لیست بهترین فیلم و سریالهای سفر در زمان را ببینید.
علم و موضوعات جذابی همچون سفر در زمان سالهاست که در قالب علمی تخیلی برای مخاطبان جذابیت خاصی دارند. دقیقا به همین دلیل است که آثار منحصر به فردی در قالب فیلم و سریال ساخته شده است. در این بخش از سایت قصد داریم بهترین فیلم و سریالهای سفر در زمان را به شما دوستان معرفی کنیم. پس اگر به این دسته از آثار علاقه دارید در ادامه با ما همراه شوید.

خلاصه داستان این سریال
در مه سال ۲۰۱۹، میشائیل کانوالد ۴۳ ساله مرتکب خودکشی میشود، اما مادرش اینس قبل از اینکه دیگران متوجه آن شوند، نامه خودکشی او را پنهان میکند. در تاریخ ۴ نوامبر، پسر نوجوان میشائیل، یوناس، پس از ماهها معالجه در یک مرکز روانپزشکی، به مدرسه برمیگردد و با بهترین دوست خود بارتوش تیدمن، که هماکنون با عشق یوناس، مارتا، قرار میگذارد، دیدار میکند. اریک اوبندورف، تأمین کننده اصلی ماری جوانا دبیرستان، دو هفته است که مفقود شده است، و افسر پلیس اولریش نیلسن – پدر مارتا و برادرانش، مگنوس و میکل – به تحقیقات ادامه میدهد. در همین حال، اولریش با هانا، مادر یوناس، به همسرش خیانت میکند. یوناس، بارتوش و سه بچه نیلسن در حالی که در جستجوی مواد مخدر اریک در غاری نه چندان دور از نیروگاه هستهای در شهر هستند، با صداهای عجیب مواجه میشوند و میکل ناپدید میشود. روز بعد جسد پسری جوان کشف میشود اما میکل نیست. در یک مکان ناشناخته، اریک به صندلی تسمهای با قلاب بسته است…

خلاصه داستان این فیلم
یک مأمور سیا، «پروتاگونیست (قهرمان)»، در عملیات استخراجسازی یک دستسازه در اپرای ملی اوکراین شرکت میکند و پس از تصاحب آن، توسط مزدورانی اسیر و شکنجه شده و بعد از خوردن قرص خودکشی به هوش میآید اما متوجه میشود که قرص خودکشی در واقع یک آزمون وفاداری بود و همچنین اینکه دستسازه گم شده است. پروتاگونیست توسط سازمانی به نام تنت استخدام میشود و یک دانشمند در مورد گلولههایی با آنتروپی «وارونه» به او توضیحاتی میدهد، به این معنی که این گلولهها در طول زمان به عقب حرکت میکنند. پروتاگونیست از طریق یک رابط سیا با راهنمای خود، «نیل»، ملاقات میکند و پس از ردگیری گلولههای وارونهشده به پریا سینگ، دلال اسلحه در بمبئی میرسند. آنها درمییابند که پریا یکی از اعضای تِنِت است و گلولههای او توسط الیگارشی روسی به نام «آندری ساتور» خریداری و وارونه شده است…

خلاصه داستان این فیلم
داستان فیلم “آقای نوبادی” حول محور نمو نوبادی (با بازی جرد لتو) میچرخد که در سال ۲۰۹۲ به عنوان آخرین انسان فانی روی زمین، در سن ۱۱۸ سالگی زندگی میکند. در این آینده، بشریت به نوعی از جاودانگی دست یافته است. نمو تحت هیپنوتیزم قرار میگیرد تا خاطراتش را بازگو کند، اما به جای یک خط داستانی واحد، زندگیهای متعدد و موازی خود را روایت میکند که ناشی از انتخابهای متفاوت او در نقاط عطف زندگیاش بودهاند…

