در راستای ادامه عرضه ریمسترها از فرنچایز Tales، شاهد عرضهی ریمستر تازه آن یعنی Tales of Berseria Remastered هستیم که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.
چند ماه پیش ما شاهد عرضهی ریمستر عنوان Tales of Xillia بودیم که یکی از آثار مطلوب مجموعه را به کنسولهای نسل نهمی میآورد. اما حالا شاهد عرضهی Tales of Berseria Remastered هستیم که یکی از برترین نسخههای فرنچایز را مجددا در دسترس مخاطبان قرار میدهد. با این وجود Tales of Berseria یک اثر نسل هشتمی است که حتی تا قبل از این ریمستر نیز حداقل روی PS4 و PC قابل دسترس بود بنابراین شخصا مشتاق بودم ببینم این ریمستر تا چه حد میتواند بازنشر این ریمستر را توجیه کند.

Tales of Berseria عموما در میان آثار این مجموعه به عنوان بازی نسبتا متفاوت در لحن و روایت به شمار میآید. این عنوان روایتی تراژیک و جدیتر نسبت به دیگر عناوین فرنچایز داشته و در همین راستا لحن روایی آن نیز تا حدی متفاوت است. Tales of Berseria پلیر را در نقش دختر جوانی به نام Velvet قرار میدهد که همراه با خانوادهاش در روستایی کوچک زندگی میکند.
مقدمهی بازی راوی اتفاقاتی است که در کودکی Velvet رخ میدهد، شبی که با آسمان سرخ خود میزبان حملهی هیولاها به روستای محل زندگی Velvet است. در این حین Artorius، شوهرخواهر Velvet و همچنین مربی او، Velvet و برادر کوچکش Laphicet را از روستا دور میکند اما در نهایت خواهر باردار آنها قربانی آن شب خونآلود میشود.
پس از این سکانس، بازی چندین سال به جلو رفته و حالا Velvet را در دوران نوجوانیاش به تصویر میکشد در حالی که همچنان همراه با برادرش Laphicet و Artorius در روستای خود یک زندگی آرام را سپری میکند. او در طول روز به دنبال شکار و رسیدگی به نیازهای خانه است در حالی که به طور همزمان از برادر خود نیز نگه داری میکند.

اما طولی نمیکشد که شب سرخ دیگری از راه میرسد؛ زمانی که Velvet از خواب بیدار میشود، نه تنها نمیتواند برادر خودش Laphicet را در خانه بیابد بلکه متوجه میشود که آفت “Demon Blight” به جان برخی از ساکنان روستا افتاده و آنها را به هیولا تبدیل کرده است. در نهایت Velvet در پی یافتن برادرش سرانجام او را با Artorius مییابد در حالی مییابد که در حال قربانی شدن برای اهدافی نامشخص است. در پی خیانت Artorius در آن شب، Velvet به یک نژادی از هیولاها به نام Therion تبدیل شده که تنها از روح هیولاها تغذیه کرده و تنها بازمانده خانوادهاش را نیز از دست میدهد.
این اتفاقات سرآغاز روایت خشم آتشین و انتقام Velvet است که در ادامهی بازی آن را دنبال خواهید کرد. تفاوت بزرگی که Tales of Berseria با دیگر عناوین فرنچایز خود دارد همین لحن روایی و نوع شخصیتهایی است که در طول بازی با آنها در معاشرت و همکاری هستید. برخلاف بسیاری از قهرمانان این مجموعه یا حتی JRPG به طور کلی که سعی دارند بر تاریکی پیروز شوند، Velvet کاراکتری است که زادهی تاریکی است و از همین رو اصلا استانداردهای یک قهرمان معمول را دنبال نمیکند.
ما با کاراکتری روبهرو هستیم که اعمال خود را با آتش سوزان درونش توجیه میکند و لزوما اهمیتی به پیامدها یا حتی برخی ارزشهای اخلاقی نمیدهد. Velvet کاراکتر خاکستری است که بعضا کمتر در ژانر دیده میشود و همین مسئله او را بسیار متمایز میکند. البته این مسئله لزوما بدان معنا نیست که ما با یک کاراکتر تکبعدی مواجه هستیم. در طول بازی به وضوح کلنجارهای Velvet با ذرههای کوچک انسانیتی که درونش معلق است مشاهده میکنیم در حالی که با هویت تازهی او برخورد کرده و جرقه میزنند.

