در این مطلب به نقد و بررسی فیلم جدید مرد عنکبوتی یعنی سینماییِ Spider-Man: Brand New Day میپردازیم
تام هالند با چهارمین ماجراجویی کموبیش انفرادی خود در نقش «مرد عنکبوتی»، رسماً به ماندگارترین نسخهی لایواکشن «پیتر پارکر» روی پردهی سینما تبدیل میشود. بنابراین زمان آن رسیده است که دنیای سینمایی مارول (MCU) سرانجام به یک پرسش اساسی پاسخ دهد: مرد عنکبوتی واقعاً چه کسی است؟ در طول سالهای اخیر، نسخههای متعددی از این شخصیت را دیدهایم، بااینحال، Spider-Man: Brand New Day نخستین فیلمی است که در آن، «هویت مرد عنکبوتی» به پرسشمحوریِ داستان تبدیل میشود؛ پرسشی که حتی خود پیتر نیز پاسخی برای آن ندارد.
داستان این سینمایی نیز از این قرار است که چند سال پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» (Spider-Man: No Way Home)، پیتر تقریباً تمام زندگی خود را وقف مبارزه با جرم کرده است. او هر شب با تنی خسته، زخمی و کبود در خیابانهای نیویورک تاب میخورد و با کمک کارآگاه «ژان دیولف» با بازی لیزا کولون-زایاس (Liza Colón-Zayas)، مجرمان را از سر راه برمیدارد. در این مقطع، پیتر بیش از آنکه «پیتر پارکر» باشد، مرد عنکبوتی است. دیولف یکی از معدود افرادی محسوب میشود که او رابطهی نزدیکی با آنها دارد؛ فهرستی کوتاه که چند افسر پلیس نیویورک و «فرانک کسل» با بازی جان برنثال (Jon Bernthal) را نیز شامل میشود.
آپارتمان پیتر هم بیشتر به پایگاه یک ابرقهرمان شباهت دارد تا خانهی یک جوان معمولی. اسکنرهای پلیس، چندین نمایشگر رایانهای و یک چاپگر سهبعدی که میتواند تجهیزات موردنیاز مأموریتهایش را تولید کند، تقریباً تمام فضای زندگی او را در اختیار گرفتهاند. «اسپایدرمن: برند نیو دی» پس از اتفاقات No Way Home و روایت پراکندهی «حماسهی چندجهانی» (Multiverse Saga)، نوعی شروع دوباره برای این شخصیت است؛ حماسهای که سرانجام در فیلمهای «انتقامجویان: روز نابودی» (Avengers: Doomsday) و «انتقامجویان: جنگهای مخفی» (Avengers: Secret Wars) به نقطهی اوج میرسد. از این منظر، «فیلم مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» نقشی مهم در آیندهی مارول دارد اما همزمان هویت مستقل خود را نیز حفظ میکند. چندان اهمیتی ندارد که داستان فیلم مستقیماً به Doomsday متصل شود یا زمینهی جهان پس از Secret Wars را فراهم کند. این اثر، هر دو وظیفه را انجام میدهد اما فراموش نمیکند که پیش از هر چیز، یک فیلم دربارهی «مرد عنکبوتی» است، تصمیمی که نتیجهی نهایی را بهمراتب بهتر کرده است.
طلسم فراموشی دکتر استرنج (Doctor Strange)، دست پیتر و در نتیجه مرد عنکبوتی را برای انجام هر کاری باز گذاشته است. اریک سامرز (Erik Sommers) و کریس مککنا (Chris McKenna)، فیلمنامهنویسان بازگشتهی مجموعه نیز از همین آزادی بهره میبرند. با سپردهشدن صندلی کارگردانی جان واتس (Jon Watts) به دستین دنیل کرتون (Destin Daniel Cretton)، نوعی طراوت متناسب با نام Brand New Day در سراسر فیلم جریان دارد؛ حتی با وجود اینکه این اثر تقریباً بهاندازهی «مرد عنکبوتی ۳» ساختهی سم ریمی، خط داستانی مختلفی را همزمان پیش میبرد. پیتر در کنار انجام وظایف خود بهعنوان ابرقهرمان محبوب نیویورک، همچنان مانند سیارهای غمگین یا سگی گمشده، دور دوستان قدیمیاش امجی با بازی زندایا (Zendaya) و ند با بازی جیکوب باتالون (Jacob Batalon) میچرخد. ند و امجی پس از پایان دوران تحصیل در مؤسسهی فناوری ماساچوست (MIT) به شهر بازگشتهاند و زندگی دوران دبیرستان را پشت سر گذاشتهاند. پیتر آشکارا هنوز در همان گذشته مانده است؛ نه به خواست خودش، بلکه به این دلیل که شرایط اطرافش، امکان حرکت رو به جلو را از او گرفته است.
