از سال ۲۰۱۲ و عرضه اولین نسخه فورتزا هورایزن تا به امروز، در کمتر از یک و نیم دهه ما شاهد شش نسخه از این مجموعه بودهایم؛ مجموعهای که به تدریج با رسیدن به فرمولی دقیق در ساخت عناوین ریسینگ آرکید، به یکی از محبوبترین آثار ریسینگ تبدیل شد. حالا در سال ۲۰۲۶، نسخه ششم این سری ما را به ژاپن برده و مسیرش از کشوری میگذرد که این روزها بسیار مورد علاقه بازیسازان است. ابتدا میپردازیم که آیا این بازی در تحقق هدف بهبود فرمول نسخه قبلی و ساخت یک ریسینگ آرکید بهتر موفق بوده یا خیر. با نقد و بررسی بازی Forza Horizon 6 همراه باشید.

بنظر در حال حاضر ژاپن از لوکیشنهای مورد علاقه بازیسازان به حساب میآید؛ فقط میتوان لیستی بلند از بازیهای حاضر در ژاپن که در سالیان اخیر منتشر شدهاند نوشت. حالا این مجموعه نیز به سراغ همین لوکیشن رفته که قطعاً میتواند برای بازیکنان جذابیت خاص خود را داشته باشند. در کنار جذابیت ظاهری، ژاپن از لحاظ ساختاری و محیطهای شهری و غیر شهری به سبب ویژگیهای خاصش میتواند بسیار برای چنین بازیای جذابتر واقع شود.فورتزا هورایزن ۶ که حالا جهانی حدود ۲۵ درصد بزرگتر از نسخه قبل را دارد به سبب حضور در ژاپن، بسیار در ارائه محیطهای متنوع، المانهای شهری مختلف و انواع شرایط آب و هوایی بسیار موفقتر از فورتزا هورایزن ۵ است. شاید اغلبِ ما بتوانیم در جذاب نبودن مکزیک به تفاهم نظر برسیم؛ اکنون بازیکن تقریباً به هر آن چیز که مکزیک نداشت میتواند در ژاپن برسد. جهانی متشکل از مناطق برفی، کوهستانی، جنگلی و شهری. همچنین وجه تمایز این نسخه با شماره پنجم سری در ساختِ شهرها در کنار معماری کلیِ متفاوت ژاپن و مکزیک، ساختارهایی هستند که از زمین فاصله گرفته و یک دیزاین عمودیتر را در جهان بازی میسازند؛ بازی پر است از پلهای مختلف که جلوه بسیار خوبی برای شهر و مسیر جذابی برای رانندگی هستند. اینکه میتوانی شهر را حالا از زوایای متفاوتی ببینید به غایت حس بهتری را به مخاطب القا میکند.

از مسائلی که در فورتزا هورایزن ۵ به وفور برایم اتفاق میافتاد و اصلا جالب نبود، حس تکراری شدن مسیرها بخصوص در مسابقات بود. احتمالا بخاطر شرایط اقلیمی مکزیک یا حتی کمکاری طراحان؛ گاهی حس میشد در طول یک مسابقه بارها و بارها یک صحنه، یک پیچ و یک سازه را میبینی، درحالی که اینطور نبود. ایرادی که در این نسخه بسیار کم و ناچیز شده. دنیای این بازی آنقدر به لحاظ اقلیمی متنوع است که هیچ قابی برای شما تکراری نمیشود. همین تنوع باعث میشود سناریوهای مختلفی برای مسابقات و جادهها پدید بیاید و بتوانید مسابقاتی را تجربه کنید که هیچکدام از لحاظ لوکیشن حس ثابت و تکراری ندهند.
محیطهای بازی شدیداً مستعد ایجاد مناظر چشمنواز و زیبا هستند؛ جادهها در لحظات بارانی، مناظر کوهستانی به هنگام غروب یا نورها و تزئینات مناطق شهری در شب، همگی به لحاظ هنری بسیار چشمنواز و شاخص هستند. این مناظر جذاب به کمک سیستم نورپردازی پیشرفتهتر این نسخه که بخصوص در شرایط بارانی میتواند بسیار خودنمایی کند، اتمسفر بسیار جالبی را برای شما به ارمغان بیاورند.

