شرکت دیزنی یکی از شرکتهای مطرح در تولید آثار انیمیشن و پویانمایی است که دوران کودکی افراد بسیاری را با نمایش آثاری فاخر و دوست داشتنی، لذت بخشتر کرده است.
از زمان تأسیسش در سال ۱۹۳۷ تاکنون، شرکت والت دیزنی تماشاگران را با انبوهی از انیمیشنهای تماشایی، لایو اکشنهای جذاب و ماجراجوییهایی به سبک کامپیوتری سرگرم کرده است. درواقع دیزنی از زمان انتشار اولین فیلم انیمیشنی بلند خود یعنی سفید برفی و هفت کوتوله تا به امروز نزدیک ۴۲۰ فیلم تولید کرده است، بهعنوان مثال این شرکت تنها در سال جاری میلادی ۲۹ فیلم اکران کرده که رقم قابل توجهی است. چنین فهرست متنوع و گستردهای اگرچه در نگاه اول بسیار جذاب است، اما کار انتخاب کردن و معرفی فهرستی از بهترینها را سخت میکند. بهویژه اینکه درکنار پرنسس های جذاب دیزنی، محصولات متنوع پیکسار را هم داریم که این فهرست را غنی و پربارتر میکنند. به همین خاطر در این مجال به مرور بهترین تولیدات دیزنی در حوزه فیلمهای انیمیشنی بلند میپردازیم که مستقیما محصول شرکت دیزنی هستند. حال ابتدا در یک ویدیو، ده انیمیشن برتر دیزنی به انتخاب زومجی را تماشا کنید و سپس در ادامه فهرست کامل ۴۰ انیمیشن برتر دیزنی را بخوانید.

از منظری شاید این فیلم جایی در این فهرست نداشته باشد چون بسیاری آن را بهعنوان فیلمی که دیزنی را به مرز نابودی کشاند، میشناسند! بودجه این فیلم در زمان خودش بسیار بالا بود، به طوری که بهعنوان گرانترین فیلم انیمیشنی شناخته میشود که تا آن زمان ساخته شده بود.
این انیمیشن برمبنای مجموعه داستان فانتزی نوشته لوید الکساندر با عنوان «روزشمار پرایدین» (The Chronicles of Prydain) ساخته شده و شخصیت شرور و ترسناک و موضوعات آن به اندازهای تیره و تار بود که برای اولینبار محصولی از دیزنی درجه سنی PG گرفت! آخر هفته افتتاحیه این فیلم هم چندان امید بخش نبود و درنهایت درآمد فروش آن کمی بیشتر از ۲۱ میلیون دلار بود که رسما دربرابر هزینه تولید ۴۰ میلیون دلاری آن یک فاجعه تمام عیار بود. اما آیا واقعا دیگ سیاه تا این اندازه فیلم بدی است؟

ماجراهای ایکابد و آقای تاد فیلم انیمیشنی محصول استودیو دیزنی است که در تاریخ ۵ اکتبر سال ۱۹۴۹ اکران شد. برای ساخت این انیمیشن از دو منبع الهام استفاده شده بود: یکی داستانیهای باد در شاخههای بید» (The Wind in the Willows) اثر نویسنده انگلیسی کنت گراهام و دیگری افسانههای اسلیپی هالو (The Legend of Sleepy Hollow) و سوار بیسر که نوشته نویسنده و شاعر آمریکایی واشنگتن ایروینگ است.
این اثر که یازدهمین فیلم متحرک استودیو دیزنی است، در سال ۱۹۵۰ برنده جایزه گلدن گلوب در رشته بهترین فیلمبرداری رنگی شد. این فیلم همچنین تنها فیلم دیزنی است که از حضور دو هنرمند بزرگ آن زمان یعنی بازیل رتبون و بینگ کرازبی در مقام صداپیشه بهره برده است.

انیمیشن دایناسور محصول شرکت والت دیزنی و در همکاری با «The Secret Lab» تولید شده است. این انیمیشن سی و نهمین فیلم بلند انیمیشنی محصول این شرکت است.
ایده اولیه ساخت این فیلم توسط فیل تیپت و پل ورهوفن شکل گرفت، هرچند آنها بهدنبال فیلمی تاریک و طبیعت گرایانهتری از زندگی دایناسورها بودند. در طول سالها این پروژه چندین کارگردان مختلف به خود دید، بهعلاوه شرکت دیزنی برای توسعه این پروژه چندین سال را هم طرف تولید نرم افزارهای لازم برای خل دایناسورها کرد. بااینحال اگرچه دایناسورها محصولی کامپیوتری هستند، اما اکثر پس زمینهها بهصورت لایو اکشن بوده و در محل فیلمبرداری شدند. تعدادی از این پس زمینهها را میتوان در قارههای مختلفی مثل آمریکا و آسیا پیدا کرد.
داستان آن هم در مورد دایناسور جوانی است که توسط خانوادهای از لمورها به فرزندی گرفته شده و در یک جزیره گرمسیری زندگی میکند. پس از جان به در بردن از یک بارش شهابی سهمگین، خانواده تصمیم به نقل مکان میگیرند. دراین سفر آنها با گلهای دیگر از دایناسورها دوست میشوند، هرچند که این سفر خطرناکتر از چیزی است که آنها انتظارش را داشتند.

روزی روزگاری اژدهایان وجود داشتند اما حالا، خب خبری از آنها نیست! بله، این نقطه شروع ماجراجویی شاد و پرفراز و نشیب اولین شاهزاده خانم دیزنی از ناحیه جنوب شرقی آسیا است.
رایا دختری است که خود را مقصر اتفاق ناگواری میداند که سرزمینش را به نابودی کشاند. او برای نجات این سرزمین متلاشی شده و متحد کردن دوباره اقوام گوناگون، بهدنبال آخرین اژدها میرود. هرچند سفر او و سیسو (آخرین اژدها) با سختیهای فراوانی همراه است، جایی که عشق و دوستی به بوته آزمایش گذاشته میشود.

