لیست بهترین فیلم های ایرانی دهه ۷۰ را ببینید.
دههی هفتادِ سینمای ایران دههای فراموشنشدنی است. هم فیلمهای تجاری و جریانِ اصلی در این دوران میدرخشند و هم سینمای مستقل و هنری حرفهای بسیاری برای گفتن دارد. از آن طرف مخاطبان بسیاری برای تماشای فیلمهایی چون قرمز (فریدون جیرانی، ۱۳۷۷) و شوکران (بهروز افخمی، ۱۳۷۷) به سینماها میآیند و از طرفِ دیگر، عباس کیارستمی بهترین فیلمهای خود را در این دهه میسازد. همزمان سینمای کمدیِ ایران با فیلمی چون لیلی با من است (کمال تبریزی، ۱۳۷۴) خودی نشان میدهد و سینمای دفاع مقدس با نظایرِ سفر به چزابه (زندهیاد رسول ملاقلیپور، ۱۳۷۴) عرضِ اندام میکند. سینمای اجتماعی نیز با فیلمهای رخشان بنیاعتماد یا دختری با کفشهای کتانی (رسول صدرعاملی، ۱۳۷۸) مخاطبان زیادی را جذب میکند.
این تنوع باعث میشود تا انتخابِ فهرستی بیستتایی از این دهه کارِ دشواری باشد. با این همه، از شما دعوت میکنیم تا به انتخابهای تحریریهی فیلمزی از دههی هفتاد سینمای ایران توجه کنید:

این فیلم پس از نزدیک به دو دهه دوری فرمانآرا از فیلمسازی، بازگشت پرقدرت او به سینمای ایران بود. داستان دربارهی بهمن فرجامی، کارگردان قدیمی سینما، است که همسرش فوت کرده و فضای اطراف او بوی کافور و مرگ میدهد. او نیز که میکند در چند قدمی مرگ است، تصمیم میگیرد بهسفارش تلویزیون ژاپن فیلمی دربارهی مراسم تدفین خودش بسازد. بوی کافور، عطر یاس، جدا از اینکه بسیار شخصی است، با ترکیب واقعیت و خیال، فضایی شاعرانه و درعینحال تلخ میسازد که بازتابی از نگاه کارگردان به مرگ و زیستن است. این اثر در جشنوارههای بینالمللی متعددی بهنمایش درآمد.

این فیلم نخستین تجربهی بلند میرکریمی است که داستان رابطهی یک کودک فراری و یک سرباز وظیفه را بهشکلی انسانی روایت میکند. جاده و سفر بهعنوان بستری برای شکلگیری پیوند میان دو شخصیت بهکار گرفته شده و فضای صمیمی فیلم تأثیر عاطفی زیادی دارد. این فیلم جایزهی بالن نقرهای جشنوارهی سه قارهی نانت را کسب کرد. همچنین میرکریمی برای این فیلم جایزهی هیئتداوران و محمد رضاییراد جایزهی بهترین فیلمنامهی جشنوارهی آسیا پاسیفیک را بهدست آورد. کودک و سرباز میرکریمی را بهعنوان فیلمسازی مستعد به سینمای ایران معرفی کرد. فیلم نقطهی آغاز مسیری شد که بعدها با آثاری چون زیر نور ماه (۱۳۷۹) ادامه یافت.

فیلمی کمدی با مایههای فانتزی که داستان کشف یک مومیایی قاجاری و پیامدهای آن در جامعهی امروز را روایت میکند. ترکیب ماجراجویی، طنز اجتماعی و بازیهای درخشان پرستویی، سیروس ابراهیمزاده و فتحعلی اویسی فضایی مفرح و درعینحال انتقادی پدید میآورد. مومیایی ۳ با استقبال گستردهی تماشاگران مواجه شد و یکی از پرفروشترین فیلمهای کمدی دههی هفتاد شد. هنرمند با این اثر نشان داد میتوان طنزی سرگرمکننده را با لایههای انتقادی اجتماعی همراه کرد. فیلمی بهشدت جسور که با ترکیبِ ژانر و آشناییزدایی از الگوهای موجود، تبدیل به اثری درخشان در حافظهی مخاطبان شد.


