منو

کلاه‌گوشه دهقان چگونه زیر آفتاب به سلطنت رسید؟ روایت شنیدنی سعدی با صدای مهرداد خدیر

با شنیدن خوانش دلنشین مهرداد خدیر، داستان کلاه‌گوشه دهقان که به زیر آفتاب رسید و سایه‌ای سلطانی بر سرش انداخت، را در گلستان سعدی تجربه کنید.

کلاه‌گوشه دهقان چگونه زیر آفتاب به سلطنت رسید؟ روایت شنیدنی سعدی با صدای مهرداد خدیر
سامان تهرانی
سامان تهرانی
نویسنده

این حکایت را با خوانش مهرداد خدیر بشنوید

نمابان و به نقل از عصر ایران ــ یکی از ملوک با تنی چند خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتادند، تا شب در‌آمد، خانهٔ دهقانی دیدند.
 
مَلِک گفت: شب آنجا رَویم تا زحمتِ سرما نباشد.
 
یکی از وزرا گفت: لایقِ قدرِ پادشاه نیست به خانهٔ دهقانی اِلْتِجا کردن، هم‌ اینجا خیمه زنیم و آتش کنیم.
 
دهقان را خبر شد. ما‌حَضَری ترتیب کرد و پیش آورد و زمین ببوسید و گفت: قدرِ بلندِ سلطان نازل نشدی ولیکن نخواستند که قدرِ دهقان بلند گردد.
 
سلطان را سخن گفتنِ او مطبوع آمد، شبانگاه به منزلِ او نَقل کردند. بامدادانش خِلْعَت و نعمت فرمود. شنیدندش که قدمی چند در رکابِ سلطان همی‌رفت و می‌گفت:
 
ز قدر و شوکتِ سلطان نگشت چیزی کم
از التفات به مهمان‌سرایِ دهقانی
 
کلاه‌گوشهٔ دهقان به آفتاب رسید
که سایه بر سرش انداخت چون تو سلطانی

منبع: عصر ایران

📢 مهم‌ترین اخبار


شناسه خبر: 185819
۲۳ آذر ۱۴۰۴ | ساعت: ۹:۰۹ | بازدید: 0
اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

همسر پوریا پورسرخ؛ پوریا در همه کار دخالت میکنه حتی در آشپزی و کار خونه/ پورسرخ؛ من مدت طولانی مجرد بودم تنظیمات کارخونم اینجوریه که باید به همه کار نظارت داشته باشم