منو

امام سجاد(ع) چگونه «اشیاء» را صاحب حق دانست؟ کشف تازه‌ای که حقوق را متحول می‌کند!

در رسالة الحقوق امام سجاد(ع)، اشیاء نیز به عنوان صاحبان حق مطرح شده‌اند؛ این نگاه نوآورانه، چشم‌اندازی تازه به فقه و حقوق اسلامی می‌گشاید.

امام سجاد(ع) چگونه «اشیاء» را صاحب حق دانست؟ کشف تازه‌ای که حقوق را متحول می‌کند!
سامان تهرانی
سامان تهرانی
نویسنده

به گزارش نمابان و به نقل از خبرگزاری تسنیم از قم، بحث حقوقی به دو صورت قابل انجام است؛ یک‌بار ما بحث تحلیل حقوقی داریم و نظریه‌ای ارائه می‌دهیم ولی بار دیگر حقوق توصیفی داریم. مثلاً حقوق ایران در مورد حقابه چگونه شکل گرفته است یا در ارتباط با کشورهای دیگر. الان آنچه به عنوان فقه ارائه می‌شود، ماوراء حقوق است و ما تقیدی به حقوق موجود نداریم زیرا اخیراً شنیدم در مجلس دنبال تغییر قوانین آن هم هستند.

بنده معتقدم رژیم آب جز انفال و مباهات اولیه نیست و مباهات اولیه نگاه پیشروانه‌تری است. ممکن است در پاره‌ای از موارد احکام اولیه هم جاری و ساری شود و آب به خاطر جایگاهی که در طبیعت و در ارتباط با انسان دارد با رژیم‌های کنونی فقه رایج شاید نتوان آن را تنظیم کرد و ما باید در فقه نوعی بازنگری به منابع فقهی داشته باشیم، یعنی انفال قدرت کافی برای حل مسئله حقابه ندارد.

آب، نقطه محوری محیط زیست است. ما به سمتی می‌رویم که شروع و پایان هر مسئله اجتماعی و اقتصادی، محیط زیست است و اگر حوزه علمیه از محیط زیست عقب بماند و نگاه فقهی و کلامی نداشته باشد، با خلأهای اساسی مواجه خواهیم بود زیرا نقطه اتصال هر چیزی به محیط زیست بیش از آن چیزی است که ما می‌فهمیم و اهمیت دیگر هم در این است که ما باید همواره دنبال این باشیم که کدام سیستم فکری و اجرایی قدرت تنظیم اجرایی برای آب آن هم با پشتوانه نگاه دینی دارد.

در باب آب، ما دو نظام می‌شناسیم؛ نظام حق و نظام ملکیت. نظام حق آب، گسترده‌تر از نظام ملکیت آن است و مبانی و فلسفه ویژه‌ای دارد.

1. مباحث آب را باید ذیل نظریه های جامع مورد بحث قرار داد.

2. تنظیم نظام حق آب نیازمند دولت و قانون است و تنها در سایه‌ی حکمرانی کامل می‌تواند سامان یابد.

3. محیط زیست – خواه در مسیر تخریب، خواه در مسیر صیانت – دارای ماهیت تدریجی و فرآیندی است؛ و توجه به این خصلت، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر در فقه محیط زیست است.

4.حقوق سه شاخه ای آب

حقوق آب دارای سه شاخه است:

•حق اجتماعی: حقی که هر فرد انسان بر آب دارد.

•حق جمعی: حقی که نه به فرد و گروه، که به کل بشریت و نسل‌ها تعلّق می‌یابد.

•حق طبیعت: حقی که خود طبیعت – در اجزای گوناگونش – بر آب دارد.

در ذیل حق طبیعت، بیان شد که طبیعت را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد:

– حق آب از آب

– حق خاک از آب.

– حق هوا از آب.

– حق گیاهان از آب.

– حق حیوان از آب.

معنا و ماهیت حق

از آن‌جا که میان حق انسان از آب و حق طبیعت از آب – جز حیوان که همچون انسان است – تفاوتی بنیادین وجود دارد، شایسته است نخست ماهیت «حق» و دو گونه‌گی آن روشن گردد.

حق، سکه‌ای است دو رویه:

•روی نخست: مَن له الحق؛ همان صاحب حقی که بهره‌مند می‌شود.

•روی دوم: مَن علیه الحق؛ همان مکلفی که موظف به رعایت حق است.