فیلمی طنزآمیز و پستمدرن که تاریخ ورود سینما به ایران را با نگاهی سوررئال و بازیگوشانه روایت میکند. مخملباف در این اثر، ناصرالدینشاه را به کاراکتری بدل میکند که شیفتهی سینماست و همین شیفتگی بستری برای نقد استبداد و نمایش جادوی سینما میشود. ترکیب گذشته و حال، و شوخی با تاریخ و روایتهای رسمی، فضایی متفاوت و خلاقانه میسازد. فیلم در جشنوارهی کن به نمایش درآمد و توجه منتقدان جهانی را برانگیخت. ناصرالدینشاه آکتور سینما بازخوانی و یادکردی از تاریخ سینمای ایران از زمان حاجی آقا آکتور سینما و دختر لر (هر دو ۱۳۱۲) تا سینمای پس از انقلاب است و به بسیاری از فیلمهای مهم تاریخِ سینمای ایران ارجاع میدهد.

این فیلم روایتی از سنتهای سختگیرانهی قومی در جنوب ایران، بهویژه دربارهی ازدواج اجباری و نقش زنان در برابر سنتهای قبیلهای است. داستان با تمرکز بر دختر جوانی که میان عشق شخصی و فشار قبیله گرفتار است، به مسئلهی آزادی فردی و ستیز با سنتهای بسته میپردازد. فضای بومی، طراحی صحنهی دقیق و استفاده از لهجهها به فیلم اصالتی ویژه بخشیده است. عروس آتش علاوه بر تحسین منتقدان داخلی، در جشنوارهی کارلووی واری نیز موفق بود. این اثر سینایی را دوباره در کانون توجه قرار داد.

فیلمی نمادین که در آن گروهی از دوستان قدیمی پس از سالها دوباره گرد هم میآیند و با گذشته و سرنوشتهای متفاوت خود روبهرو میشوند. کیمیایی در این اثر به مضامینی چون وفاداری، خیانت و بحرانهای اخلاقی نسل جوان پس از انقلاب پرداخته است. ضیافت با فضاسازی شهری و لحن تلخ و تراژیک، نمونهای از نگاه اجتماعی–سیاسی کارگردان در دههی هفتاد است. فیلم در گیشه موفق بود و نزد مخاطبان جوان آن دوران بازتاب زیادی داشت. ضیافت بار دیگر توانایی کیمیایی در بازآفرینی جهان مردانه و رفاقتهای ازدسترفته را نشان داد.

این فیلم را میتوان بهنوعی تکمیلکنندهی سهگانهی سارا (۱۳۷۱) و پری (۱۳۷۳) محسوب کرد که فیلمنامهی آن، همچون دو اثر قبلی، اقتباسی است. داستان دربارهی زنی است که در مواجهه با نازایی و فشار خانوادهی همسر، تن به حضور همسر دوم در زندگی مشترک میدهد. فیلم با جزئیات روانشناسانه، رنج درونی شخصیت زن را تصویر میکند و با بازی بینظیر لیلا حاتمی و علی مصفا به یکی از ماندگارترین درامهای ایرانی بدل میشود. اثر در گیشه هم موفق بود و مورد توجه گستردهی منتقدان قرار گرفت. لیلا همچنان بهعنوان یکی از آثار شاخص مهرجویی شناخته میشود.

این فیلم داستان دو نوجوان کارگر در بازار تهران را روایت میکند که در فضای رقابت (استخدامشدن در یک چاپخانه) و دوستی، معنای زندگی و بقا را جستوجو میکنند. استفاده از بازیگران غیرحرفهای و لوکیشنهای واقعی حس واقعگرایانه و مستندگونهای به فیلم بخشیده است. نیاز توانست سیمرغ بهترین فیلم جشنوارهی فجر را بهدست آورد و نگاهها را بهسمت مسائل نوجوانان و طبقات فرودست جلب کند. داوودنژاد با این فیلم در سینمای اجتماعی دههی هفتاد ایران جایگاهی ویژه پیدا کرد. این فیلم بعدها با تحسین سینماگران سرشناس ایرانی از جمله عباس کیارستمی مواجه شد و از نظر منتقدان، یکی از بهترین آثار سینمای ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ نام گرفت.

فیلمی اجتماعی و سیاسی که در فضایی محدود (یک آژانس مسافرتی) به تضاد میان ارزشهای دوران جنگ و واقعیتهای پس از جنگ میپردازد. یک رزمندهی سابق برای درمان دوست جانبازش دست به گروگانگیری میزند و این موقعیت تنشزا به بستری برای طرح پرسشهای عمیق اجتماعی بدل میشود. آژانس شیشهای مخاطب گستردهای پیدا کرد. فیلم جوایز اصلی جشنواره فجر را درو کرد و همچنان بهعنوان یکی از بحثبرانگیزترین آثار حاتمیکیا شناخته میشود؛ فیلمی که موافقان و مخالفانِ فراوانی دارد.