اگر اهل داستانهای حماسی، دلاوری شوالیههای قهرمان و سحر و افسون جادوگران دوراندیش باشید، حتما با داستان این انیمیشن آشنایی دارید. در قرون وسطی پادشاهی انگلستان وارث قانونی ندارد و همه چیز به کسی بستگی دارد که بتواند شمشیری را از دل سنگ بیرون کشیده و حق سلطنت را مطالبه کند.
دراین زمان پسرکی در جنگل با مرلین جادوگر برخورد کرده و در سفری ماجراجویانه با او همراه میشود تا جایگاه واقعی خود را پیدا کند. به عبارتی ما در حال تماشای داستان زندگی شاه آرتور هستیم، پیش از آنکه شمشیر را پیش چشم همگان از سنگ بیرون کشیده و وارث تاج و تخت انگلستان شود.
هجدهمین فیلم بلند انیمیشنی شرکت دیزنی با الهام از کتابی به همین نام، نوشته نویسنده بریتانیایی تی اچ وایت ساخته شده است. هرچند جای خالی آهنگهای شاد به سبک دیزنی در این انیمیشن مشهود است، اما شمشیر در سنگ موفق شده این داستان حماسی را به فیلمی سرگرم کننده و رنگارنگ تبدیل کند که محبوب کودکان است.

گربههای اشرافی، فیلمی کمدی محصول دیزنی و بیستمین فیلم بلند انیمیشنی این استودیو است که براساس داستانی از تام مک گوان و تام رو ساخته شده است. داستان این انیمیشن در مورد خانواده گربههایی اشرافی است که در ناز و نعمت زندگی میکنند. اما زمانیکه صاحب میلیونر آنها تصمیم میگیرد همه اموالش را به گربهها ببخشد؛ شخصی شرور در طعم بهدست آوردن این ثروت، گربهها را ربوده و جایی رها میکند. حالا آنها باید راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند و دراین مسیر از مصاحبت و کمک گربه خیابانی به نام اومالی بهره میبرند.
در ابتدا قرار بود این پروژه بهصورت لایو اکشن برای دنیای شگفتانگیز دیزنی آماده شود، اما پس از گذشت دو سال و بازنویسی مجدد، والت دیزنی پیشنهاد داد که این پروژه برای ساخت یک فیلم انیمیشنی بهتر است. از آنجایی که آن زمان شرکت دیزنی در حال کار روی فیلم کتاب جنگل بود، گربههای اشرافی را در نوبت بعدی تولید قرار داده و درنهایت ساخت فیلم بعد از تکمیل کتاب جنگل آغاز شد. به این ترتیب این فیلم آخرین پروژه سینمایی است که والت دیزنی شخصا ساخت آن را تأیید کرد.

انیمیشن یخزده، پنجاه و سومین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی است که با الهام از داستان ملکه برفی نوشته هانس کریستین اندرسن ساخته شد. این فیلم از جنبههای گوناگونی همچون جلوههای بصری، فیلمنامه جذاب، موسیقی تأثیرگذار و صداگذاری مورد ستایش قرار گرفت. به طوری که برخی از منتقدان این انیمیشن را بهترین انیمیشن دیزنی از دوران رنسانس استودیو تاکنون میدانند. این فیلم همچنین موفق شده است جوایزی مهم را از شماری از معتبرترین جشنوارههای فیلم همچون جوایز آکادمی اسکار، گلدن گلوب، بفتا و حتی دو جایزه از گرمی را از آن خود کند.
داستان انیمیشن هم در مورد محبوبترین خواهران دیزنی یعنی آنا و السا است که موفق شدند با نمایشی خیره کننده سردترین قلبها را هم ذوب کنند. السا سعی دارد با قدرتی شرور که شهر او را وارد زمستانی بیپایان کرده است، مقابله کند و در این راه به حمایت خواهرش آنا نیاز دارد.

پوکاهانتس، سی و سومین فیلم بلند انیمیشنی و ششمن فیلم تولید شده در دوران رنسانس شرکت دیزنی است. این فیلم درامی ماجراجویانه با تم عاشقانه است که به زندگی پوکاهانتس، زن سرخپوست معروفی میپردازد که بهدنبال ورود مستعمره نشینان انگلیسی به قلمرو سرخپوستان، جان یکی از آنها به نام جان اسمیت را نجات میدهد. اگرچه داستان این نجات آنقدرها عاشقانه نیست، اما دیزنی آن را به شکلی رمانتیک روایت میکند که در نوع خود لذت بخش است.
از جمله صداپیشگان اصلی این فیلم میتوان به مل گیبسن در نقش جان اسمیت و ایرن بدارد در نقش پوکاهانتس اشاره کرد و درکنار آنها شاهد حضور کریستین بیل، لیندا هانت و دیوید آگدن استیرز هستیم. موسیقی این فیلم کاری از آلن منکن است که چندین همکاری موفق دیگر با دیزنی دارد.
ساخت این انیمیشن همزمان با انیمیشن شاه شیر بود و اکثر انیماتورهای برجسته دیزنی در این پروژه همکاری داشتند. به هرحال دیزنی در این عاشقانه موزیکال، سفری به قرن هفدهم داشته و شخصیتی تاریخی را با روایتی متفاوت به بینندگان معرفی کرد. منتقدان واکنشهای گوناگونی در مقابل این انیمیشن از خود نشان دادند. گروهی از موسیقی و سبک انیمیشن آن تعریف کردند، درحالی که گروهی دیگر عدم تمرکز در روایت داستان را مورد نقد قرار داده و به تغییر رویدادهای تاریخی فیلم و رنگ و بوی نژادی آن بهعنوان نکاتی منفی اشاره کردند.
پوکاهانتس در گیشه به فروشی ۳۴۶ میلیون دلاری دست پیدا کرده و دو جایزه اسکار بهترین موسیقی متن برای آلن منکن و بهترین ترانه برای آهنگ «Colors of the Wind» را دریافت کرد.

ماجراهای بسیار وینی پو یا وینی خرسه، انیمیشن موزیکال محصول شرکت دیزنی است. این فیلم بیست و دومین فیلم بلند انیمیشنی این شرکت است که برای اولینبار در یازده دسامبر سال ۱۹۷۷ اکران شد.
پیش از این چندین اثر و فیلم کوتاه تحت عناوین مختلف از جمله وینی پو و درخت عسل منتشر شده بود که شخصیت پو، خرس مهربانِ عاشق عسل و دوستان بانمکش را به بیننده معرفی کرد. به همین خاطر بخشهایی از سه فیلم قبلی در این فیلم هم مورد استفاده قرار گرفت تا ضمن معرفی شخصیتها پیوند و همبستگی قسمتهای مختلف با هم حفظ شود.
چهارمین بخش این فیلم به زندگی کریستوفر رابین میپردازد، اینکه حالا باید به مدرسه رفته و جنگل و دوستانش را پشت سر بگذارد. دراین بخش کریستوفر رابین و پو در مورد کارهایی که دوست داشتند با هم انجام دهند صحبت کرده و درنهایت پسرک از پو میخواهد که هرگز او را فراموش نکرده و خاطرات مشترکشان را به خاطر بسپارد.
شخصیتهای حاضر در این انیمیشن دارای حق رای اختصاصی برای استفاده در دنباله و برنامههای مختلف تلویزیونی، لباس، کتاب، اسباب بازی و حتی جاذبههای گردشگری به همین نام در دیزنی لند، دنیای والت دیزنی و دیزنی لند هنگ کنگ هستند.