اتمسفری که با حضور موسیقیهای رادیو بازی میتواند حتی تکمیلتر شود. رادیوهای بازی شامل جمعی از موسیقیهای انگلیسی و ژاپنی هستند که میتوانند جذابیت خاص خود را داشته باشند؛ بخصوص موسیقیهای ژاپنی که به شخصه برای من جالبتر بودند. هرچند بهطور کل آنقدر موسیقیهای بازی را دوست نداشتم و آنقدر برایم مجذوب کننده نبود، اما شاید برای شما بتواند جالب باشد.
بازی با وجود داشتن توان ساخت مناظر زیبا و چشم نواز، در یک مورد بسیار اذیت کننده ظاهر شده و میتواند به راحتی چشم مخاطب را بزند و آن، گرافیک فنی بازی است. مسئلهای که از همان لحظه اولی که وارد بازی شدم بسیار برایم زننده بود و حتی فکر میکردم ممکن است مشکل از من باشد! اما با یک سرچ در اینترنت متوجه شدم که بنظر نارضایتی از گرافیک فنی بازی یک مشکل همگانی است و باقی افراد نیز چنین مشکلی را دارند. به زبان ساده، گرافیک فنی فورتزا هورایزن ۶ جز در نورپردازی، تقریباً همان چیزیست که در نسخه پنجم دیدیم!

من با قرار دادن همه تنظیمات گرافیکی بازی روی High و تکسچر کوالیتی روی Ultra، همچنان حس یک بازی نسل هشتمی را از این اثر میگیرم. تکسچرها عمدتاً تخت، کم عمق و کم جزئیات هستند. بخصوص در برخی محیطهای شهری که حتی ممکن است حس کنید محیط از مقوا ساخته شده! درختان اصلا جلوه جالبی ندارند و با نگاهی به جنگلها، حس میکنید با یک بازی ساخت ۲۰۱۵ یا حتی قبلتر طرف هستیم!
اهمیت گرافیک فنی در یک بازی چقدر است؟ مشخصاً جواب این سوال بر اساس هدف بازی میتواند متغیر باشد. در اثری که بخش عمدهای از جذابیتش به ساخت محیطی دیدنی و رانندگی در آن است، داشتن گرافیک فنی خوب اهمیت به سزایی دارد. رانندگی در آن راهرو یخی که در منطقه کوهستانی و برفی وجود دارد بسیار جلوه خوبی دارد، اما تکسچرهای پیکسلی برف و یخ مشخصاً میتواند چشم شما را بزند. این مشکلات وقتی آزاردهندهتر میشوند که به واسطه بهینهسازی نهچندان خوب همین گرافیک نسل هشتمی، باید هر نیم ساعت شاهد پاپ آپ مسخره «مموری کارت گرافیک شما کم است» توسط بازی باشم!

هرچقدر که بازی در گرافیک فنی و تکسچرهای محیطی ضعف دارد، در طراحی بصری خودروها موفقتر است. خودروها در این بازی در تمام وجوه چه نورپردازی، چه جزئیات و ریزهکاریها بسیار خوب طراحی شده و میتوان گفت مانند نسخههای قبل، همچنان عملکردش خوب است. با بررسی جنبههای مختلف این اثر در طراحی اتومبیلها میتوان پی برد که فورتزا هورایزن ۶ بسیار توانسته درخشان ظاهر شود. در این نسخه چیزی حدود ۵۵۰ خودرو از انواع برندها و در مدل و کلاسهای مختلف حضور دارند. نکته قابل توجه این است که بخاطر حضور در ژاپن، کاتالوگ خودروهای ژاپنی بسیار گسترده و پر و پیمان هستند؛ هوندا، میتسوبیشی، تویوتا و دیگر برندهای ژاپنی بسیار حضور پررنگی در این بازی دارند. البته که در نهایت ما با همان مجموعه خودروهایی طرف هستیم که در نسخههای قبلی نیز وجود داشت، اما ۵۵۰ به اندازه کافی عدد بزرگیست که بتواند جلوی تکراری شدن را بگیرد. به علاوه تعدادی خودروهایی که بهطور ویژه در این بازی کاستومایز شده و در دنیای واقعی وجود ندارند. در این مبحث میتوان گفت هرچند خودروها همان قبلیها هستند، اما تعدادشان رضایت بخش است و به دلایلی که در ادامه متن میگویم، به خوبی از پتانسیل حضور ۵۵۰ خودرو استفاده شده.

