لیست بهترین بازیهای نقشآفرینی جهانباز را ببینید.
بازیهای نقشآفرینی جهانباز معمولا طوری ساخته شدهاند که شما ناخودآگاه دهها و بلکه صدها ساعت را در آنان سپری میکنید و از تمام مشکلات و اتفاقات دنیای اطرافتان فاصله میگیرید. این جادو در بسیاری از برهههای زندگی به گیمرها کمک زیادی کرده و پس از این نیز خواهد کرد.
ما در نخستین قسمت از این مقاله سراغ چند بازی شناختهشده و پرطرفدار رفتیم که به هر یک به روش خاص خودشان ژانر نقشآفرینی جهانباز را رو به جلو هدایت کردهاند؛ از الدن رینگ و سایبرپانک ۲۰۷۷ گرفته تا کینگدام کام ۲ و اسکایریم فراموشنشدنی. اکنون در قسمت دوم ترکیبی از آثار محبوب و کمتر شناختهشده را خواهیم داشت که در هر صورت تجربهشان برای یک طرفدار آثار Open-World الزامی است. با ما همراه باشید.

بازی Fallout: New Vegas به خوبی درک میکند که یک نقشآفرینی جهانباز باید تمام تمرکز خود را روی عناصر RPG بگذارد و در همین راستا تکتک مقرها، والتها و ساختمانهای متروکه را به مکانهایی دارای هویت تبدیل کرده است. ماموریتهای بازی مدام گسترش مییابند و با تصمیمات شما دستخوش تغییرات عظیم میشوند و اصلا بعید نیست که ناگهان با نتایج تصمیمی روبهرو شوید که چندین ساعت پیش در یک ماموریت گرفته بودید.
سرزمین بایر Mojave همچنین به شدت باورپذیر به نظر میرسد، به طوری که اصلا خبری از فعالیتهای تکراری نیست و آنقدر محتوای غنی در بازی گنجانده شده که بازگشتن به خط داستانی اصلی دشوار میشود. خیلی از توسعهدهندگان در یکی دو دهه اخیر از نیو وگاس الهام گرفتهاند و میزان آزادی عمل در آن را سرمشق کار خودشان قرار دادهاند.

Dragon’s Dogma ۲ خلق تجربههای خاطرهانگیز بدون بهرهگیری از رویدادهای از پیش تعیینشده را به خوبی بلد است. یک ماجراجویی ساده سفر از شهری به شهر دیگر میتواند ناگهان به مبارزهای با یک Griffin یا فرار از دست مردگان در شب تبدیل شود.
کمرنگ بودن رخدادهای سینماتیک و برنامهریزی شده باعث میشود تا شما تجربهای طبیعیتر و ماندگارتر در Dragon’s Dogma ۲ داشته باشید و احساس کنید مرکز این جهان خیالی و شگفتانگیز هستید. اگر شما هم به ماجراجویی محض و فیالبداهه علاقه دارید، کمتر عنوانی مثل این نقشآفرینی جهانباز از کپکام برایتان پیدا میشود.

استودیو سیدی پراجکت رد عادت دارد هر ماموریت و اتفاق در دنیای بازیهایش را آنچنان درگیرکننده، تاثیرگذار و مهم جلوه دهد که شما نتوانید از هیچ یک از آنها به راحتی عبور کنید. The Witcher ۳ در یک کلام یکی از بهترین بازیهای تاریخ ویدیوگیم به حساب میآید که از سال ۲۰۱۵ تاکنون در تمام لیستهای مرتبط جای گرفته است.
سفر احساسی گرالت برای یافتن و نجات دختر خواندهاش سیری قرار نیست هیچگاه تازگیاش را برایمان از دست بدهد و حتی با وجود نزدیک شدن به انتشار The Witcher ۴، هزاران هزار گیمر هنوز مشغول پرسه زدن در اسکلیگ و یا شکار گریفین در White Orchard هستند.
درست مثل سایبرپانک ۲۰۷۷، ماموریتهای فرعی ویچر ۳ آنقدر بینقص طراحی شدهاند که صرف نظر از آنها میتواند یک اشتباه فاحش و بزرگ باشد. در حقیقت بخش اعظمی از تجربه فراموشنشدنی The Witcher ۳: Wild Hunt در همین محتوای جانبی گنجانده شده و برخی ماموریتها از کل کمپین داستانی بار عاطفی بیشتری دارند.

بازی Yakuza ۰ رویکرد متفاوتی نسبت به طراحی جهانباز دارد و به جای استفاده از لوکیشنهای گسترده روی شهرهایی متراکم و مملو از فعالیتهای متنوع تمرکز کرده است. خیابانهای شلوغ شهر پر از کارائوکه، آرکید، رستوران، داستانهای عجیب و جذاب، و حواسپرتیهای دیوانهواری است که تجربه ساده قدم زدن در شهر را به فعالیتی هیجانانگیز و پرماجرا تبدیل میکند.
در یک لحظه شما درگیر یک درام جنایی جدی هستید و در لحظه بعدی دارید یک امپراتوری مدیریت املاک را میگردانید. شاید هم ناگهان خود را وسط معرکهای احمقانه و بهشدت خندهدار بیابید که تا مدتها در ذهنتان نقش میبندد. ترکیب عناصر جدی و احساسی با لحظات طنز باعث شده تا یاکوزا ۰ یک پکیج کامل و منحصر به فرد در لیست بهترین بازیهای نقشآفرینی جهانباز باشد.
بدون دیدگاه