از شاهزاده سایان نیز بیشتر است و به سرعت حضور خود در سریال را تثبیت کرد.
حتی زمانی که گوکو بالاخره وارد میدان نبرد شد، فریزا تقریبا شکستناپذیر به نظر میرسید. با این حال، هنگامی که گوکو به سوپر سایان دست یافت، تعادل قدرت ناگهان به سمت قهرمان داستان تغییر کرد. درنهایت، فریزا با غرور خودش و قدرت گوکو از پای درآمد و شکست خورد.
ناراکو یکی از ضدقهرمانانی به شمار میرود که در بیشتر لحظات انیمه Inuyasha به نظر میرسد راهی برای شکست او وجود ندارد. او به جای تکیه بر قدرت خود، از طریق فریب، بازسازی و جابهجاییهای مداوم زنده ماند. حتی در زمانی که گوشه رینگ قرار میگرفت، همیشه راهی برای فرار پیدا میکرد.
درنهایت همان جواهری که در تمام سریال به دنبالش بود، باعث نابودی ناراکو شد. هنگامی که ناراکو جواهر شیکون را به طور کامل جذب کرد، شخصیتهای سریال به جای تمرکز بر روی نابودی ناراکو بر روی نابودی جواهر تمرکز کردند و درنهایت او را به عنوان مهرهای از خود جواهر، شکست دادند.
آکنولوژیا به عنوان نیرویی ویرانگر معرفی میشود که قدرتش تقریبا بر روی همه سایه میاندازد. او که خودش را پادشاه اژدها مینامد، بدون دردسر اژدهاکشها را شکست میدهد و با حداقل مقاوت روبهرو میشود. حتی در بین قدرتمندترین کاراکترهای سریال، آکنولوژیا به عنوان ویلنی به نظر میرسد که هرگز نمیتوان او را شکست داد.
با این حال، با وجود قدرتهایش، دیگر شخصیتها موفق میشوند برای مدت کوتاهی قابلیتهای او را غیرفعال کنند تا درنهایت با قدرت دوستی و کمی Plot Armor، آکنولوژیا شکست داده شود.

کاراکتر مروئم که تولدی پر آشوب و خشن دارد، بلافاصله به تهدیدی مرگبار برای اطرافیانش تبدیل میشود. با قویتر شدن پادشاه Chimera Ant و پیشروی در روند داستان، شکست دادن او کمتر و کمتر واقعبینانه به نظر میرسد.
اما به جای شکست از طریق قدرت یا استراتژی، مروئم درنهایت به دلیل سم رز کوچک شکست میخورد. سقوط مروئم کمتر شبیه به شکست خوردن او است و بیشتر اینطور به نظر میرسد که سازندگان راحتترین روش را برای از بین بردن او انتخاب کردهاند.

آل فور وان به سرعت به یکی از خطرناکترین ویلنهای My Hero Academia و مغز متفکر پشت انجمن شروران تبدیل میشود. تواناییهای او در انبار کردن قدرتها و پیشبینیهایش، باعث میشوند تا آل فور وان همیشه چند قدم از دیگر کاراکترها جلوتر باشد.
در جریان نبرد نهایی، آل فور وان توسط دارو Rewind به آرامی جوانتر و جوانتر میشود و به لطف دخالتهای هماهنگ قهرمانان، آل فور وان نه تنها حریفانش را دست کم گرفت، بلکه در آخرین لحظات انتخابهای بیمنطقی داشت. برای شروری که یک مغز متفکر بود، انتخابهای او خارج از شخصیت به نظر میرسید.

دیو براندو با در اختیار داشتن The World و توانایی توقف زمان، تقریبا بر روی تمام جنبههای مبارزه تسلط دارد و به او اجازه میدهد تا جریان عادی نبرد را به سود خود تغییر دهد. در آرک پایانی، دیو به عنوان حریفی معرفی میشود که حتی با تاکتیکهای نامتعارف نیز نمیتوان به او نزدیک شد.
درنهایت لحظه از بین رفتن او توسط یک انفجار، لحظه بحثبرانگیزی در انیمه JoJo’s Bizarre Adventure محسوب میشود که بیشتر شبیه به یک Plot Armor بود.

سوسوکه آیزن یک استراتژیست بینظیر است که هوش و آزمایشهای او با هوگیوکو، آیزن را از شینیگامیهای متعارف قویتر کرد. در جریان نبرد نهایی، آیزن قابلیتهایی داشت که بیشتر حملات و استراتژیها را دفع میکرد.
با این حال، او درنهایت از طریق ترکیبی دقیق از زمانبندی و ویژگیهای مختلف شکست میخورد. شخصیت ایچیگو کوروساکی برای مدتی کوتاه قابلیتهای او را غیرفعال میکند و تکنیکی از پیش فعال شده آیزن را در محفظهای گیر میاندازد تا او از داستان کنار برود.

مادارا اوچیها یک شینوبی افسانهای است که بازگشتش به طور کامل مسیر جنگ را تغییر میدهد. پس از تبدیل شدن به جینچوریکی ده دم تقریبا کسی توان رقابت با او را در جهان Naruto Shippuden ندارد.
با این حال، بلافاصله پس از اجرای دستور سوکیومی بینهایت و با خیانت بلک زتسو، مادارا به وسیلهای برای احیای کاگویا تبدیل میشود تا درست در زمانی که نزدیک به پیروزی کامل بود، جای خودش را به یک شرور جدید بدهد.
بدون دیدگاه