حتی گروهی که در نهایت در طول بازی تشکیل میشود نیز از این قاعده مستثنی نیست. شما در طول ماجراجوییهای خود با کاراکترهای بسیار جالبی روبهرو میشوید؛ Rokurou، Eizen، Magilou و دیگر کاراکترهای حاضر در این بازی که در نهایت گروه شما را تشکیل میدهند همگی کاراکترهای خاکستری و چند لایهای هستند که گذشتههای متزلزل و هویت نابسمانشان، آنها را به Velvet پیوند میزنند.
لازم به ذکر است که تمامی این کاراکترهای دوست داشتنی نیز از پردازشهای بسیار خوبی برخودار بوده و به سرعت در ذهن شما برای خود جا باز میکنند. Skitها نیز که امضای همیشگی این فرنچایز است نیز در این بازی به شکلی گسترده وجود داشته که باعث میشود لحظهای روند پردازش شخصیتها متوقف نشود. شخصا فکر میکنم این Skitها حتی از آخرین نسخه مجموعه یعنی Tales of Arise نیز بهتر پیادهسازی شدهاند و با وجود اختیاری بودن، به شدت به پرورش شخصیتها و ارتباطات آنها کمک میکنند.
صداپیشگیهای کاراکترها نیز همگی بسیار خوب بوده و به لطف پولیشتر شدن صداها در این ریمستر، حالا بهتر از هر زمان دیگری به گوش میرسند. تنها مشکلی که در این مورد وجود دارد، برخی بیثباتیها در متعادلسازی صدای دیالوگها و صدای موسیقی بازی است به طوری که گاهی اوقات موسیقی به شکل محسوسی از دیالوگها بلندتر هستند. اما در نهایت در ابعاد روایی و داستانسرایی Tales of Berseria یکی از برترین نسخههای مجموعه است که نباید آن را از دست داد.

در زمینهی گیمپلی مسلما از آن جایی که با یک ریمستر روبهرو هستیم، شاهد تغییرات چندانی در هستهی مکانیکال نیستیم اما بهبودهای کیفی و QOLهای مختلفی به این ریمستر اضافه شدهاند که درست همچون Tales of Xillia، روند تجربه را بهبود میبخشند. قبل از هر چیزی بگذارید کمی به سیستم مبارزات بازی بپردازیم؛ Tales of Berseria اثری بود که تا حد زیادی سیستم مبارزات فرنچایز را دگرگون کرد. این بازی، سیستم مبارزات Liberation-LMBS را معرفی میکند که برخلاف گذشته، کنترل بیشتری به پلیر داده، زاویهی دوربین گستردهتری را ارائه میدهد و همچنین بر پایهی کمبوسازیهای مختلف و شخصیسازی دکمهها بنا شده است.
شما میتوانید برای هر کاراکتر چهار رشته کمبو متفاوت روی هر دکمه کنترلر مشخص کنید و آنها را بهینهسازی کنید. این سیستم به لطف تنوع بالایی که دارد به شدت عمیق جلوه کرده و بهینهسازیهای استراتژیک بسیاری میطلبد. شما میتوانید با توجه به تواناییهای هر کاراکتر، نوع مبارزه و همچنین ساختار گروه فعال خود آنها را شخصیسازی کنید. همین روند موجب میشود که با یک سیستم مبارزات جذاب و اعتیادآور روبهرو باشیم که از کشش بسیار بالایی در طول تجربه برخوردار است.
علاوه بر این، مثل همیشه شما امکان شخصیسازی نحوه رفتار کاراکترهایی که توسط هوش مصنوعی کنترل میشوند را دارا هستید. از طریق منوی “Strategy” پلیر امکان شخصیسازی میزان تهاجمی یا دفاعی بودن، اهداف و حتی چگونگی استفاده از برخی تواناییها و قابلیتهای کاراکترها را برای آنها مشخص کند. حال با ترکیب این مسئله با ابعاد شخصیسازی سیستم مبارزات، حاصل یک روند تعاملی بسیار عمیق در زمینهی شخصیسازی و همچنین مبحث “Party Composition” است.

