منو

همه چیز درباره DLSS 5؛ چرا فناوری جدید انویدیا جنجال‌برانگیز شده است؟

همه چیز درباره DLSS 5؛ چرا فناوری جدید انویدیا جنجال‌برانگیز شده است؟ - بازی‌ها
مبینا اقدسی
مبینا اقدسی
نویسنده

به نظر می‌رسد انویدیا در مسیر معرفی جدیدترین نسخه از فناوری ارتقای وضوح تصویر، نتوانسته است آن‌طور که انتظار می‌رود رضایت مخاطبان را جلب کند. اما سوال اصلی این است که آیا DLSS 5 واقعاً به همان اندازه‌ای که در نقدها شنیده می‌شود، ناامیدکننده است؟

جدیدترین نسخه از فناوری DLSS هدف انتقادات تند بخش بزرگی از جامعه گیمینگ قرار گرفته است. در سوی مقابل، برخی نیز از کارایی و ضرورت این تکنولوژی دفاع می‌کنند. این تقابل، بحث بسیار جذابی را پدید آورده که نکات حائز اهمیت و قابل تاملی را در خود جای داده است.

در این مطلب قصد داریم با نگاهی عمیق به مزایا و معایب قابلیت‌های ارتقای تصویر مبتنی بر هوش مصنوعی در DLSS 5 بپردازیم. همچنین قصد داریم به این پرسش مهم پاسخ دهیم که آیا تکرار جدید قابلیتی که سال‌هاست در دسترس قرار دارد و در نهایت منجر به سلب استقلال و خلاقیت توسعه‌دهندگان در بهینه‌سازی بازی‌ها خواهد شد یا خیر؟

در این مقاله می‌خواهیم به موضوعی نگاه کنیم که قرار بود جهشی بزرگ در گرافیک بازی‌های مدرن باشد، اما در عوض به یک فاجعه‌ تبلیغاتی تبدیل شد و انویدیا قطعاً ترجیح می‌داد هرگز با آن روبه‌رو نشود. در شرایط فعلی، به نظر می‌رسد این شرکت می‌توانست در معرفی فناوری جدید بسیار بهتر عمل کند تا از ایجاد موج بی‌اعتمادی و تمسخر جلوگیری شود. اما چگونه؟ در ادامه با ما همراه باشید تا ابعاد مختلف این موضوع را بررسی کنیم.

DLSS 5 چیست؟ این فناوری در واقع جدیدترین نسخه از مدل رندرینگ عصبی و همزمان انویدیا محسوب می‌شود. این تکنولوژی هوشمند در زمینه بهبود نورپردازی و بافت متریال‌ها در بازی‌های ویدیویی، یک ابزار بسیار کاربردی به شمار می‌رود. طبق گزارش‌های منتشر شده، این نسخه شامل مجموعه‌ای از ابزارهای کنترلی است که فرآیند کار را برای توسعه‌دهندگان تسهیل می‌کند. این ابزارها تضمین می‌کنند که چشم‌انداز هنری بازی به درستی پیاده‌سازی شود و به هنرمندان اجازه می‌دهد تا پارامترهای کلیدی را در صحنه‌هایی که خلق می‌کنند، به طور شخصی مدیریت و تنظیم نمایند.

در واقع، این خودِ هنرمندان هستند که در نهایت تصمیم می‌گیرند این فناوری در کجا و به چه شکلی اعمال شود. برخلاف آنچه در موج انتقادات اخیر پس از نمایش‌های اولیه القا شده بود، DLSS 5 به هیچ وجه به عنوان یک «فیلتر زیبایی» معرفی نشده است.

در گزارش‌هایی ادعا شده که DLSS 5 در تلاش است تا بر دیدگاه هنری توسعه‌دهندگان و طراحانی که برای خلق آثارشان سخت تلاش کرده‌اند، غلبه کرده یا آن را نادیده بگیرد.

سوال این است که چرا DLSS 5 تا حد زیادی باعث نگرانی گیمرها شده است. برخی معتقدند که این فناوری قرار است برخلاف میل و چشم‌انداز هنری سازندگان، به بازی‌های مدرن تحمیل شود. با این حال، ظاهراً واقعیت به گونه‌ دیگری است و انویدیا تلاش کرده تا به این جنبه از انتقادات پاسخ دهد.