چهل و نهمین فیلم بلند انیمیشن شرکت دیزنی براساس رمان شاهزاده خانم قورباغه نوشته الیزابت داوسون بیکر ساخته شد. این داستان هم به نوبه خود از افسانه محلی آلمانی به همین نام الهام گرفته شده که توسط برادران گریم گردآوری شده است. این فیلم همچنین بازگشت کوتاه دیزنی به دوران ساخت انیمیشنهای سنتی است که برای آخرین بار در ساخت فیلم «خانهای در مزرعه» (Home on the Range) محصول سال ۲۰۰۴ مورد استفاده قرار گرفته بود.
در ساخت این انیمیشن یک بار دیگر شاهد همکاری دو کارگردان موفق دیزنی، کلمنتس و ماسکر هستیم که پیشتر تولید آثاری جذاب همچون پری دریایی کوچک، هرکول و علاءالدین را در کارنامه داشتند. درکنار آن دیزنی یک بار دیگر به سراغ موزیکال برادوی رفت که اغلب در آثار دوران رنسانس این شرکت مورد استفاده قرار میگرفت و دراین راه از رندی نیومن برای همکاری دعوت کرد که بهدلیل حضور در فیلمهای پیکسار همچون داستان اسباب بازی، مشهور است.
داستان انیمیشن شاهزاده و قورباغه در مورد دختری به نام تیانا است که در رویای افتتاح رستوران خود است و برای رسیدن به این آرزو مدام در تلاش و تکاپو است. هرچند با از راه رسیدن یک شاهزاده و طلسم شدن او توسط جادوگر وودو اوضاع عوض شده و تیانا تبدیل به قورباغه میشود و حالا باید دوش به دوش شاهزاده تلاش کند تا پیش از آنکه دیر شود، دوباره به شکل انسانی خود بازگردد.

سی و هشتمین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی، دنبالهای بر فیلم موفق فانتازیا محصول سال ۱۹۴۰ است و همانند نسخه اصلی، حاوی قطعات موسیقی کلاسیک است.
پس از چندین تلاش ناموفق برای ساخت دنبالهای برای فیلم فانتازیا، با ورود مایکل آیزنر بهعنوان مدیر اجرایی دیزنی، اوضاع تغییر کرد. او متوجه موفقیت تجاری انتشار ویدئویی این فیلم شده و متقاعد شد هم از نظر بودجه امکان ساخت دنبالهای برای این فیلم مهیا است و هم این پروژه بازگشت سرمایه مناسب را خواهد داشت.

هرکول انیمیشن محصول شرکت دیزنی و سی و پنجمین فیلم بلند انیمیشنی این شرکت است. این فیلم همچنین هشتمین فیلمی است که در دوران رنسانس دیزنی تولید شد. داستان فیلم هم درمورد هراکلس یا هرکول پسر خدای صاعقه یا زئوس است.
وقتی به موسیقی دیزنی در دههی نود میلادی فکر میکنید، شاید در ابتدا ترانههای انیمیشنهایی همچون پوکاهانتس، شیر شاه یا علاءالدین به ذهنتان خطور کند. این درحالی است که متأسفانه نه خود فیلم و نه موسیقی آن چندان مورد توجه قرار نگرفته است. درست است که داستان این انیمیشن در مورد اساطیر یونان باستان است، اما سبک موسیقی متن آن مدرن بوده و ترانههای آن توسط گروه کر اجرا شده است.
همانطور که از نامش پیدا است، انیمیشن هرکول داستان مرد جوانی را دنبال میکند که در عین انسان بودن، خون خدایان هم در رگهایش جاری است. این مسئله باعث شده که او امتیاز جاودانگی را از دست بدهد. هرچند اگر بتواند بر چالشهایی که پیش رویش قرار دارد غلبه کند، میتواند دوباره جایگاه خود را در میان خدایان کوه المپوس پس بگیرد. هرچند که هادس، خدای دنیای زیرین به این راحتی دست از سر او برنخواهد داشت.

موانا کمدی ماجراجویانه و موزیکال آمریکایی و پنجاه و ششمین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی است. در این فیلم شاهد حضور چهرههایی همچون دواین جانسون، نیکول شرزینگر و معرفی اولیل کاروالیو بهعنوان صداپیشه هستیم، همچنین لین مانوئل میراندا در تولید آهنگهای این فیلم با دیزنی همکاری داشته است.
اکران موآنا همراهبا استقبال مثبت منتقدان بود که بهویژه از موسیقی و ترانههای آن بسیار لذت برده بودند. فروش جهانی این فیلم به ۶۴۵ میلیون دلار رسید که باز هم موفقیتی دیگر در کارنامه استودیو دیزنی به شمار میرفت. این فیلم همراهبا فیلم زوتوپیا در یک سال منتشر شد، رخدادی که از سال ۲۰۰۲ تا آن زمان بیسابقه بود. پیشتر دو فیلم لیلو و استیچ و جزیره گنج بهصورت همزمان در یک سال منتشر شده بودند. موآنا در هشتاد و نهمین دوره جوایز آکادمی اسکار در دو بخش بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه نامزد دریافت جایزه بود.
فیلم داستان دختری به نام موآنا است که توسط اقیانوس برگزیده میشود تا به جستجوی مائویی، نیمه خدایی افسانهای برود و با کمک او قلب تفیتی را به او بازگردانده و جزیره و مردمش را از بلایی که دامنگیرشان شده است، نجات دهد. طرح اصلی داستان این فیلم از افسانههای پولینزی الهام گرفته شده است.