بدون شک وجود این تعداد خودرو بدون قابلیتهای مختلف شخصیسازی میتواند خیلی سریع آزاردهنده شود؛ مسئلهای که طراحان به آن فکر کرده و چه در بُعد فنی و چه در بُعد ظاهری، قابلیتهای مختلفی را برای شخصیسازی تعبیه کردهاند. در بعد ظاهری همانند نسخههای قبل شما میتوانید رنگ بدنه خودرو، شیشهها، قالپاقها و باقی جزئیات خودرو را دستکاری کرده و به مورد مطلوب خود برسید. این سیستم شخصیسازی ظاهری هرچند که همچنان نسبتاً تکمیل و گسترده است، اما انتظار داشتم در طرحهای مخصوصی که میشود روی بدنه ماشین اعمال کرد گزینههای بیشتری داشته باشد. اما اینطور نبود و تقریباً این بخش مانند نسخههای گذشته از چند رنگ مات، طراح چوب، ارتشی و یکسری رنگ براق تشکیل میشد و آنقدر گزینههای متنوعی ندارد و از آنجایی که من طرفدار چنین طرحهایی هستم، خیلی زود به بنبست خورده و از کمبود این طرحها ناامید شدم. شما در کمتر از ۱۰ ساعت به چیزی حدود ۶۰ یا ۷۰ خودرو دست پیدا میکنید و داشتن سر جمع ۳۰ تا ۳۰ طرح یونیک که برخی از آنها حتی ممکن است برای بازیکن جذاب نباشد، اصلا کافی نیست. باید خاطرنشان کنم که این اثر یک بازی ریسینگ آرکید است و بیشتر از تمرکز بر ساخت یک تجربه بسیار واقعگرایانه از رانندگی و مسابقات پرچالش، بیشتر هدف دارد تا بازیکن بتواند خودروهای مختلف را انتخاب و رانندگی در محیطهای زیبا بازی را تجربه کند؛ به همین سبب داشتن گزینههای کاستومایز گستردهتر میتواند بسیار حائز اهمیت باشد.

در جنبه فنی اما کاستومایز خودرو بسیار جالبتر میشود؛ شما میتوانید از ابعاد فنی مختلف مانند بدنه، تایر، موتور، کلاچ و غیره خودروهای خود را دچار تغییراتی کرده که میتوانند جان تازهای به خودرو دهند. حتی در برخی جنبهها بازیکن باید تصمیم بگیرد که بین گزینههای سرعت و شتاب بیشتر یا هندلینگ بهتر خودرو، یکی را انتخاب کرده و تغییری را در ساختار اتومبیل ایجاد کند. هرچند که این بُعد از شخصیسازی نیز نسبت به نسخه قبل آنقدر دستخوش تغییر نشده، اما جنبههای فراوان فنی که قابلیت کاستومایز دارند در کنار اینکه هر خودرو میتواند کاستومایزهای یونیک خود را داشته باشد، همچنان جذابیت این بخش را حفظ میکند.