این شرکت اعلام کرده است که استودیوها همچنان کنترل کامل بر نحوه پیاده‌سازی این تکنولوژی را در دست خواهند داشت که این موضوع با حمایت Bethesda و دفاع آن‌ از این فناوری همراه شد. طبق این بیانیه، DLSS 5 تحت کنترل هنرمندان و سازندگان خواهد بود و استفاده از آن برای بازیکنان نیز کاملاً اختیاری است. همه این‌ها روی کاغذ مثبت به نظر می‌رسند، اما چه چیزی باعث شد که رونمایی از این فناوری، خشم بخش بزرگی از جامعه گیمینگ را برانگیزد؟

پاسخ این سوال را شاید باید در تصمیمات خود انویدیا جست‌وجو کرد. برای مثال، تصویر پرحاشیه شخصیت گریس در بازی Resident Evil Requiem را در نظر بگیرید. باید اعتراف کرد که چهره او نسبت به نسخه اصلی بازی تفاوت چشم‌گیری پیدا کرده بود. همین اتفاق در نمایش‌های مربوط به بازی‌های Starfield و Hogwarts Legacy نیز رخ داد.

واکنش‌های منفی به DLSS 5 از مطالعه مقالات تئوریک یا مستندات فنی نشأت نگرفته است، بلکه نتیجه‌ تغییرات محسوس در نورپردازی، چهره‌ها و لحن بصری بازی‌هایی بود که گیمرها با آن‌ها خاطره داشتند. در واقع، پیوند عاطفی بازیکنان با تجربه‌های قبلی‌شان، در تقابل با نگرانی‌ها از گسترش هوش مصنوعی و نحوه پیاده‌سازی آن در صنعت گیم قرار گرفت. این نمایش‌ها حس اشتباهی را منتقل کردند؛ به‌ طوری که بیشتر شبیه به «تغییر سبک بصری توسط هوش مصنوعی» به نظر می‌رسیدند تا یک «بهبود گرافیکی تحت نظارت توسعه‌دهنده».

انویدیا در اشتیاق بالای خود برای نمایش پتانسیل‌های DLSS 5 و مزایایی که این فناوری می‌تواند در اختیار توسعه‌دهندگان قرار دهد، از یک رکن اساسی در حفظ تعامل با جامعه هواداران غافل شد و آن عنصر اعتماد است.

ولع انویدیا برای رونمایی از بخشی از تکنولوژی که احتمالاً مزایای خاص خود را دارد (هرچند که این مزایا هنوز به طور دقیق شفاف‌سازی نشده‌اند)، نتوانست به نگرانی‌هایی پاسخ دهد که ریشه در بی‌اعتمادی عمیق به هوش مصنوعی و تأثیرات اثبات شده آن بر فرآیند توسعه بازی‌ها دارند.

در جهانی که تعدیل نیروهای ناشی از جایگزینی با هوش مصنوعی، افکار عمومی را به شدت تحت فشار قرار داده است، این پرسش مطرح می‌شود که آیا مخاطبان می‌توانند به یک نرم‌افزار رندرینگ عصبی برای تحقق دیدگاه هنری سازندگان اعتماد کنند؟ این پرسشی است که انویدیا باید پیش از این‌ها به آن می‌پرداخت. نسخه‌های پیشین DLSS، علی‌رغم بحث‌های فنی همیشگی پیرامون مقولاتی چون ارتقای تصویر (Upscaling) و تولید فریم (Frame Generation) هرگز جنجالی به این تندی را ایجاد نکرده بودند.‌

DLSS 5 به نوعی موضوع مالکیت زیبایی‌شناختی را به چالش کشیده و بازیکنان را با این ابهام مواجه کرده است که آیا این فناوری به تدریج بازی‌ها را به تجربه‌هایی تبدیل خواهد کرد که فرسنگ‌ها با ایده و نیت اولیه سازندگان فاصله دارند؟ به نظر می‌رسد شیوه رونمایی و معرفی این فناوری، تنها به وخامت اوضاع دامن زده است.

نمایش توانمندی‌های این فناوری در بازی‌هایی که برای مخاطبان شناخته‌ شده بودند، موجی از انتقادات و حتی تمسخر را به راه انداخت. اکنون تصاویر مقایسه‌ای در فضای مجازی منتشر شده است و می‌توان درک کرد که چرا نگرانی‌های جدی درباره غلبه تکنولوژی بر نیت و هدف اصلی استودیوهای سازنده وجود دارد.

یکی دیگر از عوامل جنجال‌برانگیز، رویکرد بی‌پروا و تهاجمی انویدیا در دفاع از این فناوری است. اگرچه مدیران شرکت بر این باورند که انتقادات وارد شده به DLSS 5 کاملاً نادرست است، اما از نگاهی شخصی‌تر و احساسی، نوع پاسخگویی آن‌ها القاگر یک رویکرد بی‌اعتنا نسبت به دغدغه‌های بازیکنان بود. برخی کاربران معتقدند این قابلیت نه‌تنها ارزش افزوده‌ای به همراه ندارد، بلکه از غنای هنری عناوینی که قرار بود توسط DLSS 5 ارتقا یابند، کم می‌کند.