نمونه‌اش حق سبق است؛ آن‌کس که پیش‌تر آمده و جایگاهی برگزیده، «مَن له الحق» است، و دیگران که باید حرمت او را پاس دارند، «مَن علیه الحق»اند.

پس حق، دو سوی دارد و تنها در بستر اجتماع معنا می‌یابد.

تمایز میان حقوق استقلالی و غیر استقلالی

1. حقوق استقلالی: حقی است برای یک موجود، از آن جهت که او است، انسان، از آن حیث که انسان است، حق دارد. حیوان نیز از آن رو که صاحب احساس و رنج است، بهره‌ای از حق دارد.

2. حقوق غیر استقلالی: حقی است که برای یک موجود، نه از آن جهت که او، او است، بلکه از آن جهت که برای زیست انسان ( زیست معنوی یا مادی) است. حق طبیعت از آن حیث که محیط زیست انسان است اعتبار می‌یابد؛ نه به استقلال برای خویش، بلکه به جهت پاسداشت حق جمعی بشر.

بنابراین انسان و حیوان در زمره دارندگان حق استقلالی‌اند. طبیعت بی‌جان و گیاهان اگرچه بهره‌ای از حق دارند، آن حق در نهایت به صیانت از حق جمعی انسان باز می‌گردد.

فلسفه و بنیاد حق

اگر انسان نبود، حقی نیز تحقق نمی‌یافت؛ چه آنکه حق بی «مَن علیه الحق» بی‌معناست. این انسان است که با قدرت تسخیری خویش، با تصرف و دستکاری‌های پی‌درپی، مرزها را درمی‌نوردد و بدین‌سان زمینه‌ی پیدایش حق را می‌آفریند. از این رو، «مَن علیه الحق» همواره انسان است؛ اوست که مأمور به رعایت است، و اوست که باید از عدوان و تجاوز بپرهیزد.

اما طبیعت در این میان «ما له الحق» به‌معنای استقلالی نیست؛ زیرا «مَن له الحق» در حقیقت، خود انسان است، نه یک فرد یا جمعی محدود، بلکه تمام بشریت. چراکه تخریب طبیعت، در نهایت به نابودی حق جمعی انسان‌ها می‌انجامد، و بازگشت هر حقی که برای طبیعت فرض شود، سرانجام به خویش انسان است.

در باب حیوانات، وضع متفاوت است؛ حیوان، چون احساس رنج و عطش دارد، دارای حق استقلالی است. حیوان را تشنه نگاه‌داشتن جایز نیست؛ چراکه این خط قرمزِ شریعت در باب آب است.

اما درختان و گیاهان، محل بحث‌اند:

•علم از واکنش‌های زیست‌شیمیایی سخن می‌گوید، نه از رنج و شادی.

•ادبیات دینی گاه درختان را در کنار انسان قرار می‌دهد: «مَن سَقى طَلْحَةً أو سِدْرَةً فَكَأَنَّما سَقى مُؤمِناً مِن ظَمَإٍ».

و در روایتی دیگر: «خُلِقَ له الشَّجر، فَكُلِّفَ غَرْسَها وسَقْیَها والقِیامَ علیها»؛ درخت برای انسان آفریده شد و انسان موظف به کاشت و آبیاری و مراقبت از آن گردید.

با این همه، دلیلی قطعی بر وجود احساس رنج در گیاهان نداریم. بنابراین حق آنان، اگرچه در ادبیات دینی با تعبیر «سقایه» بیان می‌شود، در نهایت به فلسفه‌ی حفظ محیط زیست و پاسداشت حیات انسانی باز می‌گردد.

به همین سبب، در «رسالة الحقوق» حتی مسجد و کعبه و اشیاء نیز صاحب حق شمرده شده‌اند؛ نه از آن جهت که آنان تمتع می‌برند، بلکه از آن رو که انسان مکلف است و معنای عبادی یا معنوی یا اجتماعی آن حق، به خود انسان بازمی‌گردد.

بدین‌سان:

•حق انسان و حیوان، حقی استقلالی است.

•حق طبیعت و اجزای بی‌جان آن، حقی غیر استقلالی است که به پاسداشت حق جمعی انسان‌ها بازمی‌گردد.

•و در نهایت، «مَن له الحق» و «مَن علیه الحق» در پیوند با طبیعت، همواره انسان است؛ انسانِ مکلف، انسانِ برخوردار، و انسانِ پاسدار حیات و بقا.