البته خودروها را میتوان در یک بُعد دیگر نیز دستخوش تغییراتی کرد و آن Car mastery است که نوعی درخت مهارت برای هر خودرو به شمار میآید. شما میتوانید در طول بازی با انجام کارهای مختلف امتیاز بدست آورده و تعدادی پوینت گرفته و از طریقشان، گزینههای این درخت مهارت را باز کنید. Car mastery تأثیری در عملکرد خودروها ندارد و فقط بر میزان امتیازاتی که با آن خودرو بدست میآورید تأثیر میگذارد و آنها را افزایش میدهد. هر خودرو Car mastery مخصوص خود را داشته و میتوانید با اعمال پوینتهای خود روی خودروهایی که بهطور متعدد از آنها استفاده میکنید، شانس گرفتن امتیازات بیشتر برای کارهایی مانند دریفت را افزایش دهید.

صحبتها درباره خودروها فراوان بود و بهتر است برگردیم سراغ دنیای بازی، جایی که هسته اصلی گیمپلی این اثر شکل میگیرد. جهان باز بودن یکی از اصلیترین بخشهای هویت سری فورتزا هورایزن به حساب میآید و نسخه ششم نیز به خوبی به این اصل پایبند بوده و آن را بسط و گسترش میدهد. حالا با جهانی بزرگتر و متنوعتر روبرو هستیم که در کنار این تنوع، به بازیکن دلایل مختلفی برای گشت و گذار میدهد، بهگونهای که در تمام نقاط جهان چیزی دارد که میتوان به سراغش رفت؛ از تعدادی مسکات در اقصی نقاط بازی که میتوان با شکاندنشان امتیازاتی دریافت کرده و با افزایش امتیازات، جوایزی بدست آورد. همچنین در برخی نقاط خودروهایی گمشده با اصطلاحاً Treasure cars قرار دارند که میتوان آنها را پیدا کرده و به کلکسیون خود اضافه کنید. البته که خودروهای موجود در محیط فقط در Treasure cars خلاصه نمیشوند و در گوشه و کنار خیابانها، گاه خودروهایی برای فروش قرار داده شدهاند که اگر خوش شانس باشید، ممکن است به خودرویی بسیار خوب، خاص و ارزان قیمت برسید که بتواند بسیار کمک حال شما باشد. مشخصاً طراحان تلاش کردهاند تا جهان این بازی پر جزئیات و پرمحتوا تر از نسخههای قبل باشد و بازیکن دلایل بیشتری برای گشت و گذار پیدا کند.
حتی شهرها نیز جذابیت بیشتری دارند و جدای از معماری خاص و منحصر به فرد ژاپن، ما شاهد شهری هستیم که داخل مغازه و خانههایش از پنجره قابل مشاهده است و مردم در خانه یا مغازه مشغول به صحبت یا انجام کاری هستند. هرچند که این جنبه از بازی همچنان بسیار خام و ابتدایی است، اما پیشرفت خوبی نسبت به نسخههای قبل به شمار میآید که جهانی شدیداً خالی داشتند.

یک بازی ریسینگ در کنار تمام این ویژگیها، واضحاً باید در وهله اول مسابقات رانندگی را شامل شود و همین مسئله ما را به جایی میرساند که بنظرم بزرگترین پیشرفت این فورتزا هورایزن ۶ نسبت به نسخه پنجم است و آن، کمپینهای بازی است. بازی شامل دو کمپین مختلف است که یکی همان کمپین سنتی Horizon Festival است که در تمام نسخهها وجود دارد و کمپین دوم، Discover Japan نام دارد.
بزرگترین و بنظرم بهترین تغییر این بازی نسبت به نسخه قبل، سیستم جدید پیشروی در کمپین بازی است. در نسخه پنجم پیشروی بدین شکل بود که ما یکسری مسابقه در اشکال مختلف داشتیم و یک بخش کمپین که مسابقات جداگانه و خاص خود را داشت. بهگونهای این دو بخش از یکدیگر جدا شده و سعی شده بود تا بخش کمپین خللی در انجام مسابقات ایجاد نکند. به همین دلیل شما میتوانستید با در نظر نگرفتن بخش کمپین، در مسابقات بسیار متعددی شرکت کنید. اما اکنون تغییر بسیار بخصوصی ایجاد شده و پیشروی در بازی و باز شدن مسابقات مختلف در گرو پیشروی در کمپین بازی است. این شکلی که هر کمپین تعدادی لول دارد که شما باید با شرکت در مسابقات آن کمپین و بدست آوردن امتیاز، به لول بعدی کمپین بروید که مسابقات جدیدی را شامل میشود. داشتن چنین سیاستی در پیشبرد کمپین بر خلاف نسخه قبل، نه تنها به بازی کرد شما هدف بیشتری داده و بهگونهای باعث میشود بازیکن برای یک هدف مشخص تلاش کند، بلکه وضعیت مسابقات را نیز سر و سامان داده و از سر ریز جهان با مسابقات بسیار زیاد که بسیاری را ممکن است حتی انجام نداده باشید جلوگیری میکند.