اما این ریمستر و تغییراتی که در مبحث گیمپلی در قالب Quality of Life ایجاد کرده است کمک بسیاری به ریتم کلی تجربه کردهاند. یکی از موارد پایه که در ریمستر قبلی هم شاهد آن بودیم اضافه شدن قابلیتهایی همچون Auto Save و قابلیت رد کردن یا “Skip” کاتسینهاست که بسیار کارآمد هستند. از سوی دیگر، اضافه شدن قابلیت تلاش مجدد یا “Retry” به مبارزاتی که در دنیای بازی انجام میدهید کمک بسیار زیادی به از بین رفتن دستاوردها کرده و ترکیب آن با قابلیت Auto Save، میزان قابل توجهی از هدر رفت زمان به دلیل از بین رفتن دستاوردها در راستای شکست درمبارزات در این بازی را بهبود بخشیده است.
یکی دیگر از مواردی که شخصا همیشه در هنگام نقد چنین ریمسترها و بازنشرهایی از آثار JRPG از آن به عنوان یک QOL به شدت حیاتی و مهم یاد میکنم، امکان غیر فعالسازی رویاروییها با دشمنان در محیط بازی است که این ریمستر نیز خوشبختانه آن را در خود جای داده است. البته لازم به ذکر است که رویکرد Tales of Berseria نسبت به مبحث “Random Encounter” لزوما همانند آثار کلاسیک نبود اما حالا به لطف این ریمستر شما میتوانید به طور کلی رویارویی با دشمنان در دنیای بازی را غیر فعال کنید.
همچنین لازم به ذکر است که درست همچون Tales of Xillia Remastered، در این ریمستر نیز ما شاهد دسترسی به Grade Shop از همان لحظهی ابتدایی بازی هستیم. این فروشگاه که همیشه پس از پایان بازی باز میشد، امکانات و قابلیتهای متعددی را در اختیار شما قرار میدهد که بتوانید تجربهی خود را شخصیسازی کنید. از افزایش میزان XP و پاداشهای دریافتی از مبارزات تا کاهش قیمت آیتمها در فروشگاههای سرتاسر دنیای بازی از مواردی هستند که قابل فعالسازی هستند.

البته تمامی این موارد پس از فعالسازی در ابتدای بازی، در طول روند تجربه قابل غیر فعالسازی هستند بنابراین پلیر با توجه به اهداف خود میتواند از آنها بهره ببرد. به عنوان مثال اگر آن چنان حوصلهی صرف زمان در راستای Grind کردن را ندارید، میتوانید میزان XP دریافتی را برای مدتی افزایش داده و پس از رسیدن به لول مطلوب آن را غیر فعال کنید.
علاوه بر Grade Shop، این ریمستر همچنین آیتمهای مربوط به Fast Travel را نیز از همان ابتدای کار در اختیارتان قرار میدهد تا بتوانید از قابلیتهای آنها بهره ببرید و جابهجا شدن در بازی را تسریع کنید. در همین راستا، سرعت کلی حرکت کاراکترها در محیط نیز افزایش یافته و این مورد شامل Geoboard که در واقع وسیلهی نقلیهی شما در این بازی به شمار میآید نیز میشود.
نقشهی بازی نیز حالا بسیار بهینهتر از نسخهی اورجینال جلوه کرده و اطلاعات بیشتری به پلیر خود میدهد. آیکونهای مختلفی از جمله صندوقچهها و رویدادهای فرعی روی نقشه بازی قرار گرفتهاند تا دقیقا بدانید چه تعاملاتی در محیط بازی انتظارتان را میکشد. البته متاسفانه همچنان محیطهای خالی گستردهای که بعضا فرنچایز Tales به آنها معروف است، در این بازی نیز حضور دارند اما حداقل میتوان گفت به لطف افزایش سرعت حرکت در این ریمستر، تحمل آنها کمی راحتتر از گذشته است. این مسئله اما لزوما به معنای برطرف شدن این مشکل نیست و محیطهای عظیم و خالی بازی همچنان به نوبهی خود آزار دهنده هستند.