شواهد دینی و علمی

درباره‌ حیوانات: روایات، صریحاً منع کرده‌اند از آنکه حیوانی را تشنه یا گرسنه رها کنیم. این نشانگر حق استقلالی حیوان است.

درباره‌ گیاهان: در برخی روایات تعبیر «سَقْی» و «سیراب کردن» درخت آمده است؛ گاه به‌سان سیراب‌کردن انسانِ مؤمن، اما اینکه گیاه به معنای دقیق، احساس رنج دارد یا نه، محلّ بحث است. علوم زیستی واکنش‌های فیزیولوژیک گیاه را نشان می‌دهند، ولی این واکنش‌ها لزوماً دلالت بر احساس رنج ندارند. ادبیات دینی، درخت را هم نعمتی برای انسان می‌داند: «خُلِقَ للانسان» و لذا کاشتن، آبیاری و مراقبت از آن تکلیف انسان است.

ممکن است پرسیده شود چه حاجت است به طرح این دوگانگیِ حق، یکی حقِ استقلالی و دیگری حقِ غیر‌استقلالی؟ پاسخ آن است که در ذهنیتِ فقهیِ رایج، تنها جایی حق را می‌شناسد که صاحبِ حق، موجودیِ برخوردار از شعور باشد. از این خاستگاه، چه‌بسا فقه، فهمِ کامل و ژرفی از “رساله‌الحقوق” امام سجاد(ع) نیافته است؛ زیرا بسیاری از حقوقِ مندرج در آن، بر پایه‌ی ذهنیتِ رایجِ فقهی استوار نیست و از این رو، جایگاه بایسته‌ای در ساختار فقه پیدا نکرده است.

این، کاستی‌ای‌ست برای فقه؛ چرا که چنین می‌پندارد هر جا صاحب شعوری در میان نباشد، کسی که «من له الحق» باشد نیز وجود ندارد. حال آنکه، با تقسیمِ پیشنهادیِ ما، بابی نو بر فقه گشوده می‌شود: ممکن است صاحبِ حق، برخوردار از توانِ استمتاع و بهره‌گیری از حق نباشد، زیرا فاقد شعور است؛ ولی حق، به معنایی دیگر برای او ثابت است. این ثبوت فقهی، نه در بُعدِ «من له الحق»، بلکه در بُعدِ «من علیه الحق» پدیدار می‌شود؛ یعنی دیگری (انسان) موظف به رعایت آن است. 

اما چرا برای او حق ثابت شده است؟ آیا او از حق، بهره می‌گیرد؟ خیر؛ بلکه فلسفه‌ای خاص، این حق را برای او مقرر می‌سازد. و آن فلسفه چنین است: اگر بگوییم طبیعت صاحب حق است، از آن روست که رعایت این حق، به سودِ انسان و بقایِ زندگیِ اوست. پس، آنچه در حق اهمیت دارد، «من علیه الحق» است؛ که خود انسان باشد، و تکلیفی که متوجه اوست. همین کافی‌ است تا فقه، قدم در ساحتِ این‌گونه حقوق نهد و قلمرو خود را فراتر برد.

غایات نظام حق و عدالت

حق، تکلیف و عدالت، همگی ابزاری‌اند برای غایتی فراتر: قرب الهی.

• عدالت، خط‌کش روابط اجتماعی است؛ ابزاری برای جلوگیری از تجاوز و عدوان.

• عدالت، غایت مستقل نیست؛ بلکه «هو أقرب للتقوی».

• علامه طباطبایی، عدالت را اعتباری و وسیله‌ای برای نیل به کمال و قرب می‌داند. پس رعایت حقوق طبیعت، در نهایت، پاسداشت حقوق جمعی بشر و صیانت از مسیر تکامل او به سوی خداوند است.

جمع‌بندی 

•حقوق نسل‌ها بر آب (در ذیل حق جمعی) باید تبیین شود.

•عدالت جهانی در توزیع آب باید مورد توجه قرار گیرد.

•ارتباط آب با صلح و امنیت بین‌المللی از مباحث ضروری است.

یادداشت از: آیت الله احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری

انتهای پیام/

 

منبع: خبرگزاری تسنیم

📢 مهم‌ترین اخبار


شناسه خبر: 207563
۲۵ آذر ۱۴۰۴ | ساعت: ۱۰:۲۸ | بازدید: 0
اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

قاب امروز | تغییر چشمگیر چهره سارا بازیگر «تولدی دیگر» پس از ۲۷ سال در آمریکا