حال با داشتن این اطلاعات، بیایید کمی بیشتر به هر کمپین و ویژگیهای خاصش بپردازیم.
در هورایزن فستیوال همانند تمام نسخههای قبل شما میتوانید در انواع مسابقات جادهای، آفرود، درگ و غیره شرکت کنید و با دیگر رقبا مسابقه دهید و پیروز شوید. اگر به یاد داشته باشید کمی بالاتر گفتم که به دلیلی که توضیح خواهم داد، تنوع خودروها در این نسخه بسیار بیشتر و بهتر به چشم آمده و بازیکن میتواند از این تعداد زیاد خودرو به خوبی بهرهمند شود. ماجرا از این قرار است که شما در کمپین هورایزن فستیوال برای هر مسابقه محدودیتی در استفاده از خودروها دارید؛ دقت کنید که این محدودیت فقط مربوط به نوع مسابقه و تفاوت خودروهایشان نیست، بلکه در انتخاب خودروهای آفرود برای یک مسابقه نیز چهارچوبهایی دارید. برای مثال یک مسابقه قانونی دارد که فقط باید از خودروهای ژاپنی در کلاس زیر ۷۰۰ استفاده شود. اینگونه شما نمیتوانید با آن لامبورگینی یا فراری گران قیمتی که تا دندان مسلح کردهاید در همه مسابقات شرکت کرده و حریفان را شکست دهید، مشکلی که به وضوح در نسخههای قبلی وجود داشت و میتوانم بگویم من کل نسخه ۵ را با کمتر از پنج خودرو مختلف طی کردم. این تصمیم در ساختار مسابقات بازی همچنین کمک بهسزایی به سیستم اقتصاد بازی میکند و اینگونه شما در شرایطی قرار میگیرید که نیاز است برای خودروهای مختلف و متعدد و ارتقاء آنها پول خرج کنید. دیگر خبری از آنکه کل بازی پول پس انداز کرده و نهایتاً با خرید یک خودرو گران و ارتقاء آن و پیروزی در تمام مسابقات نیست. البته که اگر خوش شانس باشید میتوانید این خودروها را از طریق گردونه شانس نیز بدست آورد؛ گردونهای که از آن پول، وسایل مختلف برای شخصی سازی، انواع خودرو و چیزهای دیگری را نیز میتوان جمع آوری کرد، اما خودرو از جمله چیزهاییست که بدست آوردنش از گردونه شانس بسیار جذاب است، بخصوص خودروهای خاص و یونیک.

در پایان هر لول این کمپین یک مسابقه خاص برگزار میشود که میتواند شامل یک خودرو، یک مسیر یا حتی یک سناریو بسیار جالب باشد. مانند مسابقه با ربات عظیمالجثه در پایان یکی از این لولها. مراحلی که عمدتاً جنبه سینماتیک دارند و بازیکن در یک شرایط ایزوله، با یک خودرو مشخص به مسابقه میپردازد؛ اما ایدههای جالبشان میتواند سرگرم کننده و جذاب باشد.
در سمت مقابل، کمپین Discover Japan عمدتاً اهداف دیگری را دنبال میکند. اغلب مسابقات این کمپین، مسابقات جادهای آزاد هستند که میتوان با هر نوع خودرو در هر کلاسی در آنها شرکت کرد. همچنین مراحل و مسابقات داستانی نیز عمدتاً در همین کمپین گنجانده شدهاند و همانطور که میتوان از نام کمپین حدس زد، اغلب به کشف و گشت و گذار در محیط ژاپن میپردازد.