خلاصه داستان این فیلم
در آینده زمین به علت آتشک محصولات کشاورزی رو به نابودی است و هر روز محصولات بیشتری نابود میشود. کوپر (متیو مککانهی) خلبان سابق ناسا که حالا کشاورز شده به همراه پدر زن، پسر جوان و دختر 10 سالهاش در یک مزرعه زندگی میکنند. مورفی (دختر کوپر) معتقد است که در اتاقش یک شبح وجود دارد که سعی دارد با او ارتباط برقرار کند. کوپر و مورفی کشف میکنند شبح یک هوش ناشناخته است که با ارسال پیام با استفاده از امواج گرانشی مختصات دستگاه اعداد دودویی در گرد و غبار به جا میگذارد که این مختصات آنها را به تأسیسات مخفی ناسا که توسط پروفسور جان برند (مایکل کین) رهبری میشود، راهنمایی میکند.

خلاصه داستان این فیلم
زمانی که یک مأمور سفر در زمان مشغول به خنثی کردن یک بمب است شخصی با وی درگیر میشود و شروع به شلیک به یکدیگر میکنند. در همین زمان، مأمور سفر در زمان موفق میشود خود را به بمب برساند تا آن را خنثی کند. بمب منفجر میشود و درنتیجهٔ آن صورت وی میسوزد. شخصی به او نزدیک میشود و وی را کمک میکند تا وسیله سفر در زمانش را پیدا کند و به کمک آن به بیمارستانی در زمان آینده منتقل میشود. زمانی که مأمور دوران بهبودی اش را با جراحیهای بازسازی صورتش را میگذراند، او تلاش داشت تا از حملهٔ مشهور “بمب گذار شکست خورده” در سال ۱۹۷۵ در شهر نیویورک جلوگیری کند. پس از بهبودی، آخرین ماموریتش به وی ابلاغ میشود…

خلاصه داستان این فیلم
دکتر راتلج (جفری رایت) توانسته دستگاهی با قابلیت بازگشت زمان را اختراع کند. در همین زمان انفجاری در یک قطار موجب کشته شدن چندین انسان شدهاست که پلیس هنوز نتوانسته عامل این انفجار را پیدا کند و از طرفی میدانند که باز هم قرار است مجرم در جای دیگر این کار را تکرار کند برای همین تصمیم میگیرند با استفاده از این اختراع و استفاده از ذهن تقریباً زنده یک سرباز مرده به نام کالتر استیونز (جیک جیلنهال) زمان را به عقب در قطار برگردانند تا بتوانند عامل این خرابکاری را پیدا کنند. روش اینگونه است که این سرباز از طریق یک شکاف زمانی و با هویت دیگر وارد قطار میشود و فقط چند دقیقه فرصت دارد تا آن فرد را پیدا کند چون به محض انفجار باز هم به زمان حال برمیگردد. کالتر ابتدا سردرگم است و فقط میدانند که در یک محفظه بستهاست که…

خلاصه داستان این فیلم
تیم (دامنل گلیسون) که فردی اهل کورنوال است متوجه میشود که میتواند در زمان سفر کند و اتفاقاتی که برای دنیا و زندگی خودش رخ داده را تغییر دهد، اما تصمیم او برای سفر در زمان و تغییر زندگیاش به واسطهٔ پیدا کردن یک دوستدختر، به آن راحتی که فکر میکند، پیش نمیرود. تیم لیک با پدرش جیمز، مادر مری، عموی دزموند و خواهر کوچکترش کاترین (“کیت کت”) در کورنوال بزرگ می شود. صبح بعد از یک مهمانی نه چندان عالی در شب سال نو، جیمز به تیم میگوید که مردان خانوادهشان میتوانند به لحظاتی که قبلاً زندگی کردهاند، در زمان سفر کنند. تیم این را با بازگشت به مهمانی شب قبل و تغییر چند رویداد آزمایش می کند. هنگامی که او برمی گردد، جیمز او را از استفاده از هدیه خود برای کسب پول یا شهرت منصرف می کند و تیم تصمیم می گیرد از آن برای بهبود زندگی عاشقانه خود استفاده کند…