دو روی یک سکه

ابتدا به بررسی دیدگاه منتقدان DLSS 5 می‌پردازیم. انتقادات مطرح شده کاملاً مستدل هستند؛ از جمله نگرانی‌هایی مبنی بر اینکه این فناوری باعث یکسان‌سازی‌ بصری بازی‌ها در سبک‌های مختلف می‌شود. این فرآیند، ظاهری مبتنی بر هوش مصنوعی به آثار می‌بخشد که می‌تواند به عنوان ابزاری برای تحمیل استانداردهای بصری انویدیا بر چشم‌انداز هنری استودیوهای خالق اثر تلقی شود.

به‌عنوان نمونه، در مورد شخصیت گریس در Resident Evil Requiem، به نظر می‌رسد این فناوری ظاهر او را به‌طور کامل دگرگون کرده و نوعی «زیبایی اغراق‌آمیز» به وی بخشیده است که هیچ سنخیتی با طراحی اصلی او در بازی ندارد. این مسئله، ترسی را تقویت کرده است که طبق آن انویدیا به واسطه مالکیت این نرم‌افزار، در جایگاهی قرار می‌گیرد که می‌تواند ظاهر بازی‌ها را مطابق میل خود دیکته کند.

اگرچه دفاعیات انویدیا نتوانسته است به شکلی رضایت‌بخش به این نگرانی‌ها پاسخ دهد، اما گزارش‌های فنی نشان می‌دهند که DLSS 5 ابزاری کنترل‌پذیر و قطعیت‌گرا است که بر بستر چارچوب سه‌بعدی خودِ بازی فعالیت می‌کند. این یعنی DLSS 5 بسیار فراتر از یک فیلتر زیبایی‌بخش عمل می‌کند.

در واقع، این فناوری بیش از آنکه یک فیلتر Post-Processing در سطح فریم باشد، راهکاری است که به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد کنترلی مولد در سطح هندسه بازی داشته باشند. با این حال، تمامی این نکات کلیدی که می‌توانستند بر حقانیت دفاعیات انویدیا صحه بگذارند، تحت‌الشعاع برخورد صریح و بی‌اعتنای این شرکت نسبت به دغدغه‌های منطقی کاربران قرار گرفته است.

در این میان، شرکت بتسدا موضعی آرام‌تر اتخاذ کرد. آن‌ها با تاکید بر اینکه این فناوری هنوز در مراحل اولیه توسعه خود قرار دارد، خاطرنشان کردند که DLSS 5 ابزاری است که کنترل کامل نحوه پیاده‌سازی آن در دستان توسعه‌دهندگان بازی باقی می‌ماند.‌

در پاسخ بتسدا به ماجراهای پیرامون DLSS 5، یک مولفه کلیدی به چشم می‌خورد. این شرکت که طی سالیان متمادی اعتبار و حسن نیت هوادارانش را به دست آورده، به نظر می‌رسد در موقعیت بسیار بهتری برای تسکین ترس‌های مخاطبان قرار دارد. البته اینکه آیا این تلاش در نهایت موفقیت‌آمیز بوده یا خیر، خود موضوع بحث دیگری است.

استراتژی انویدیا در نمایش دموها باید به‌ گونه‌ای طراحی می‌شد که نگرانی‌ها پیرامون غلبه هوش مصنوعی بر چشم‌انداز خلاقانه بازی‌ها را پیش‌بینی و مدیریت می‌کرد. انویدیا با نادیده گرفتن این موضوع، زمینه‌ساز وضعیتی شد که اکنون با آن دست‌ به‌ گریبان است.

اما این موضوع بدان معنا نیست که گزارش‌های مربوط به سلب کنترل بصری از توسعه‌دهندگان نباید جدی گرفته شوند. دموهای فعلی در ارتقای بصری بازی‌ها عملکرد کاملاً ضعیفی داشته و عملاً سبک هنری این محصولات را تخریب کرده‌اند. از سوی دیگر، باید به این شرکت‌ها فرصت داد تا ابتدا پیاده‌سازی‌های همزمان را در بازی‌هایی ارائه دهند که روی پلتفرم‌های تجاری اجرا می‌شوند. تنها در آن زمان است که در موقعیت بسیار بهتری برای قضاوت درباره نتایج خواهیم بود.

speaker مهم‌ترین اخبار


شناسه خبر: 431920
۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ساعت: ۲۲:۵۶ | بازدید: 15
اشتراک گذاری:

بدون دیدگاه

بیوگرافی الهام چرخنده و همسرش آلبوم خانوادگی - وب‌گردی
بیوگرافی الهام چرخنده و همسرش + آلبوم عکس خانوادگی