به طور کلی حداقل با تکیه بر بهبودهایی که تحت QOLهای مختلف به این ریمستر معرفی شدند میتوان به وضوح مشاهده کرد که تیم سازنده قبل از هر چیزی سعی بر بهینهسازی و بهبود تمپو و تعلیق تجربهی بازی بوده است. از همین رو ما شاهد دسترسیها و اختیارات بیشتری برای پلیر به منظور شخصیسازی و یا دخالت در این روند را شاهد هستیم که بسیار عالی است. در واقع میتوان گفت که Tales of Berseria Remastered بیشتر از تجربهی اورجینال خود، به زمان و حوصلهی پلیرش احترام گذاشته و سعی میکند سکان را تا حد بیشتری به دست او بدهد
حالا اگر برخی از پلیرها قصد دنبال کردن داستان را داشته باشند، میتوانند به راحتی روی آن متمرکز شوند و در طرف دیگر، اگر برخی طرفداران قصد جستوجوی دنیای بازی و انجام فعالیتهای فرعی را داشته باشند، میتوانند این کار را با راندمان بالاتری انجام دهند. اما با گذر از این موارد QOL باید گفت که این ریمستر مورد خاص دیگری برای ارائه ندارد و این مسئله در هنگام مقایسهی آن با دیگر ریمسترهایی که امروزه شاهدشان هستیم بسیار مشهود است. بازی از لحاظ ظاهری تغییرات چندانی نسبت به اثر اورجینال تجربه نکرده است و محتوای کلی، به غیر از DLCهایی که حالا در این ریمستر گنجانده شدند نیز تغییر چندانی ندارد.
بعضا ما در طول سالهای اخیر با ریمسترهای بسیار خوبی روبهرو بودیم که محتوایی همچون Gallery، Music Player یا حتی ابعاد فنی یا رویکردهای هنری بهبودیافته را ارائه میدادند و سعی داشتند یک «پکیج» معقول و جذاب را گردآوری کنند اما متاسفانه Tales of Berseria Remastered شامل هیچ یک از این موارد نمیشود. همین مسئله پیشنهاد این عنوان را به طرفدارانی که احتمالا در گذشته آن را روی PS4 تجربه کردند دشوارتر میکند.
Tales of Berseria Remastered یکی از جذابترین تجربههای JRPG یک دههی اخیر را به پلتفرمهای مدرن میآورد، اما لزوما وجود خودش را به طور کامل در کنار پورت PS4 توجیه نمیکند. این اثر همچنان یک تجربهی روایی گیرا و متمایز است که سیستم مبارزاتی اعتیادآوری دارد و با معرفی برخی بهبودهای فنی، روند تجربه خود را روانتر و بهینهتر میکند. با این وجود، به عنوان یک ریمستر، متاسفانه محتوا یا تغییرات چشمگیر خاصی در آن دیده نمیشود. اگرچه میتوان این ریمستر را یک پیشنهاد مطلوب برای مخاطبان تازه دانست، اما پیشنهاد آن به مخاطبان قدیمی این اثر مخصوصا با توجه به قیمت آن، بسیار دشوار است.
این بازی بر اساس کد ارسالی ناشر (Bandai Namco) و روی PS5 تجربه و بررسی شده است
منبع: گیمفا
بدون دیدگاه