خلاصه داستان این فیلم
جیل (اوون ویلسون) به همراه همسر و پدر و مادرزنش به پاریس سفر میکند و شدیداً تحت تأثیر شهر و زیباییهایش قرار میگیرد. اما همسرش، اینز (ریچل مکآدامز) و بقیهٔ خانواده، چنین احساسی ندارند. همزمان، جیل به فکر کار کردن روی رمانش با موضوع نوستالژی است. آنها در پاریس با دوستان قدیمی اینز (پائول و کارول) برخورد میکنند. اینز که دوست قدیمی پائول بوده، او را فردی باهوش میداند و ترجیح میدهد بیشترِ وقتش را همراه با او بگذراند. جیل، شب را در خیابانهای پاریس قدم میزند و جلو کلیسایی با صدای زنگ نیمهشب ماشینی قدیمی میآید و او را به قرن ۲۰ و دورانی که برای جیل رؤیایی است میبرد. جیل در آن زمان، با نویسندهها و هنرمندان آن دوره ملاقات میکند. در آن دوران با دختری ملاقات میکند که قرن ۱۹ را دوران طلایی برای زندگی میداند. هنگامی که به همراه او به سال ۱۸۹۰ میرود، با هنرمندانی مواجه میشود که دوست دارند در رنسانس زندگی کنند…

خلاصه داستان این سریال
جیک اپینگ (جیمز فرانکو) یک معلم زبان انگلیسی است که در ایالت مین زندگی میکند و از همسر خود جدا شدهاست. او به کمک دوست قدیمیاش اَل تمپلتون (کریس کوپر) این فرصت را پیدا میکند که در زمان سفر کند و به سال ۱۹۶۰ بازگردد تا جلوی ترور جان اف کندی را بگیرد و بتواند سرنوشت جهان را عوض کند اما هدف مأموریت جیک با عاشق شدنش به کلی تغییر میکند تا جایی که او حتی دیگر تمایلی ندارد گذشته را عوض کند…

خلاصه داستان این فیلم
هاناه، دختر زبانشناس لوئیز بنکس، در دوازده سالگی بر اثر نوعی بیماری درمانناپذیر درگذشت. دوازده فضاپیمای فرازمینی در آسمان مکانهای گوناگون سراسر زمین بهصورت ثابت ایستادهاند. در وحشت گستردهای که به موجب آن رخ داد، کشورهای تحت تأثیر کارشناسان علمی و نظامی را برای پایش و مطالعهٔ آنها میفرستند. در ایالات متحده، سرهنگ ارتش وِبر (فارست ویتاکر)، زبان شناس لوئیز بنکس (ایمی آدامز) و فیزیکدان اِیان دانلی (جرمی رنر) را برای مطالعهٔ فضاپیمای بالای مونتانا استخدام میکند. در فضاپیما، بنکس و دانلی با دو بیگانه سرپایانمانند هفتپا، که آنها را «هپتاپاد» مینامند، تماس برقرار میکنند. بنکس و دانلی در مورد زبان نوشتاری پیچیده بیگانگان که از عبارات پالیندرومیک با نمادهای دایرهای نوشته شده تحقیق میکنند و نتایج را با سایر کشورها به اشتراک میگذارند. همانطور که بنکس زبان را مطالعه میکند، او چشماندازهای شبیه به فلشبک از دخترش را میبیند…

خلاصه داستان این فیلم
داستان این فیلم دربارهٔ سربازی به نام ویل کیج (با بازی تام کروز) است که در آیندهای نزدیک پس از کشته شدن در جنگی علیه بیگانگان، بار دیگر زنده میشود و به موقعیت قبلی خود بازمیگردد، این امر باعث میشود تا او با هر بار کشته شدن توانایی خود را نیز افزایش داده تا حتی بتواند به گونهای سرنوشت خود را تغییر دهد. این فیلم را بیشتر میتوان یک فیلم در رابطه با عشق و ثمرات آن نیز بحساب آورد. عشقی که باعث میشود سربازی ترسو به نجات دهنده دنیا و خود تبدیل شود و با از خودگذشتگی ناباورانه دوباره عشقش را بهدست آورد. این اولین نگاه بین این سرباز و ریتا است که فراتر از زمان به هم پیوند میخورد و همین عشق بین این دو است که دنیا و خودشان را نجات میدهد…