البته دوستان و عشقهای قدیمی تنها مشکلاتی نیستند که پیتر باید با آنها روبهرو شود.
شخصیت مرموز سیدی سینک (Sadie Sink) از همان دقایق ابتدایی، حضور خود را به داستان تحمیل میکند؛ هرچند تا حدود یک ساعت پس از آغاز فیلم، او را بهصورت فیزیکی نمیبینیم. قدرت نفوذ به ذهن این شخصیت، دریچهی دیگری به روان متلاشیشدهی پیتر پارکر باز میکند؛ آنهم درست در یکی از حساسترین مقاطع زندگی او. قدرتهای مرد عنکبوتی در حال تکاملاند و همزمان با رویارویی او با سختترین دشمنش، فعالیت دیانای عنکبوتی در بدنش نیز شدت میگیرد. درواقع، پیتر نوعی «بلوغ عنکبوتی» را تجربه میکند؛ فرایندی که او و خود فیلم را وادار میسازد فارغ از تمام هیاهوی بیرونی، به یک پرسش اساسی فکر کنند: مرد عنکبوتی واقعاً چه کسی است؟
این ایده، استعارهای جمعوجور و حسابشده برای مفهومی بزرگتر است و به تام هالند اجازه میدهد بهترین بازی خود در این مجموعه را ارائه نماید؛ حتی میتوان گفت عملکرد او در این فیلم از بازیاش در «ادیسه» (The Odyssey) نیز بهتر است. کارگردانی کرتون نیز Spider-Man: Brand New Day را به بهترین فیلم دوران مرد عنکبوتی تام هالند تبدیل میکند. کارگردان «شانگچی و افسانهی ده حلقه» (Shang-Chi and the Legend of the Ten Rings) از ادای احترام به سبک بصری فیلمهای سم ریمی نمیترسد اما این ویژگیها را با نگاه و سلیقهی شخصی خود بهروز میکند. کرتون تماشاگر را به درون نقاب مرد عنکبوتی میبرد. دوربین، هنگام شیرجهزدن او در میان درههای بتنی نیویورک، روی چشمان هالند متمرکز میشود و سپس با تغییر زاویه به نمای اولشخص، تابخوردن اسپایدرمن بر فراز جرثقیلها و فرود او روی پشتبامها را به تصویر میکشد.
فیلم مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید از نوعی سرزندگی برخوردار است که بهندرت در آثار جان واتس دیده میشد. فیلم پرشتاب، پویا و دائماً در حال تغییر است؛ خود را با نیازهای اکنون وفق میدهد، نه با تصویری که مارول تصور میکند یک فیلم مرد عنکبوتی باید داشته باشد. مرد عنکبوتی یکی از دو شخصیتی است که ظاهراً از موج فزایندهی «خستگی از آثار ابرقهرمانی» (Superhero Fatigue) در امان مانده؛ معضلی که ژانرِ فراگیرِ ابرقهرمانی را گرفتار کرده است. بااینحال، فیلم کرتون میداند که حتی مرد عنکبوتی نیز باید تکامل پیدا کند. واداشتن پیتر به چنین تغییری، انتخاب مناسبی برای حرکت روبهجلوی شخصیت است؛ بهویژه اگر تام هالند قرار باشد برای مدتی طولانی در این نقش باقی بماند که در شرایط کنونی، کاملاً محتمل بهنظر میرسد. این مضمون با وضعیت فعلی مارول نیز تناسب دارد، استودیویی که خود ناچار شده است تغییر کند و مسیر تازهای در پیش بگیرد.
از این نظر، Brand New Day حالوهوای یک فیلم کلاسیک مرد عنکبوتی را دارد. پیتر را هنگام تحقیق دربارهی جرایم، زندگی در شهری که دوستش دارد و تلاش برای بازپسگرفتن محبت افرادی میبینیم که از دست داده است. در سوی دیگر، مرد عنکبوتی از دیوارهی آسمانخراشها عبور میکند و پس از برخورد با پلکان اضطراری، با نشیمنگاه در یکی از کوچههای شهر فرود میآید. فیلم Spider-Man: Brand New Day فیلم بینقصی نیست اما خود را بخشی از میراثی میداند که در سال ۲۰۰۲ آغاز شد و همزمان، شرایط دشوار ژانر ابرقهرمانی در دوران کنونی را نیز نادیده نمیگیرد. حفظ این تعادل، بندبازی دشواری است که شاید فقط پیتر پارکر از پسِ آن برآید.
بدون دیدگاه