رابین هود کمدی موزیکال و ماجراجویی و بیست و یکمین فیلم بلند انیمیشنی استودیو دیزنی است که با الهام از داستانی انگلیسی به همین نام ساخته شده است، البته با یک تفاوت کوچک، چون اینجا شاهد حضور حیوانات انسان نما هستیم.
این فیلم در زمان اکران از نظر تجاری برای استودیو یک موفقیت بزرگ بوده و در گیشه ۳۲ میلیون دلار درآمد داشت. همچنین رابین هود از همان ابتدا با نقدهای مثبت منتقدان مواجه شد که همه چیز انیمیشن از جمله صداپیشهها، خط داستانی و طنز تنیده در تاروپود آن را ستایش میکردند. به هرحال این فیلم طرفداران زیادی دارد و با گذر سالها همچنان علاقمندان آثار دیزنی را راضی نگه داشته است.
اگر یکی از اولین کراشهای دوران کودکی شما روباهی انسان نما به نام رابین هود است، نگران نباشید چون تنها نیستید! در حقیقت به سختی میتوان کاریزمای این روباه قهرمان و جذاب را انکار کرد، بهویژه آنکه او از ثروتمندان میدزدد و به فقرا میبخشد. پرنس جان دیگر شخصیت بامزه فیلم و یکی از احمقترین شرورهای تمام دوران است، بهویژه زمانیکه دربرابر وقوع هر مشکلی تنها به مکیدن انگشت خود بسنده میکند. شاید از دید گروهی این فیلم نتواند همچون دیگر آثار دیزنی بیننده را تحت تأثیر قرار دهد، اما با این وجود همواره تماشایش لذت بخش و سرگرم کننده است.

زندگی جدید امپراطور، انیمیشن کمدی و رمانتیک دیزنی و چهلمین فیلم بلند انیمیشنی این شرکت است. در ابتدا راجر آلرز بهعنوان کارگردان این فیلم انتخاب شد، او حتی از «استینگ» موسیقیدان معروف انگلیسی دعوت کرد تا ساخت چند آهنگ برای این انیمیشن را برعهده بگیرد. از طرف دیگر بهدلیل موفقیت آثاری همچون پوکاهانتس و گوژپشت نتردام در گیشه، از مارک دیندال هم دعوت شد تا بهعنوان کارگردان مشترک به این پروژه بپیوندد تا بار کمدی کار بیشتر شود.
داستان فیلم در مورد امپراطور جوان و خودخواه کوزکو است که توسط نیرنگ مشاور سابقش ایزما، به یک لاما تبدیل میشود. حالا او باید با اعتماد به روستایی مهربان و دلسوزی به نام پاچا به قصرش بازگشته و تاج و تخت خود را پس بگیرد. ایزما به سختی میتواند جایی در میان بدترین شرورهای تاریخ دیزنی پیدا کند، اما بدون شک او و دستیارش کرانک از بامزهترین شرورهای دیزنی هستند.

لیلو و استیچ، چهل و دومین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی است که در ۲۱ ژوئن سال ۲۰۰۲ منتشر شده و از همان ابتدا با موجی از انتقادات مثبت مواجه شد. این فیلم همچنین نامزد جایزه اسکار بهترین انیمیشن سال از هفتاد و پنجمین مراسم اهدای جوایز اسکار بود. لیلو و استیچ درکنار دو فیلم مولان و برادر خرس توسط استودیوی انیمیشن فلوریدا واقع در دنیای والت دیزنی در نزدیک اورلاندو تولید شد.
داستان این انیمیشن در مورد دو موجود بازیگوش و غیرعادی است، دختری شش ساله از اهالی هاوایی به نام لیلو و موجودی کوالا مانند اما آبی رنگ به نام استیچ که توجه دخترک را به خود جلب میکند. لیلو، استیچ را بهعنوان سگ خانگی پذیرفته و سعی میکند مفهوم خانواده را برای او توضیح دهد. این امر باعث شکلگیری پیوندی عمیق بین این دو شده و استیچ را که قرار بود خالق هرجومرج شود، به مدافع سرسخت دوستان و خانواده تبدیل میکند.
موفقیت این فیلم به اندازهای بود که ساخت چند دنباله، مجموعه تلویزیونی و حتی اسپین آف آن را ضروری کرد.

بانو و ولگرد، عاشقانه آمریکایی و پانزدهمین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی است که براساس داستان منتشر شده در مجله کازماپولیتن در سال ۱۹۴۵ ساخته شد، داستانی با عنوان «Happy Dan, The Cynical Dog» که توسط وارد گرین نوشته شده بود.
داستان این انیمیشن در مورد سگی اصل و نسب دار به نام لیدی است که با خانوادهای خوب زندگی میکند، اما طی حادثهای از خانه فرار کرده و در خیابانها سرگردان میشود. اینجا است که ترمپ که سگی ولگرد است به کمک او آمده و رابطهای عاشقانه بین آنها شکل میگیرد.
بانو و ولگرد در زمان اکران گیشه موفقی را تجربه کرد. این فیلم اولین فیلم انیمیشنی بود که در ساخت آن از شیوه فیلمبرداری سینما اسکوپ استفاده شد، همچنین این اولین فیلمی انیمیشنی دیزنی بود که بخش «Buena Vista» توزیع آن را برعهده داشت. منتقدان واکنشهای گوناگونی به این فیلم نشان دادند، اما در مجموع کفه به سمت نقدهای مثبت سنگینتر بود. درنهایت این فیلم بهعنوان یکی از بهترین انیمیشنهای دیزنی شناخته میشود و کمتر کسی است که صحنه اسپاگتی خوردن دو سگ در فضایی عاشقانه را از خاطر برده باشد.

آلیس در سرزمین عجایب فیلم پویانمایی محصول استودیو دیزنی است که با الهام از کتاب آلیس نوشته لوئیس کارول ساخته شد. والت دیزنی برای اولینبار در طول دههی ۱۹۳۰ تلاش کرد آلیس را در قالب یک فیلم بلند انیمیشنی تولید کند، اما درنهایت این ایده برای مدتی دیگر در ذهن او باقی مانده و به مرحله اجرا نرسید. او در ابتدا تصمیم داشت فیلم آلیس، تلفیقی از انیمیشن و لایو اکشن باشد. اما سرانجام در سال ۱۹۴۶ مصمم شد آن را بهصورت یک فیلم کامل انیمیشنی تولید کند.
نکته جالب دیگر آنکه اگرچه این فیلم در اکران اولیه خود مورد انتقادات شدیدی قرار گرفت، اما بعدها بهعنوان یکی از بزرگترین انیمیشنهای کلاسیک دیزنی و همچنین یکی از بهترین اقتباسهای آثار کارول در نظر گرفته شد.
نسخه دیزنی از رمان قرن نوزدهمی لوئیس کارول را باید یکی از خارقالعادهترین و سورئالترین فیلمهای اقتباسی این داستان در تمام دورانها دانست، بهویژه وقتی به حضور رنگارنگترین شخصیتهای دیزنی از جمله کلاهدار دیوانه، گربه چشایر و ملکه شرور توجه کنیم. بعدها تیم برتون هم دو فیلم با محوریت داستان آلیس در سرزمین عجایب ساخت که در آن شاهد حضور جانی دپ و هلنا بونهام کارتر بودیم.