خلاصه داستان این فیلم
این فیلم دربارهٔ یک گزارشگر عبوس هواشناسی تلویزیون است که برای تهیه گزارش روز دوم ماه فوریه یا روز گراندهاگ به همراه تهیهکننده و فیلمبردار به شهر کوچکی میروند. هر سال در این روز مردم منتظر برون آمدن موش خرمایی هستند که به آنها میگوید آیا زمستان تمام میشود یا تا ۶ هفتهٔ دیگر ادامه خواهد داشت. او و گروهش مجبور میشوند شب را در این شهر اقامت کنند اما فردا صبح که گزارشگر از خواب بیدار میشود به طرز معجزه آسایی میبیند که در یک حلقه زمانی گیر افتادهاست و هرروز در حال سپری کردن روز گراندهاگ است و این حلقه در طول فیلم ادامه دارد.

خلاصه داستان این فیلم
در سال 1985، نوجوانی به نام مارتی مکفلای در هیل ولی، کالیفرنیا، با مادر افسرده و الکلیاش، لورین؛ خواهر و برادرهای بزرگترش که در زندگی حرفهای و اجتماعی ناموفق هستند؛ و پدر خجالتیاش، جورج، که توسط سرپرستش، بیف تانن، مورد آزار قرار میگیرد، زندگی میکند. پس از اینکه گروه موسیقی مارتی در یک آزمون موسیقی شکست میخورد، او به دوستدخترش، جنیفر پارکر، اعتراف میکند که از تبدیل شدن به مانند والدینش با وجود آرزوهایش میترسد. آن شب، مارتی در پارکینگ مرکز خرید تویین پاینز با دوست دانشمند عجیبش، امت “داک” براون، ملاقات میکند. داک یک ماشین زمان را که از یک دِلورین تغییر یافته ساخته شده است، رونمایی میکند و آن را با پلوتونیومی که از تروریستهای لیبیایی دزدیده است، تغذیه میکند. پس از اینکه داک زمان مقصد را به ۵ نوامبر ۱۹۵۵ (روز نخستین ایدهپردازیاش برای اختراع سفر در زمان) وارد میکند، تروریستها به طور ناگهانی ظاهر میشوند و او را به ضرب گلوله میزنند. مارتی در دِلورین فرار میکند و به طور ناخواسته سفر در زمان را زمانی که به سرعت ۸۸ مایل در ساعت (۱۴۲ کیلومتر در ساعت) میرسد، فعال میکند…

خلاصه داستان این سریال
داستان مجموعه با پایان جنگ جهانی دوم در بریتانیا آغاز میشود، جایی که یک پرستار جنگ به نام کلِیر رَندال فریزر «کترینا بلف» به اتفاق همسرش فرانک «توبیاس منزیس» که استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد میباشد و در طول جنگ به عنوان جاسوس در سازمان ام آی 6 مشغول به خدمت بوده است تصمیم میگیرند تا بعد از مدتها جدایی بر اثر جنگ به عنوان دومین ماه عسل خود به اینورنس اسکاتلند بروند، اما این سفر برای کلِیر چندان آرام بخش نخواهد بود چرا که او در طول یکی از گردشهایش هنگامی که در جستجوی منشا صدای عجیبی در بین آثار تاریخی منطقه است از هوش میرود و پس از به هوش آمدن، خود را درمیانه دوران پرهیاهوی دیگری در سال 1743 مییابد…
منبع: هفت صبح
بدون دیدگاه