همه این مراحل، مسابقات و کمپینها زمانی معنا پیدا میکنند که بازی بتواند تجربهای ایدهآل را در رانندگی که بدون شک هسته اصلی گیمپلی این بازی است ارائه کند.
رانندگی در این نسخه بهطور کل در تمام جنبهها وام گرفته از نسخههای قبل بوده و تغییر بسیار بخصوص و قابل توجهی را به نمایش نمیگذارد. با این حال میتوان حس کرد که تجربه کلی رانندگی، فیزیک بازی، گاز و ترمز، هندلینگ خودرو و انجام حرکاتی مانند دریفت کشیدن و پیچیدن به مراتب نرمتر و دقیقتر شده و تجربهای کاملتر را ارائه میدهد. این تجربه وقتی به سطح بالاتر رسیده و پیشرفتهتر بنظر میرسد که با نکاتی که در طول متن گفتم ترکیب شود؛ مانند سناریوهای متنوع جادهای که در پی ساختار خاص جهان بازی بوجود میآید و همچنین چهارچوبی که در آن بازیکن نیاز پیدا میکند تا از عنوان خودروها استفاده کند.
تنها ناامیدی من از رانندگی و مسابقات که همیشه در سری فورتزا هورایزن آزاردهنده بوده، ناتوانی هوش مصنوعی حریفان در ایجاد یک چالش برابر و منطقی است. برای من بعد از چند ساعت درجه سختی بازی، کم و ناکافی بنظر آمد و آن را کمی افزایش دادم. انتظارم این بود که رقبا باهوشتر شده، در حرکات و تصمیاتشان دقیقتر عمل کنند و مرا به چالش بکشند؛ اما تنها راهکار بازی برای افزایش سختی این بود که سرعت رقبا را بیشتر کرده و آنها را به خط راهنما جاده بچسباند، تا حدی که با سرعت بالا و بدون هیچ لغزشی حتی در پیچ و تابهای جاده کم نیاورند و در هر صورت جلوتر از من باشند. پدیدهای که عملاً باعث میشود هوش مصنوعی بهگونهای تقلب کرده و بتواند راحتتر پیروز شود؛ بخصوص که شما هنگام شروع مسابقه عمدتاً در خطوط آخر حرکت هستید و اگر بکی از حریفان چنین قابلیتی را به لطف هوش مصنوعی ناجور بازی داشته باشد، تا انتهای مسابقه از شما جلوتر میماند و فاصله را حفظ میکند.
اما با درنظر نگرفتن این نکته که مشکل قابل توجهی هم هست، باقی جنبههای رانندگی در سطح خوبی قرار دارند و راضی کننده هستند.
Forza Horizon 6 بعد از گذشت ۵ سال از نسخه قبلی، با ایجاد تحولات در برخی موارد مانند کمپین، شیوه پیشروی و سیستم رانندگی، این بار به ژاپن رفته و جهانی را ساخته که میتوان گفت از لحاظ جزئیات، سناریوهای مختلف در جادهها و ساخت مناظر زیبا و جذاب به واسطه ستینگ ژاپن، یک سر و گردن از باقی نسخههای سری و بخصوص بازی پنجم بهتر عمل میکند. هرچند که مشکلاتی در زمینه گرافیک فنی وجود دارد و هوش مصنوعی همانند نسخههای گذشته گاهی مشکلدار ظاهر میشود، اما بهطور کل تجربهای خوب و لذت بخش را که از یک عنوان ریسینگ آرکید انتظار میرود پیادهسازی کرده و به شما ساعتها رانندگی و گشت و گذار در جادههای زیبای ژاپن ارائه میدهد.
بدون دیدگاه