انیمیشن شش قهرمان بزرگ از آن دسته آثار انیمیشنی است که تأثیر احساسی شگفتانگیزی روی کودکان میگذارد، بنابراین عجیب نیست اگر کودکان بعد از تماشای آن از والدین خود بخواهند برایشان یک ربات دوست داشتنی مخصوص مراقبتهای بهداشتی بخرند!
این انیمیشن براساس کمیکهای مارول به همین نام ساخته شده است و داستان هیرو هامادا، نابغه نوجوان و متخصص روباتیک را روایت میکند که طی حادثهای دلخراش برادرش را از دست میدهد. آخرین پروژه برادرش تاداشی، ربات ارائهدهنده مراقبتهای بهداشتی به نام بیمکس است که سعی میکند به اشکال مختلف روحیه هیرو را بهتر کند. دراین بین هیرو با گروهی دیگر از نابغههای جوان آشنا شده و همراه آنها تیمی را تشکیل میدهد تا به کمک آنها انتقام مرگ برادرش را بگیرد.

انیمیشن گیسو کمند، پویانمایی جذاب محصول شرکت دیزنی است. این استودیو بالاخره بعد از ساخت چهل و نه فیلم دیگر، به سراغ زنده کردن یکی از افسانههای عامیانه برادران گریم یعنی قصه راپانزل رفت. اگرچه این فیلم هم در مورد دختری جوان با موهای بلند طلایی است که توسط جادوگری بدذات در برجی سنگی زندانی شده است، اما تفاوتهایی هم با نسخه اصلی این داستان قرن نوزدهمی دارد. چرا که اینجا راپانزل شاهزاده خانمی است که عاشق دزدی به نام فلین رایدر شده و درنهایت به کمک جادوی موهای طلاییش، جان او را نجات میدهد.
نام این فیلم در ابتدا راپانزل بود که بعدا به گیسوکمند تغییر پیدا کرد تا فیلم از نظر جنسیتی بهصورت بیطرفانه به بازار عرضه شود. این انیمیشن همچنین با بودجه ۲۶۰ میلیون دلاری ساخته شد که باعث شد بهعنوان گرانترین انیمیشن تمام دورانها شناخته شود. در ساخت گیسو کمند از ترکیب انیمیشن سنتی درکنار فناوری CGI استفاده شده است. آهنگساز شناخته شده آلن منکن هم که پیش از این چندین بار با دیزنی همکاری داشت، ساخت موسیقی این فیلم را برعهده گرفت که همکاری بسیار موفقی بود.
گیسو کمند نامزد دریافت چندین جایزه از جمله بهترین ترانه هشتاد و سومین مراسم جوایز آکادمی اسکار شد، همچنین شخصیت پردازی، فیلمنامه و موسیقی این فیلم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت.

رالف خرابکار فیلم انیمیشنی کمدی محصول شرکت دیزنی و پنجاه و دومین فیلم بلند انیمیشنی تولید شده در این استودیو است. رالف خرابکار یک موفقیت تجاری خوب برای دیزنی بود که با بودجه ۱۶۵ میلیون دلار ساخته شد، اما در سراسر جهان گیشهای موفق را تجربه کرده و به فروشی ۴۷۱ میلیون دلاری دست پیدا کرد.
این فیلم همچنین نامزد دریافت جایزه بهترین انیمیشن سال در جشنوارههای جوایز اسکار و گلدن گلوب شده و جایزه آنی را برای بهترین فیلم انیمیشنی به خود اختصاص داد. در سال ۲۰۱۸، دنباله این فیلم با عنوان « Ralph Breaks the Internet» منتشر شد که این فیلم هم در گیشه درخشیده و بیش از پانصد میلیون دلار فروش داشت.
داستان انیمیشن در مورد رالف، شخصیت بد و خرابکار یک بازی ویدیویی است که از اوضاع خود خسته شده و دوست دارد نقش قهرمانها را بازی کند. وقتی او وارد دنیای پیچیده بازیهای میشود تا یک بازی جایگزین پیدا کند، با دختری به نام وانلوپه آشنا شده و مسیری متفاوت را در پیش میگیرد.

وینی پو و درخت عسل انیمیشن متحرک محصول دیزنی است که براساس دو فصل اول کتاب وینی پو نوشته آلن الکساندر میلن ساخته شد. این فیلم همچنین آخرین فیلم کوتاه تهیه شده توسط والت دیزنی بود و او ده ماه پس از اکران آن، در تاریخ پانزدهم دسامبر همان سال براثر سرطان ریه درگذشت. آهنگهای این فیلم توسط برادران شرمن نوشته شده و اجرای آن را بودی بیکر برعهده داشت.
این فیلم اولین انیمیشن از این سری فیلمها بود که بعدها بهعنوان بخشی از فیلم ماجراهای بسیار وینی پو محصول سال ۱۹۷۷ استفاده شد.

پیتر پن انیمیشن فانتزی و ماجراجویانه محصول شرکت والت دیزنی است که با الهام از نمایشنامهای به همین نام اثر نویسنده و نمایشنامه نویس اسکاتلندی جی. ام. بری ساخته شد.
پیتر پن، پسری جوان با روحیهای آزاد و رها و شیطنتهای خاص خودش است که میتواند پرواز کند و دوران کودکی بیانتهای خود را در جزیره افسانهای نورلند سپری کند. او همچنین رهبر پسران گمشده است و گاهی کودکان معمولی را هم از جاهای دیگر به جزیره میآورد. حالا نوبت وندی و برادرانش است که همراه پیتر و تینکربل سری به جزیره سحرآمیز زده و کمی ماجراجویی کنند.

زوتوپیا یا زوتروپلیس، پویانمایی تولید شده توسط استودیو انیمیشن سازی دیزنی و پنجاه و پنجمین فیلم بلند انیمیشنی تولید شده توسط این شرکت است. این فیلم برای اولینبار در جشنواره فیلم انیمیشنی بروکسل نمایش داده شده و سپس در ایالات متحده روی پرده رفت.
همچین این فیلم موفق به دریافت جوایز متعددی از جشنوارههای معتبری همچون اسکار، گلدن گلوب و جایزه فیلم منتقدان شد. بهعلاوه انجمن فیلم آمریکا زوتوپیا را بهعنوان یکی از ده فیلم برتر سال ۲۰۱۶ معرفی کرد.
داستان این انیمیشن هم در مورد جودی، خرگوشی است که دوست دارد جزو نیروی پلیس باشد. او درگیر پرونده افراد مفقود شده و دراین مسیر از راهنمایی و کمک روباهی به نام نیک وایلد هم بهره میبرد و اینجا است که شکار و شکارچی به دوستانی خوب تبدیل میشوند که پرده از توطئهای شوم برمیدارند.

