منو

نقد و بررسی فیلم سقوط / بکش تا کشته نشی!

سقوط تریلری تک لوکیشن است که ایده‌های این ژانر را به‌درستی اجرا نمی‌کند. فیلمی که روی شانه‌های بازیگرش سوار است. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.

نقد و بررسی سقوط / بکش تا کشته نشی - فیلم
مبینا اقدسی
مبینا اقدسی
نویسنده

تریلر یا ژانر تعلیق که زیرژانر سینمای جنایی به‌حساب می‌آید، همیشه مورد قبول مخاطب بوده است. فیلم‌هایی که از هیجان و اضطراب به‌عنوان سوخت برای ایجاد کشش در بیننده استفاده می‌کنند. تریلرها معمولا با ژانرهای دیگر تلفیق می‌شوند تا به خود عمق بهتری ببخشند. تریلرها را می‌توان در همه جا یافت از آثار کمدی گرفته تا جنایی، سیاسی و علمی‌تخیلی. حتی درام‌ها نیز می‌توانند از خصوصیات این ژانر استفاده کنند و به داستان خود تعلیقی ظریف و جذاب ببخشند. تریلرها طبق ویژگی‌های خودشان تعریف می‌شوند، المان‌هایی که شاید هم‌اکنون شبیه یک کلیشه به‌چشم بیایند، به‌همین دلیل است که فیلمسازان امروزی سعی دارند تا برای ساخت فیلم‌شان به یک ترکیب ژانری برسند.

فیلم سقوط یا Drop هم یک تریلر است. یک تریلر عاشقانه و روانشناختی که البته سینمای ملودرام و روانشناسانه در آن کمتر به چشم می‌آید. این فیلم بیشتر روی خصوصیات ژانر تریلر تمرکز دارد تا اینکه بیاید و داستان عاشقانه‌اش را بسط دهد. فیلم سقوط سعی دارد که اثری بی‌نقص باشد، فیلمی که بلندپروازی می‌کند اما نمی‌تواند همه‌ی آنچه که در سطرهای فیلمنامه دارد را به‌‌درستی اجرا کند. سقوط اثری است که بیشتر روی شانه‌های بازیگر اصلی‌اش سوار است تا اینکه به فیلمنامه و کشمکش‌های دراماتیکی متکی باشد.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

فیلم سقوط خیلی خوب شروع می‌شود. با یک سکانس کوبنده. ویولت با صورتی خونی خودش را روی زمین می‌کشد، مردی رویش اسلحه می‌کشد و بعد از آن صفحه فید می‌شود. حالا ویولت را داریم که با خیالی راحت در حال آماده شدن برای رفتن به یک رستوران مجلل است. جائی که قرار است مردی را برای اولین بار ملاقات کند. او به محل قرار می‌رسد و فیلم از مرحله‌ی روایت عبور می‌کند و موتور درام‌اش را روشن می‌کند. ویولت بعد از دیدن هنری روی میزی می‌نشیند که از قبل رزرو کرده‌اند. در همین حین او شروع به دریافت پیام‌های مشکوکی می‌کند. از طرفی هم کسی خواهر و فرزندش را در خانه گروگان گرفته است.

این رستوران شرایط لازم برای موش و گربه بازی‌های ویولت را فراهم کرده است. فضای گرفته و تاریک‌اش مثل فرمی قصه‌ی دلهره‌انگیز اما نپخته‌ی آن را هدایت می‌کند. حالا بیایید بررسی کنیم که چرا سقوط فیلم خوبی نیست؟ اصلی‌ترین مشخصه‌ی ژانر تریلر، تعلیقی است که باید در سرتاسر اثر حضور داشته باشد. عنصری لازم و حیاتی که اگر وجود نداشته باشد، فیلم در همان سکانس‌های ابتدایی ماهیت خودش را از دست می‌دهد و مخاطب را از خود می‌راند. در این فیلم تعلیق وجود ندارد و یا اگر وجود دارد آنقدری نیست که مخاطب را تحت کنترل خودش قرار دهد.

تعلیق باید در درام شکل بگیرد، با استفاده از روابط علت و معلولی میان عناصر داستان. مثلا کسی باید تصمیمی بگیرد که طبق آن تصمیم مخاطب دچار تشویش و اضطراب شود و از سرنوشت قهرمان‌اش بترسد. اما در این فیلم همه چیز خیلی تخت پیش می‌رود و ویولت قهرمان قصه تلاش خاصی برای رفع نیازهای دراماتیکی‌اش انجام نمی‌دهد. بالطبع تعلیق مناسبی نیز شکل نمی‌گیرد. او تنها کاری که انجام می‌دهد، نوشتن یک درخواست کمک روی پول است که خیلی زود هم خنثی می‌شود. ویولت به‌جز گشت‌وگذار در رستوران و پیچاندن هنری کار زیادی از دست‌اش برنمی‌آید. گویا او خنگ است و اصلا برای این قهرمانی آماده نیست.