این فیلم با روایتی اجتماعی، زندگی خانوادهای کارگر در جنوب تهران را به تصویر میکشد که درگیر مشکلات اقتصادی، بیکاری و رؤیاهای دستنیافتنی فرزنداناند. بنیاعتماد با دوربین واقعگرایانهی خود، شهر و روابط انسانی را با صداقتی کمنظیر روایت میکند. فیلم در جشنوارههای جهانی از جمله کارلووی واری و مسکو تحسین شد و بهترتیب، جوایز بهترین فیلم و جایزهی ویژهی هیئتداوران را بهدست آورد. زیرپوست شهر نمونهای درخشان از سینمای اجتماعی زنان کارگردان در ایران است.

فیلمی موسیقایی و تاریخی که به روایت سفر گروهی از موسیقیدانان ایرانی در سالهای پایانی قاجار به اروپا میپردازد. در بستر این داستان، دغدغهی حفظ موسیقی سنتی در برابر نفوذ فرهنگ غرب به تصویر کشیده میشود. دیالوگهای شاعرانهی حاتمی و تصاویر پرشکوه فضایی نوستالژیک و آیینی ایجاد میکنند. حضور زندهیاد محمدرضا شجریان در اجرای آوازها فیلم را به اثری ماندگار در حافظهی فرهنگی تبدیل کرده است. دلشدگان از یک سو ستایشی از موسیقی ملی ایران است و از سوی دیگر، بیانی عاشقانه برای هنر و هویت ایرانی.

بچههای آسمان روایتی ساده و تأثیرگذار از خواهر و برادری است که ناخواسته مجبور میشوند یک جفت کفش را با هم شریک شوند. فیلم با جزئیات زندگی روزمره، دنیای کودکانه را بهشکلی جهانی بازنمایی میکند. سادگی روایت، همدلیبرانگیز بودن شخصیتها و نگاهی عاطفی به فقر سبب شد فیلم بهسرعت مورد توجه مخاطبان بینالمللی قرار گیرد. این اثر نخستین فیلم ایرانی بود که نامزد جایزهی اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد و بعدتر علاوه بر آمریکا، در بسیاری از کشورهای اروپا، شرق آسیا، آمریکای لاتین و استرالیا به نمایش درآمد.

فیلمی فلسفی و مینیمالیستی که روایت مردی تنها را دنبال میکند که بهدنبال فردی برای دفنکردنش پس از خودکشی میگردد. روایت بهظاهر سادهی اثر به پرسشی عمیق دربارهی معنای زندگی، مرگ و انتخاب شخصی بدل میشود. استفاده از سکوتهای طولانی، نماهای طولانی و طبیعت خشن تهران فضایی متأملبرانگیز میآفریند. طعم گیلاس در زمان نمایش اولیهاش بحثهای زیادی برانگیخت، اما درنهایت موفق شد نخل طلای جشنوارهی کن را بهدست آورد. این فیلم یکی از نقاط اوج سینمای هنری ایران در سطح جهانی است. مجلهی گاردین در سال ۲۰۱۸ در فهرست برترین فیلمهای برندهی نخل طلا در تاریخ جشنوارهی کن، طعم گیلاس را در جایگاه دوم قرار داد.

این فیلم نخستین تجربهی بلند جعفر پناهی بود که با نگاهی ساده و انسانی، قصهی دخترکی را روایت میکند که برای خرید ماهی عید پولش را گم میکند. روایت خطی، استفاده از لوکیشنهای واقعی و بازی طبیعی کودکان فضایی صمیمی و باورپذیر خلق میکند. بادکنک سفید با وجود سادگی ظاهری، لایههای عمیق اجتماعی دربارهی امید، معصومیت و فقر را در دل خود دارد. فیلم در جشنوارهی کن برندهی دوربین طلایی شد و نگاه جهانیان را به سینمای ایرانِ دههی هفتاد جلب کرد. این اثر سرآغاز حضور پررنگ پناهی در محافل بینالمللی شد.