انیمیشن ۱۰۱ سگ خالدار شخصیتی را به بینندگان معرفی کرد که بهعنوان یکی از بدترین شرورهای دیزنی در تمام دورانها شناخته میشود. بله، منظور همان کروئلا دِویل است که این روزها دیزنی در فیلمی متفاوت، نمایی دیگر از زندگی گذشته و دلایل کارهایش را به بیننده نشان داد.
این فیلم هفدهمین فیلم بلند انیمیشنی دیزنی است، اثری که فروشی درخشان در گیشه داشت. به طوری که مبدل به هشتمین فیلم پرفروش سال در گیشه آمریکا شد. از طرف دیگر سبک انیمیشن سازی استفاده شده در این فیلم جزو تکنیکهای ارزانقیمت بود و به همین خاطر هزینههای تولید فیلم هم کاهش خوبی داشت.

پری دریایی کوچک بیست و هشتمین فیلم بلند شرکت دیزنی و یکی از تولیدات برجسته آن است. پس از گذشته سه دهه، دیزنی یک بار دیگر به سراغ بازگویی داستانی جذاب به همین نام اثر نویسنده برجسته هانس کریستین اندرسن رفت. داستان اریل، پری دریای کوچکی که برای رسیدن به معشوق فداکاریهای بزرگی میکند.
درواقع پس از دورهای که طی آن فیلمهای تولید شده توسط شرکت دیزنی با مشکلاتی مواجه بوده و جذابیت همیشگی را نداشتند، اکران این فیلم زندگی دوباره به فیلمهای پویانمایی دیزنی بخشید. دورهای باشکوه که از آن با عنوان رنسانس دیزنی یاد میکنند.

بیشتر بینندگان از تماشای لایو اکشن مولان لذت بردند، اما همچنان نسخه انیمیشنی آن یکی از بهترین فیلمهای دیزنی است. مولان سی و ششمین انیمیشن بلند این شرکت و همچنین نهمین فیلم انیمیشنی است که در طول دوران رنسانس دیزنی، تولید و اکران شد.
مولان، دختری سرکش است که اجازه نمیدهد هیچ چیز مانع او شود. او حتی برای کمک به پدر بیمارش رخت جنگ به تن کرده و در شمایل مردی جوان به ارتش میپیوندد. البته نباید نقش حضور شخصیتی مثل موشو یا همان اژدهای کوچک و طنازیهای او با صدای ادی مورفی را در موفقیت این فیلم نادیده گرفت.
البته وقتی پای انیمیشنهای دیزنی درمیان است، جوانه عشق هم جایی در حال روییدن است، اما آیا میدان جنگ جایی خوب برای به بار نشستن آن است؟

کتاب جنگل فیلم کمدی ماجرجویانهای است که توسط شرکت والت دیزنی پروداکشنز تولید شد. این فیلم با اقتباس از کتابی به همین نام نوشته رودیارد کیپلینگ ساخته شده و نوزدهمین فیلم انیمیشنی بلند دیزنی است. این فیلم همچنین آخرین فیلم تولید شده این شرکت در زمان حیات والت دیزنی است.
نسخههای اولین فیلمنامه و موسیقی متن این فیلم با دقت بیشتری به آثار کیپلینگ تولید شده بودند. به همین خاطر لحن آنها دراماتیک و تاریکتر از چیزی بود که جایی در آثار خانوادگی خاص دیزنی داشته باشد. به همین خاطر نویسنده و ترانه سرای فیلم جایگزین شدند.
داستان فیلم در مورد کودکی به نام موگلی است که توسط گرگها بزرگ شده است. همه چیز برای موگلی و دوستانش دلپذیر است تااینکه خبر میرسد ببری شرور به نام شیرخان بهدنبال شکار موگلی است. حال دوستانش بالو و باگیرا از او میخواهند برای نجات جانش، جنگل را ترک کند.
کتاب جنگل در زمان اکران با استقبال خوبی مواجه شده و موسیقی متن آن هم مورد تحسین قرار گرفت. تا به حال چندین اقتباس از این اثر منتشر شده است که آخرین نمونه آن بازسازی به کارگردانی جان فاورو است که در سال ۲۰۱۶ منتشر شد.

دامبو یکی دیگر از انیمیشنهای سرگرم کننده شرکت دیزنی است که هم بینندگان را به گریه انداخته و هم لبخند به لبشان میآورد.
دامبو بچه فیل متفاوتی است که با مادرش در سیرک زندگی میکند. گوشهای دامبو از هر بچه فیل دیگری بزرگتر است و همین باعث میشود که از دامبوی بیچاره بهعنوان وسیلهای برای خنداندن تماشاگران استفاده شود! دراین میان برای کسی مهم نیست این مسئله چقدر برای او و مادرش دردناک است. اما روزی ورق برگشته و دامبو از حقیقتی مطلع میشود که او را تبدیل به گل سرسبد سیرک میکند.
این فیلم در دو بخش بهترین موسیقی متن و بهترین ترانه نامزد دریافت جایزه اسکار شد که درنهایت اسکار بهترین موسیقی متن را از آن خود کرد. همچنین در سال ۱۹۴۷ این فیلم برنده عنوان بهترین طراحی انیمیشن از جشنواره فیلم کن شد.
در سال ۲۰۱۹ لایو اکشنی با اقتباس از این انیمیشن به کارگردانی تیم برتون تهیه و پخش شد که در آن شاهد هنرنمایی کالین فارل، مایکل کیتون و دنی دویتو بودیم.

علاءالدین سی و یکمین فیلم بلند انیمیشنی استودیو دیزنی و چهارمین فیلم تولید شده این شرکت در دوران رنسانس دیزنی است. این انیمیشن با اقتباس از داستانهای هزار و یک شب ساخته شده و ستارگانی همچون اسکات وینگر، رابین ویلیامز، جاناتان فریمن و لیندا لارکین بهعنوان صداپیشه در آن حضور داشتند.
موسیقی متن و ترانههای این انیمیشن همگی بسیار محبوب و مورد توجه بودند، بنابراین سخت است یکی از آنها را بهعنوان ترانه برتر انتخاب کرد. اما به نظر میرسد ترانه «دوستی همچون من» بیش از سایر توجهات را به خود جلب کرد.
این فیلم در زمان اکران، مبدل به یکی از موفقیتهای مهم و تجاری استودیو دیزنی شده و درگیشه جهانی فروشی ۵۰۴ میلیون دلاری داشت، به طوری که عنوان پرفروشترین فیلم سال ۱۹۹۲ را به خود اختصاص داد. علاءالدین همچنین اولین فیلم انیمیشنی بود که گیشه نیم میلیارد دلاری را تجربه کرده و عنوان پرفروشترین فیلم تمام دوران را بهدست آورد. هرچند بعدها شاه شیر با فتح گیشه، این جایگاه را از آن خود کرد.