این فیلم نیز دقیقا دچار همین مشکل شده است. برای قهرمان قصه در این محیط داستان زیادی وجود ندارد و همین اتفاق باعث می‌شود تعلیق به‌طرز چشم‌گیری اثرگذاری خودش را از دست بدهد ویولت به جز رفتن به سرویس بهداشتی و بار کار زیادی از دستش برنمی‌آید همه‌ی این‌ها کنش‌های کمرنگی هستند که باعث خفه شدن تعلیق خواهند شد. همیشه ضدقهرمان‌های قدرتمند، قهرمان‌هایی قدرتمند می‌سازند، اگر شخصیت اصلی داستان در اینجا تخت و منفعل است مقصر ضدقهرمان‌هایی هستند که او را تنها با چند پیام و تصویر تهدید می‌کنند. درواقع هم ضدقهرمان‌ها و هم قهرمانان فیلم همه‌شان بویی از کنش‌های دراماتیک نبرده‌اند. آن‌ها یک گوشه سر جایشان نشسته‌اند و تنها گهگداری واکنشی از خود نشان می‌دهند.

در میان این کارکترها هیچکدام به اندازه‌ی هنری منفعل نیستند. یک شخصیت اعصاب‌خوردکن که تنها سر جایش نشسته و منتظر است تا ویولت چیزی سفارش دهد. با اینکه او بخاطر رفتارهای ویولت گیج و کلافه شده است اما هیچ کنش خاصی از خود نشان نمی‌دهد و چالش خاصی را برای شخصیت اصلی قصه ایجاد نمی‌کند. با توجه به اینکه زندگی هنری به‌عنوان حادثه محرکی برای فیلم عمل می‌کند اما اطلاعات خاصی از زندگی او در دسترس نیست. او هیچ نقش دراماتیکی خاصی در این فیلم ندارد و تنها به یکباره برای نجات ویولت ظاهر می‌شود. او تمام مدت ساکت است، نه حرف خاصی می‌زند و نه اطلاعات مهمی از خود بروز می‌دهد.

پیچش‌های داستانی عناصر مهمی برای تریلرها به‌حساب می‌آیند. درواقع این ویژگی یکی از المان‌های اصلی سینمای جنایی و معمایی است که اگر نباشد، هم تعلیقی خلق نمی‌شود و هم اینکه فیلم در پرده‌ی سوم خیلی لخت و تخت به چشم می‌آید و چیزی برای غافل‌گیری مخاطب ندارد. فیلم سقوط از چنین ویژگی برخوردار نیست. این فیلم پیچش داستانی ندارد، مخاطب هر لحظه منتظر یک غافل‌گیری است اما فیلم چنین شانسی را به او نمی‌دهد. پرده‌ی سوم به راحتی وارد گره‌گشایی می‌شود ویولت ضدقهرمان را شکست می‌دهد و همه چیز تک بُعدی به پایان می‌رسد. درواقع همه چیز یک تریلر به پیچش داستانی‌اش متکی است. اگر این عنصر باشد فیلم اثری استاندارد خواهد بود.

فیلمساز برای پرورش شخصیت اصلی خود می‌آید و یک بکگراند روانشناسانه به زندگی گذشته‌ی ویولت اضافه می‌کند. او مادر مجردی است که در گذشته تحت خشونت خانگی آزار بسیاری دیده. زنی که حالا از یک ترومای بد رنج می‌برد. حالا کارکتری با این خصوصیات باید یک شرایط بسیار بد را مدیریت کند. فیلمساز قهرمان قصه را در یک سفر قهرمانی قرار می‌دهد، جائی که او باید از نقطه‌ی ضعف به جائی برسد که بتواند ماشه را فشار دهد و مهاجم خانه‌اش را بکشد. اما شخصیت اصلی قصه مسیر تبدیل قربانی به قهرمان را از نظر دراماتیکی به‌خوبی طی نمی‌کند اتفاقی که باعث شده فیلمنامه از نظر ساختاربندی کم بیاورد. این فیلم از نظر نوع ضدقهرمان، نیاز به ضدقهرمانان درونی و بیرونی دارد. نمی‌شود که شخصیت اصلی بیاید و تبدیل به یک قهرمان کنشگر شود.

مشکل دیگر این فیلم نحوه‌ی گره‌گشایی آن است. ویولت خیلی راحت ضدقهرمان را پیدا می‌کند و باهاش روی یک میز می‌نشیند. او به‌سرعت با کسی که در حال تهدید کردن‌اش است وارد بحث و گفتگو می‌شود و همه چیز بدون تعلیق عمیقی به نقطه‌ی پایان می‌رسد. از همه بدتر اینکه مردی که تمام سعی‌اش را کرده تا مو لای درز نقشه‌اش نرود به یکباره عصبی می‌شود و روی همه اسلحه می‌کشد. او که تا این لحظه از دوربین‌ها می‌ترسید چه شد که به یکباره جلوی این همه آدم دست به کاری به‌شدت خطرناک زد و نقشه‌اش را خراب کرد؟ می‌توانست آنجا را ترک کند و به‌دنبال پادزهر و یا دارویی برای خودش باشد. با این تفاسیر فیلم سقوط، اثری ماندگار نیست با اینکه آمار تماشای بالایی داشته است.

اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

معرفی ‌های محسن تنابنده - وب‌گردی
معرفی فیلم‌های محسن تنابنده