این فیلم کمتر دیدهشده نمونهای از سینمای شاعرانهی کیمیاوی است که به مسئلهی هویت، زبان و فرهنگ ایرانی میپردازد. سهراب، نویسندهی جوان کرمانی، در تدارک تألیف کتابی دربارهی تاریخ شعر کهن ایران است و برای دریافت مجوز چاپ کتابش در راه تهران در کویر گم میشود. داستان از خلال شخصیتهایی شکل میگیرد که با دنیای مدرن و سنت در کشمکشاند و همین امر اثر را به روایتی استعاری بدل میکند. با وجود ارزشهای هنری، فیلم بهدلیل مشکلات پخش و محدودیتهای اکران در ایران چندان دیده نشد. با این حال، نزد پژوهشگران سینمای ایران ایران سرای من است اثری قابلتوجه محسوب میشود.

مسافران فیلمی تمثیلی است که روایت یک عروسی و سفری خانوادگی را به نمادی از زندگی و مرگ بدل میکند. مهتاب، خواهرِ ماهرخ، همراهِ شوهر و دو پسرِ خردسالش با یک سواریِ کرایه از شمالِ ایران به سوی تهران راه میافتند تا آینهی موروثیِ نوعروسِ خانواده را به جشنِ عروسیِ ماهرخ برسانند؛ و بعد حادثهای کل روایت را از سطحی واقعگرایانه به سطحی شاعرانه و فلسفی میبرد. فیلم با تصویرسازیهای باشکوه، طراحی صحنهی دقیق و موسیقی تأثیرگذار، حال و هوایی آیینی دارد. بیضایی در سخنرانیای بهتاریخِ ۱۱ فوریهی ۲۰۱۱ در دانشگاهِ استنفورد گفت که این فیلم را در پاسخ به فیلمِ مادرِ علی حاتمی (۱۳۶۸) ساخته است.

این فیلم تصویری تلخ و واقعگرایانه از روزگار پس از جنگ را ارائه میدهد. این فیلم اقتباسی مستقیم و ایرانیشده از فیلم دزدان دوچرخهی ویتوریو دسیکا (۱۹۴۸) است. در این فیلم اتومبیل یک مهاجر جنگی مقیم تهران به سرقت برده میشود. او بههمراه پسرش جستوجویی ناامیدانه را برای یافتن تنها دارائیاش آغاز میکنند. سبک نیمهمستند، استفاده از لوکیشنهای واقعی (همانگونه که در سینمای نئورئالیستیِ ایتالی دیده میشود) و نگاه انتقادی عیاری آبادانیها را به اثری متفاوت و تأثیرگذار بدل کرد.

درخت گلابی با اقتباس از داستان گلی ترقی، یکی از درخشانترین روایتهای ادبی–سینمایی در ایران بهشمار میرود. محور داستان نویسندهای میانسال است که با دیدن درختی در باغ قدیمی، خاطرات نوجوانی و عشقِ ازدسترفتهاش را مرور میکند. درخت در اینجا استعارهای از پیوند میان گذشته و حال و نماد دلبستگیهای فروخورده است. بازی دقیق همایون ارشادی و نخستین نقشآفرینی گلشیفته فراهانی، به فیلم رنگ و بوی تازهای بخشید. اثر در جشنواره فجر تحسین شد و گلشیفته فراهانی هم سیمرغِ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را بهدست آورد.

این فیلم بهعنوان بخش پایانی سهگانهی کوکر، نمونهی درخشانی از بازی میان واقعیت و بازسازی در سینمای کیارستمی است. داستان بر محور جوانی روستایی شکل میگیرد که در حین بازی در فیلم، عشق ناکام خود را دنبال میکند و این روایت، به پرسشی دربارهی مرز میان زندگی و سینما بدل میشود. استفاده از بازیگران غیرحرفهای، ریتم آرام و نگاه شاعرانهی کارگردان، حال و هوایی مستندگونه به اثر بخشیده است. زیر درختان زیتون در جشنوارهی کن با تحسین فراوان روبهرو شد و در تثبیت جایگاه جهانی کیارستمی نقش مهمی ایفا کرد. فیلم، همچون دیگر آثار او، تجربهای از تماشای زندگی در سادهترین لحظات است. نشریهی نیویورکر در گزارشی در سال ۲۰۲۰، ۴۴ مورد از بهترین فیلمهایی را که در تاریخِ ۷۰ سالهی برگزاری جشنوارهی کن حضور داشتهاند فهرست کرده است که در این میان نام زیر درختان زیتون نیز در این فهرست به چشم میخورد.
منبع: هفت صبح
بدون دیدگاه