سیاره گنج فیلم اکشن با حال و هوایی علمی تخیلی و چهل و سومین فیلم بلند انیمیشنی شرکت دیزنی است.
این فیلم با اقتباس از رمان ماجراجویی جزیره گنج نوشته رابرت لوئی استیونسون ساخته شد، هرچند دنیای به تصویر کشیده شده در این انیمیشن تاحدود زیادی متفاوتتر از این رمان کلاسیک است.
همچنین این انیمیشن دومین بازسازی این کتاب با حال و هوای فضایی است. اولینبار مینی سریال ایتالیایی با عنوان «جزیره گنج در فضا» (Treasure Island in Outer Space) محصول سال ۱۹۸۷، این اثر را با چنین نگاهی بازسازی کرد. از سوی دیگر تکنیک استفاده شده در ساخت این انیمیشن هم در نوع خود جالب توجه است که از تلفیق انیمیشن سنتی دو بعدی درکنار انیمیشن سهبعدی کامپیوتری بهره برده است.
همچنین بودجه ساخت انیمیشن سیاره گنج ۱۴۰ میلیون دلار بود که در زمان خود بهعنوان گرانترین فیلم انیمیشنی ساخته شده تا آن دوران شناخته شد.

انیمیشن گوژپشت نتردام اقتباسی از رمانی کلاسیک (کلیسای نتردام پاریس) نوشته ویکتور هوگو است. این فیلم همچنین سی و چهارمین انیمیشن بلند این شرکت است.
داستان در مورد مرد جوانی خوش قلب به نام کازیمودو است که چهرهای تغییر شکل یافته داشته و به همین خاطر مورد تمسخر دیگران است. شاید به خاطر همین مسئله، والدینش او را در کودکی رها کردند و کشیشان کلیسا مسئولیت بزرگ کردن او را برعهده گرفتند.
سوی دیگر ماجرا دختری کولی به نام اسمرالدا است که خونگرم و مهربان است و با کازیمودو رفتاری دوستانه دارد. هرچند حضور قاضی فرولو که مردی به ظاهر پرهیزگار اما در باطن بسیار نفرت انگیز است، جایی برای صلح و آشتی باقی نمیگذارد. اما آیا عشق بر نفرت پیروز میشود؟
این فیلم بهعنوان یکی از تیره و تارترین انیمیشنهای شرکت دیزنی شناخته میشود. اثری که به موضوعاتی ناخوشایند میپردازد که جایی در دنیای شاد و رنگارنگ کودکان ندارند که از آن جمله میتوان به نسل کشی، آنتی ژیگانتیسم (جنبش ضد کولیها)، تبعیض قومی و نژادی و ارتکاب گناه اشاره کرد.

سفید برفی و هفت کوتوله بازخوانی کلاسیک یکی از افسانههای جمع آوری شده توسط برادران گریم است. فیلمی که نهتنها اولین فیلم بلند انیمیشنی استودیو دیزنی بود، بلکه اولین فیلم متحرکی بود که بهصورت تکنیکالر تولید شد.
قصه ملکهای زیبا اما حسود که تاب تحمل جذابیت ذاتی دخترخوانده خود را نداشته و برای کنار زدن رقیب از هیچ توطئه و نقشه شومی ابا ندارد، درکنار حضور هفت کوتوله بامزه قطعا مخاطب آن دوران را به خوبی سرگرم کرد. هرچند که حتی با گذشت بیش از هشتاد سال از ساخت این فیلم، این داستان همچنان به اشکال مختلف بازآفرینی میشود.

پس از فیلم سفید برفی و هفت کوتوله، سیندرلا دومین فیلم دیزنی با محوریت یک شاهزاده خانم است. به نظر میرسد شخصیت سیندرلا یکی از بردبارترین شاهزاده خانمهای دیزنی است که باوجود نامادری شرور و دختران حسودش، همچنان به سختیهای زندگی لبخند میزند.
در اوایل دههی ۱۹۴۰ و بهدنبال قطع ارتباط این شرکت با بازارهای فیلم در اروپا بهدلیل وقوع جنگ جهانی دوم، تولیدات شرکت والت دیزنی به اندازه کافی مورد توجه قرار نداشته و این شرکت از نظر مالی دچار مشکلاتی عدیده بود. اگرچه عرضه شماری از آثار انیمیشنی همچون پینوکیو، فانتاسیا و بامبی، موفقیتهای چشمگیری برای استودیو بودند، اما تا سال ۱۹۴۷ شرکت دیزنی با بدهی چهار میلیون دلاری دست به گریبان بوده و حتی در آستانه ورشکستگی قرار داشت. اینجا بود که دیزنی و انیماتورهایش توجه خود را معطوف ساخت فیلمی با اقتباس از آثار شاعر و نویسنده فرانسوی «شارل پرو» کردند.
پس از طی مراحل تولید، سرانجام سیندرلا در تاریخ ۱۵ فوریه ۱۹۵۰ منتشر و مبدل به موفقیتی بزرگ برای این شرکت شد. تا آن زمان و بعد از سفید برفی و هفت کوتوله، سیندرلا را باید بزرگترین موفقیت تجاری این شرکت در ساخت فیلمهای بلند انیمیشنی دانست. بهگونهای که به نظر میرسد مادرخوانده سیندرلا چوب جادوی خود را تکان داده و درهای ثروت و موفقیت را به روی دیزنی گشود.
بد نیست بدانید ترانه «Bibbidi Bobbidi Boo» به اندازهای مورد توجه قرار گرفت که در سال ۱۹۵۱، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین ترانه اصلی شد.

قبل از اینکه شرکت پیکسار با انیمیشنهایی مثل بالا (Up) و داستان اسباب بازی (Toy Story) اشک بینندگان را دربیاورد، شرکت دیزنی با انیمیشن بامبی این کار را به نحو احسن انجام داده بود.
این فیلم در زمان خود نامزد دریافت سه جایزه اسکار بهترین صداگذاری، بهترین ترانه و بهترین موسیقی متن شد، همچنین در سال ۲۰۰۸، انجمن فیلم آمریکا این انیمیشن را بهعنوان یکی از ده انیمیشن برتر جهان معرفی کرد.

انیمیشن زیبای خفته یکی از معروفترین انیمههای شرکت دیزنی است. اما بدنیست بدانید این فیلم در زمان اکران خود با فروش تنها ۵ میلیون دلار فیلمی شکست خورده به حساب میآمد، این درحالی است که بودجه ساخت این فیلم ۶ میلیون دلار بود.
بااینحال این انیمیشن نقاط مثبتی هم داشت که توجه منتقدان را به خود جلب کرد، از جمله سبک انیمیشن سازی آن بسیار مدرن بود، همچنین شخصیت منفی آن یعنی مالفیسنت هم درنوع خود شروری بسیار ترسناک بود که توجه بیننده را به خود جلب میکرد، امری که باعث شد این انیمیشن به یکی از بهترین فیلمهای دیزنی در تمام دوران تبدیل شود.
باتوجهبه سال ساختش این انیمیشن اکنون فیلمی کلاسیک و قدیمی است، اما باید پذیرفت تماشای این عاشقانه دوست داشتنی همچنان دلپذیر است. بهویژه بهدلیل حضور سه مادرخوانده شاهزاده خانم یعنی فلورا، فیونا و مری ودر که همراهیشان باهم لحظاتی لذت بخش را رقم میزند. فرقی نمیکند درحال پختن کیک تولد باشند یا به زور رنگ مورد علاقه خود را به دیگری تحمیل کنند، بههرحال آنها در ذهن بینندگان آثار دیزنی جاودانه شدهاند.

فانتازیا، فیلم انیمیشن آمریکایی محصول شرکت دیزنی است، درواقع این فیلم سومین انیمشن بلند این شرکت است. این فیلم یکی از خلاقانهتریرن آثار دیزنی است که موش معروف یعنی میکی ماوس را بهعنوان شاگرد جادوگری نشان میدهد که نمیتواند هیچ ورد و افسونی را به درستی اجرا کند.
قطعاتی از موسیقی کلاسیک بهعنوان موسیقی متن این فیلم استفاده شده که هفت قسمت آن توسط ارکستر سمفونی فیلادلفیا و به رهبری لئوپولد استوکوفسکی اجرا شده است. همچنین دیمز تیلور، منتقد و آهنگساز بهعنوان راوی و گوینده در این انیمیشن حضور داشته و هر بخش را به بیننده معرفی میکند.
برای بسیاری از علاقمندان آثار دیزنی، این فیلم اولین تجربه سفری خیالانگیز با همراهی نوای ارکستر سمفونی است. والت دیزنی خود در جایی اشاره کرده است که در حرفهای که همچون گشت و گذاری بیپایان برای کشف جادوی رنگ، صدا و حرکت است، فانتازیا هیجانانگیزترین ماجراجویی است.
داستان چگونگی ساخت این فیلم که باید آن را یکی از بلندپروازانهترین و درعینحال تجربیترین آثار این استودیو دانست، به اندازه روایت خود فیلم فوقالعاده است.

دیو و دلبر روایت افسانهی عاشقانه دههی ۹۰ است، جایی که یک شاهزاده جذاب و باشکوه بهدلیل غرور و نخوتی که دامنگیرش شده، اسیر طلسم ساحرهای افسونگر میشود. شاهزاده ناگهان خود را در هیبت دیوی وحشی میبیند، موجودی ترسناک که تنها با عشقی واقعی به شکل اول خود بازخواهد گشت. همچون دیگر داستانهای عاشقانه این چنینی، دختری مهربان و البته زیبارو سرراه شاهزاده قرار گرفته و درنهایت جادوی عشق، طلسم را باطل میکند.
این انیمیشن یکی از آثار محبوب شرکت دیزنی است که با اقتباس از افسانهای فرانسوی متعلق به قرن هیجدهم ساخته شده است. دیو و دلبر همچنین اولین انیمیشنی بود که نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم شد.

داستان شیر شاه با الهام از نمایشنامه هملت نوشته ویلیام شکسپیر شکل گرفته است. داستان این انیمیشن در مورد بچه شیری کوچک به نام سیمبا است که پدرش را طی اتفاقی از دست میدهد. اسکار، عموی بدجنسش از فرصت سوءاستفاده کرده و سیمبا را متقاعد میکند که او باعث کشته شدن پدرش موفاسا بوده است.
سیمبا تبعیدی خودخواسته را انتخاب و از گله جدا میشود، هرچند بعدا دو دوست جدید به نامهای تیمون و پومپا با او همراه میشوند. سیمبا درنهایت پا جای پای پدرش گذاشته و خانوادهاش را از چنگ اسکار و گروه کفتارهایش نجات میدهد.
سه آهنگ این انیمه با اجرای التون جان و ترانه سرایی تیم رایس، نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین ترانه بودند. درنهایت آنها این جایزه را برای ترانه «آیا میتوانی عشق را امشب احساس کنی» بهدست آوردند.
داستان این انیمیشن کلاسیک دیزنی به همان اندازه که دوست داشتنی است، دلخراش هم است. بااین وجود جذابیت این فیلم به اندازهای بود که بازسازی از آن در سال ۲۰۱۹ منتشر شد، هرچند که نسخه قدیمی همچنان محبوبتر است.

تاریخ نگاران حوزه سینما، از نظر فنی دومین فیلم بلند و متحرک استودیو انیمیشن سازی دیزنی یعنی پینوکیو را، یکی از کاملترین آثار انیمیشنی این شرکت میدانند.
دیزنی شرکتی معتبر با پیشینهای درخشان است که نمیتوان جذابیت آثار سینمایی تولیدی آن را نادیده گرفت. همه ما به هرحال بخشی از خاطرات کودکی خود را با تماشای این انیمیشنهای جذاب و تماشایی گذراندهایم، تصاویر متحرک و رنگارنگی که با جادوی موسیقی رنگ و لعابی دلپذیرتر پیدا کردهاند. برای همین سخت است که انگشت روی فیلمهایی خاص گذاشته و آنها را بهعنوان بهترینها معرفی کنیم، درحالی که میدانیم هنوز چیزهای جذاب دیگری برای معرفی کردن وجود دارد. بنابراین مشتاق دانستن عقیده شما درمورد بهترینهای دیزنی در حوزه فیلمهای انیمیشنی هستیم.
بدون دیدگاه